به گزارش همشهری آنلاین به نقل از گاردین، چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی آثاری چون الیور تویست و آرزوهای بزرگ، در یادداشت‌هایش به شیوه‌های اداره مهمانی‌های شام اشاره کرده است و اینکه هر نوشیدنی چطور و چه وقت باید سرو شود. آرزوهای بزرگ؛ معصومیت‌های از دست نرفته مجموعه‌ای ارزشمند از نامه‌ها، دست‌نوشته‌ها، وسایل شخصی و نسخه‌های خطی رمان‌های دیکنز در موزه چارلز دیکنز در لندن نگهداری می‌شود. مدیر موزه گفت که به آن‌ها این فرصت داده شد تا وسایلی را از یک مجموعه خصوصی در امریکا انتخاب کنند: «ا

موزه «‌چارلز دیکنز» که در لندن واقع شده است، مجموعه جدیدی از متعلقات و آثار مربوط به این نویسنده برجسته را به مجموعه خود اضافه می‌کند.

 به گزارش ایسنا به نقل از گاردین،‌ این موزه که مجموعه بزرگی از متعلقات این رمان‌نویس مشهور انگلیسی  را نگهداری می‌کند، حالا از پرتره‌ای نفیس از این نویسنده نیز نگهداری خواهد کرد. نسخه چاپ سنگی این پرتره مدت‌ها بود که به نمایش گذاشته می‌شد،‌ اما گمان می‌شد نسخه اصلی آن که به سال ۱۸۳۷ تعلق دارد، گم شده است. 

این پرتره به همراه مجموعه‌ای از نامه‌ها، گزیده‌ای دست‌نویس از رمان «‌دیوید کاپرفیلد»، نسخه‌های اصلی طراحی‌هایی از «‌جرج کروکشنک» ‌تصویرگر مشهور آثار «دیکنز»، مجموعه‌ای از لوازم‌تحریر و کتاب‌های این نویسنده چندی پیش در یک حراجی واقع در ایالات‌ متحده به قیمت ۲.۳ میلیون دلار خریداری شد.

موزه چارلز دیکنز
تصویر دیکنز در جوانی

در مجموع بیش از ۳۰۰ اثر در این موزه نگهداری می‌شود، ‌که ۱۴۴ عدد آن‌ را نامه‌های مربوط به این نویسنده که ابعاد مختلفی از زندگی او را دربر می‌گیرد، تشکیل می‌دهد. یکی از این نامه‌ها که به سال ۱۸۵۷ بازمی‌گردد ماجرای پیاده‌روی «دیکنز» با دوست و همکارش «‌ویکی کالینز» را شرح می‌دهد. تعداد دیگری از مجموعه‌ نامه‌های این موزه، پاسخ «‌دیکنز» به نامه‌های طرفدارانش هستند.

مدیر موزه [مارک دیکنز، نوه‌بزرگ چارلز] این مجموعه جدید را به عنوان یک «گنجینه» توصیف و بیان می‌کند: «فوق‌العاده است که توانسته‌ایم پس از ۱۵۰ سال از درگذشت «‌دیکنز» چنین مجموعه غنی و ارزشمندی را به موزه‌ای که نخستین خانه خانوادگی اوست، منتقل کنیم.»‌

موزه چارلز دیکنز
تصویرگری‌های جرج کروکشنک بر رمان‌های دیکنز. (سمت چپ) فاگین رمان الیورتوییست در زندان

قرار است این مجموعه آثار پیش از آن‌که به نمایش گذاشته شوند، فهرست‌بندی و بررسی شوند.

آثار «چارلز دیکنز» که یکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان انگلیسی شناخته می‌شود، دائماً در حال چاپ هستند. تاکنون بیش از ۲۰۰ فیلم سینمایی، سریال و فیلم تلویزیونی با اقتباس از رمان‌های او ساخته شده است. «دیکنز» را برجسته‌ترین رمان‌نویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند می‌شناسند. از مهم‌ترین آثار او به «دیوید کاپرفیلد»، «آرزوهای بزرگ» و «داستان دو شهر» می‌توان اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...