بزرگداشت الکساندر پوشکین در روسیه برگزار شد.

در یکصد و هفتادمین سال درگذشت الکساندر پوشکین نویسنده روس و بنیانگذار ادبیات مدرن روسیه، چندین مراسم بزرگداشت برای او در سن پترزبورگ برگزار می‌شود.

دانیل گرانین نویسنده روس و از برگزار کنندگان مراسم بزرگداشت پوشکین گفت: پوشکین زیباترین هدیه‌ای بود که به روسیه داده شد. با مرگ او نیز کشور ما بزرگترین زیان تاریخی خود را تجربه کرد.

به گزارش مهر، در نخستین مراسم که چندی پیش در منزل قدیمی این نویسنده نامدار در خیابان مویکا شهر سن پترزبورگ که اکنون به موزه تبدیل شده است برگزار شد، چند تن از شاعران برجسته روس سروده‌هایی را در بزرگداشت پوشکین سرودند.

تاکنون چندین کنفرانس ادبی نیز به همین مناسبت در سن پترزبورگ شهر زادگاه پوشکین برگزار شده است و سمینارهای دیگری نیز در حال برگزاری است.

السکاندر پوشکین شاعر و نویسنده بزرگ روس در سال 1799 میلادی در مسکو به دنیا آمد. او ابتدا به خدمت وزارت خارجه روسیه در آمد و با سرودن قصیده‌ای درباره آزادی محکوم به تبعید شد. وی همچنین قطعه زندانی قفقاز را پس از بازدید از قفقاز در سال 1822 میلادی به رشته تحریر در آورد. پوشکین به دلیل داشتن عقاید آزادی خواهانه در سال 1824 میلادی از شغل خود استعفا کرد و پس از آن به ملک پدری خود در پسکف رفت و در همان جا " بوریس گودنف " و "اوژنی اونژین" وهمچنین داستان منظوم" فواره باغچه سرای " را نگاشت. "تاریخ شورش بوکاچف "،" دختر سروان" ، "کولی ها و دوبروفسکی" از دیگر آثار پوشکین به حساب می‌آید.

 پوشکین درحالی که تنها 38 سال داشت در یک حادثه دوئل کشته شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...