چاپ نفیس متن کامل «غزلیات شهریار» با مقدمه‌ای به قلم یدالله عاطفی و شرح‌ مختصر احوال و زندگی محمدحسین شهریار و سبک آثار و گرایش‌های شعری او به تازگی منتشر و راهی بازار کتاب شده است. خوشنویسی اشعار را در این کتاب حمیدرضا عاطفی برعهده داشته است.

به گزارش ایبنا، عاطفی در پیشگفتار شهریار را گاه غزل‌سرایی چیره‌دست و پرشور و حال با لفظی استوار و مضامینی لطیف، عاشقانه و عارفانه و گاه قصیده‌سرایی فصیح و بلیغ معرفی کرده است.

همچنین معتقد است این شاعر گهگاه قطعه‌سرا و زمانی مثنوی‌سرا و منظومه‌سرایی ژرف‌اندیش است و در قالب شعر نو نیمایی نیز درخششی شگفت‌انگیز دارد.

وی در ادامه به «گزیده غزلیات شهریار» که در سال 1374 به انتخاب او منتشر شده اشاره کرده و دلایل انتشار کل غزلیات شهریار را آورده است.

ارائه نظرهای علاقه‌مندان به غزل‌های شهریار برای انتخاب یک غزل ویژه و همچنین پیشنهاد آن‌ها برای انتشار تمامی غزلیات با خط نستعلیق دلایلی هستند که سبب شده عاطفی این کلیات را گردآوری کند.

عاطفی در مطلبی با عنوان «استاد شهریار، شاعر افسانه‌ای» به شرح مختصر احوال و زندگی شاعرانه شهریار، سبک آثار و گرایش‌های شعری او و نظر برخی از شاعران و تذکره‌نویسان درباره شهریار پرداخته است تا جوانان و علاقه‌مندان مبتدی با شرح زندگی و آثار او آشنا شوند.

خوشنویسی مقدمه این کتاب را عباس اخوین و خوشنویسی اشعار را حمیدرضا عاطفی برعهده داشته‌اند.

در انتهای کتاب نیز فهرست غزلیات براساس حروف آخر قافیه و ردیف‌ها آمده است.

سید محمدحسین بهجت تبریزی(1285 -1367 ) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر اهل آذربایجان بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده ‌است.

وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرة‌الشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. مهم‌ترین اثر شهریار منظومه «حیدربابایه سلام»(سلام به حیدربابا) از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی است و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌ است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی تبحر داشته‌است. از جمله غزل‌های معروف او می‌توان «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» را نام برد.

چاپ نفیس «غزلیات شهریار» با مقدمه و شرح حال یدالله عاطفی در 648 صفحه، شمارگان 2000 نسخه و قیمت 22500 تومان به تازگی توسط انتشارات نگاه منتشر و راهی بازار کتاب شده است.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...