چند عکس سیاه و سفید متعلق به چارلز دیکنز که به تازگی به صورت رنگی ظاهر شده جزئیات خصوصیات ظاهری این رمان‌نویس انگلیسی عصر ویکتوریا را آشکار کرده است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا- موزه چارلز دیکنز با همکاری چند کارشناس عکاسی اقدام به رنگی‌ کردن 8 عکس سیاه و سفید متعلق به چارلز دیکنز کرده‌ و از طریق این عکس‌ها از انتخاب‌ها و مد مورد علاقه نویسنده مشهور انگلیسی، رنگ پوست و نیز خصوصیات چهره نوه‌های او پرده برداشته و آشکار کرده‌ که چارلز دیکنز مردی با پوست برنزه و علاقه‌مند به پوشیدن لباس‌هایی با رنگ‌های شاد و زنده بوده است.

کشف راز عکسهای سیاه و سفید چارلز دیکنز

اولین عکس از 8 عکس سیاه و سفیدی که به صورت رنگی ظاهر شده چارلز دیکنز 47 ساله‌‌ای را نشان می‌دهد با پوستی برنزه که یک جلیقه پرزرق و برق و یک ژاکت نیروی دریایی طرح‌دار بر تن دارد و یک پاپیون نیز به گردن آویخته است.

به گفته کارشناسان، خالق «الیور توئیست» در این عکس‌ها فاقد آن سیما و چهره بی‌رنگ ‌و بی‌روحی بوده که با عصر ویکتوریا پیوند داشته و یادآور آن دوره بوده است و پوست برنزه و چهره‌ای حاکی از سلامت نیز نشان از سفرهای متعدد او داشته است.

آن‌ها همچنین خصوصیات ظاهری و رنگ پوست دو نوه بزرگ او به نام‌های جرالد دیکنز و مارک دیکنز را مورد بررسی و ارزیابی قرار دادند.

الیور کلاید، عکاس که در این پروژه با کارشناسان همکاری داشته می‌گوید: «دیکنز در این عکس‌های رنگی با این رنگ پوست و چهره شاداب به نمادهای عصر ویکتوریا پشت پا زده است. ما می‌دانیم که او عاشق سفر و بودن زیر آفتاب بوده و این در تمام عکس‌های به جا مانده از او به طور کامل انعکاس یافته است.»

دیدن عکس‌های رنگی دیکنز همچنین نکات دیگری را آشکار می‌کند. عکس‌هایی وجود دارند که گویی دیکنز در آن‌ها چند روز به موهایش شانه نزده و یا ریش‌ بسیار نامنظم و اصلاح‌نشده‌ای داشته است. عکس دیگری نیز او را با عرق‌‌ نشسته بر چهره که به نظر می‌رسیده بعد از بودن طولانی‌مدت در یک اتاق گرم برداشته شده نشان می‌دهد.

فرانکی کوبیکی، متصدی موزه گفت که عکس‌های آن زمان از دیکنز چهره‌ای عبوس را به نمایش گذاشته اما این نمایانگر زندگی و شخصیت او نیست.

با این‌حال او به آژانس خبری PA گفت که ما می‌دانیم که دیکنز عاشق رنگ‌های شاد بوده و علاقه خاصی نیز به جلیقه و همه آن چیزهای پرزرق و برق شگفت‌آور مانند انگشتر داشته است.«دیدن این عکس‌های دیکنز با آن لبخند ملیحی که بر گوشه لبش نشسته نشانه‌هایی از چهره واقعی او را نشان می‌دهد. نشانی از شورو حال و سرزندگی که در عکس‌های رنگی او وجود دارد در عکس‌های سیاه و سفید او نیست و نیز درخشش چشم‌ها و آن طبیعت بازیگوش که با رنگی‌شدن عکس‌ها بیشتر نمایان شده است.»

او در ادامه گفت که عکس‌های رنگی با توصیفاتی از دیکنز و لباس‌های او همراه شده که قرار است به زودی و پس از برداشتن محدودیت‌های نسبی قرنطینه در موزه چارلز دیکنز در لندن به نمایش درآیند.

اولین تصویر رنگی از این نویسنده روز 9 ماه ژوئن و همزمان با 150امین سالگرد درگذشت خالق «الیور توئیست» رونمایی خواهد شد.

چارلز دیکنز مهم‌ترین نویسنده عصر ویکتوریا و رمان‌نویس انگلیسی و یک فعال اجتماعی توانمند بود که آثار بسیاری به شکل رمان و داستان‌های کوتاه نگاشت و در طول زندگی خویش شهرت جهانی به دست آورد. از آثار معروف او می‌توان به «الیور تویست»، «دیوید کاپرفیلد»، «داستان دو شهر» و «آروزهای بزرگ» اشاره کرد. دیکنز در 9 ژوئن 1870، بر اثر سکته قلبی و در سن 57 سالگی درگذشت.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...