کتاب «دائو ده جینگ» [Dao de jing] اثر لائوزه [Lao-Tzu] متفکر بزرگ چین، به قلم سلیمان بای جی سو به فارسی ترجمه و منتشر شد. سلیمان بای جی سو مترجم قرآن به زبان چینی است و برنده جایزه جهانی کتاب سال ایران نیز شده است.


دائو ده جینگ [Dao de jing] اثر لائوزه [Lao-Tzu]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، لائوزه از فیلسووفان شناخته شده و نامدار چین است که در جهان به عنوان بنیانگذار مکتب دائو شناخته می‌شود. این متفکر که در قن ششم و هم عصر با کنفسیوس می‌زیست در این کتاب تنها پنج هزار واژه نوشتاری چینی را تصویر کرده است که آکنده از حکمت‌های عمیق و پندهای مفید برای انسان است و به کتاب شعر حکمت مشهور است.

چینی‌ها مقام این متفکر در فلسفه چین را همانند مقام سقراط در فلسفه غرب عنوان می‌کنند و بر این باورند که افکار او جدای از تاثیر عمیق در زندگی معنوی مردم چین، در بارور کردن افکار و اندیشه‌های فلسفی سایر ملل نیز نقش بی‌بدیلی داشته است.

لائوزه در زمره متفکرانی است که حصار اندیشه و فلسفه در چین را که پیرامون سرنوشت انسان و مسائل مرتبط با حکومتداری کشیده شده بود، شکست و و دامنه اندیشه را به تمام هستی و جهان گسترش داد و به اکثر مسائل زندگی بشری از منظری وسیع و ژرف و با دقت موشکافانه نگریست.

این کتاب در بخش نخست خود به موضوعی سیر اندیشه لائوزه پرداخته و معنای دائو در زبان و اندیشه چینی را تشریح می‌کند و در ادامه فلسفه زندگی در مکتب لائوزه را تشریح می‌کند. در بخش دوم نیز دو کتاب «دائو» و «دِه» از این متفکر عرضه شده است. انتشارات علمی و فرهنگی این کتاب را در ۲۱۰ صفحه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...