جان رجینالد تالکین

07 فروردین 1385

جان-رجینالد-تالکین

20 سال به عنوان استاد آنگلوساکسون و 14 سال به عنوان استاد ادبیات انگلیسی تدریس کرد... او در آغاز قصد داشت شاعر شود، اما به خاطر خلاقیتش در خلق زبان‌های تصویری به سمت داستان ‌نویسی روی آورد... وی در جنگ جهانی اول در صف‌های نخست جبهه جنگیده است و آثاری که از جنگ در ذهنش مانده را می‌توان به خوبی در داستان‌هایش حس کرد...

جان رجینالد تالکین (John Reginald Tolkien) در سوم ژانویه 1892 در بلومفونتین آفریقای جنوبی به دنیا آمد. والدینش انگلیسی بودند و زمانی که تالکین سه ساله بود، به انگلستان بازگشتند.
تالکین
به آکسفورد رفت و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی برای 8 سال به تحصیل پرداخت. همان زمان با دوست دوران کودکیش "ایدث برات" ازدواج کرد که ثمره این ازدواج 4 فرزند بود. از سال 1925 تا 1959، 20 سال به عنوان استاد آنگلوساکسون و 14 سال به عنوان استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه محل تحصیلش به تدریس پرداخت.

او در آغاز قصد داشت شاعر شود، اما به خاطر خلاقیتش در خلق زبان‌های تصویری به سمت داستان ‌نویسی روی آورد. شهرت وی به خاطر دو اثر "هابیت" (The Hobbit) و شاهکار حماسی "ارباب حلقه‌ها" (The Lord of the Rings) است. وی در جنگ جهانی اول در صف‌های نخست جبهه جنگیده است و آثاری که از جنگ در ذهنش مانده را می‌توان به خوبی در داستان‌هایش حس کرد. "کتاب داستان‌های گم‌شده" نخستین داستان او بود که درحال بیماری‌‏ و در زمان جنگ جهانی اول نگاشت.

این نویسنده و محقق انگلیسی حس تخریب طبیعت به واسطه تکنولوژی جدید را به طور عمیقی در هر سه مجموعه ارباب حلقه‌ها به کار برده است. فردی به نام سارومان که تمامی درختان کهنسال اطراف قلعه‌اش را برای تامین سلاح برای لشکر جدیدش می‌سوزاند به واقع حس تالکین را در از بین رفتن طبیعت بیان می‌کند. وی از زمانی که در دانشگاه مشغول تحصیل بود، نوشتن آثاری چون "سر گاوین و شوالیه سبز" (1925) و "بیولوف: هیولاها و منتقدان" (1936 ) را آغاز کرد. وی نوشتن تریلوژی "ارباب حلقه‌ها" را زمانی شروع کرد که هنوز مشغول تحصیل بود. او در همان دوران نوشتن کتاب "هابیت" (1937) را نیز آغاز کرد که مقدمه‌ای برای ارباب حلقه‌ها باشد. شخصیت اصلی هابیت فردی است به نام "بیلبو بگینز" که از زندگی راحت و بی‌دغدغه خود دست شسته و به همراه "گندالف" جادوگر و گروهی "دوارف" حفره‌های گرم و نرم هابیتی‌اش را به قصد ماجراجویی ترک می‌کند. او در طول این سفر پرماجرا قابلیت‌هایی از خود نشان می‌دهد که خودش را نیز متعجب می‌کند.

وقایع هابیت و ارباب حلقه‌ها در گذشته‌های دور و دوران اساطیر روی می‌دهد. نوشتن این تریلوژی بیست و سه سال یعنی تا سال 1960 برای تالکین طول کشید. داستان این مجموعه در سه کتاب "یاران حلقه"(The Fellowship of the Ring) ، "دو برج"(The Two Towers)  و "بازگشت شاه"(The Return of the King) رخ می‌دهد. داستان در حیطه جنگی است بین دو گروه خیر (فرودو، گندالف و ...) و شر (سارومان، سائرون) بر سر حلقه قدرت که می‌تواند موازنه‌ قدرت را در جهان به هم زند. هابیت و ارباب حلقه‌ها با قدرت تخیل شگفت‌آور نویسنده پایه و اساس بسیاری از آثار علمی- تخیلی در قرن بیستم بوده است. می‌توان رد پای تخیلات و افسانه‌های تالکینی را در آثار سینمایی چون "جنگ ستاره‌ها" نیز دید. لازم به ذکر است، ارباب حلقه‌ها در ابتدا قرار بود دنباله داستان کودکانه هابیت باشد، اما در روند نوشتن، فضایی تیره‌تر و جدی‌تر یافت و در نتیجه رده سنی مخاطبانش بالاتر رفت.

تالکین از دوستان نزدیک "سی. اس. لوئیس" نویسنده "وقایع نارینا" و "دابلیو. اچ اودن" شاعر انگلیسی به شمار می‌رفت. به شدت تحت تاثیر ادبیات آنگلوساکسون، اسطوره‌‏شناسی آلمان، فولکلور فنلاند، کتاب مقدس و اسطوره‌‏شناسی یونان بود، به گونه‌‏ای که تاثیر آن‌ها را می‌‏توان در آثارش به وضوح مشاهده کرد. تالکین مشخصا به تاثیر اسطوره‌‏هایی همچون "هومر"، "ادیپیوس"، "کالوالا" و نیز "بیوولف" بر آثارش اشاره کرده است. بابل و مصر نیز از مکان‌‏های الهام‌بخش آثار وی به شمار می‌روند.

وی از اساتید زبان‌‏شناسی بود که برای فرهنگ لغت آکسفورد نیز کار می‌‏کرد. تالکین علاقه وافری به ساختن زبان‌های علمی یا فراساخته داشت. او شاید تنها کسی باشد که 15 زبان ساخته است. با این وجود، توصیه او به کسانی که علاقمند به زبان بین‌المللی هستند، این است که: «از اسپرانتو پشتیبانی کنید.» وی در جایی گفته است که انگیزه او از نگارش کتاب‌های تخیلی‌اش (مانند ارباب حلقه‌ها) و به وجود آوردن میان‌زمین (Middle earth) این بوده است که زبان‌های فراساخته او در آن صحبت شود.

تالکین در 2 سپتامبر 1973 درگذشت.

مریم السادات فاطمی   معرفی کتاب نقد کتاب خرید دانلود زندگی نامه بیوگرافی

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...