به گزارش خبرآنلاین، روزنامه گاردین در ادامه انتخاب بهترین‌های ادبیات از نگاه ابزار مورد استفاده نویسنده و یا حاضر در متن داستان‌های بلند و کوتاه و مشهور و گمنام، این بار و بعد از انتخاب‌هایی چون «بهترین تاکسی‌نوشت‌ها، بهترین چتری‌ها، بهترین باغ‌وحش نویسی‌ها و...» بهترین ماهیگیرهای ادبی جهان را انتخاب کرده است که در ادامه می‌خوانید:

رابینسون کروزوئه | دانیل دفو


رابینسون کروزوئه | دانیل دفو
«رابینسون کروزوئه» اثر ارزشمند دفو در سال 1719 منتشر شد که گفته می‌شود اولین رمان انگلیسی است که بعد از اختراع صنعت چاپ منتشر شده است. کروزوئه بعد از اینکه کشتی اش دچار سانحه طوفان می شود در جزیره‌ای متروک مجبور است تنها و بدون ابزار، مایحتاج حیات خود را فراهم کند که یکی از مهمترین این کارها ماهیگیری است که غذای روزانه او را تامین می‌کند. او ماهیگیری را در زمان اسارت در شمال آفریقا یاد گرفته بود و این مهارت برای زنده ماندنش در آن جزیره دورافتاده به کار می‌آید. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «من غالباً ماهی به اندازه کافی می‌گیرم و برای خوردن اضافی می‌آورم. بعضی‌هاشان را جلوی آفتاب خشک می کنم و بعد می‌خورم.» رابینسون در این جزیره متروک، بعد از ماهیگیری درصدد شکار دولفین است.

قضاوت عجولانه | ویلیام ورد زورث
ویلیام ورد زورث، شاعر بزرگ انگلیسی قرن نوزدهم میلادی سبک رمانتیک است که همراه با ساموئل تیلر کالریج با انتشار مشترک «لیریکال بالد» به شروع دوران رمانتیک در ادبیات انگلیسی کمک کردند. مهمترین اثر وردزورث را عموما پیش درآمد می‌دانند، شعری زندگی‌نامه‌وار از دوران جوانی‌اش که چندین بار توسط شاعر بازبینی و بسط داده شد؛ این اثر بعد از مرگ وی چاپ و عنوان گذاری شد و پیش از آن به شعر «خطاب به کالریج» معروف بود.
وردزورث از 1843 تا زمان مرگش 1850 ملک الشعراء انگلستان نام گرفته بود. در بخشی از این کتاب شعر می خوانیم: «شاعر همراه دوستانش در حال قدم زدن هستند که با مردی عجیب روبرو می شوند که در میان گندم زار و هنگام برداشت محصول، مشغول ماهیگیری است. در کنار دریاچه ورزش ماهیگیری خوب است ولی این زمان برداشت محصول است. کمی که نزدیک تر می شوند با مردی لاغر و نحیف روبرو می شوند که گونه هایش در هم رفته و لبهایش خشک و ترک خورده است. او ورزش نمی کند، ماهیگیری می‌کند، زیرا گرسنه است...»

ماهیگیر | ویلیام باتلر ییتس
ویلیام باتلر ییتس، یکی از بزرگ‌ترین شاعران و نمایشنامه ‌نویسان ایرلندی است که علاقه‌اش به علوم طبیعی و ادبیات وحشت، باعث شهرت او و در نهایت دریافت جایزه ادبی نوبل از سوی او شد. ویلیام باتلر ییتس را یکی از چهره های شاخص ادبیات قرن بیستم خطاب می کنند. او علاقه خاصی به ماهیگیری داشت به طوری که در نوشته ها یا شعرهایش اغلب این جمله را می‌نوشت: «ماهیگیری به شما شخصیت و نجابت می بخشد.»
ییتس در خاطراتش درباره مردی می نویسد که روی تپه ای خاکستری با لباسی خاکستری ایستاده و در سکوتی آرام در میان سنگهای سیاه بالا می رود و او مرد ماهیگیری است که با تمام افرادی که شاعر می شناسد، تفاوت دارد...

داستان آقای جرمی فیشر | بئاتریکس پاتر
هلن بئاتریکس پاتر در سال 1866 در لندن به دنیا آمد. او را یکی از نویسندگان مشهور داستان‌های کودکان می‌شناسند. وی 23 کتاب در مجموع به تحریر در آورد که مشهورترین آن «پیترخرگوشه» (Peter Rabbit) نام داشت که به 35 زبان ترجمه و 151 میلیون نسخه فروش داشته است.
جرمی فیشر قورباغه ای است که لباس انسانها را می پوشد و مثل نجیب زاده ها در قصری مجلل زندگی می کند. جرمی فیشر نام خانوادگی خود را نیز بر اساس علاقه اش یعنی ماهیگیری انتخاب کرده است و هر روز برای ماهیگیری بهترین لباسهایش را می پوشد. او اما ماهی‌های صید کرده را آزاد می کند... روزی در هنگام ماهیگیری توسط یک ماهی قزل آلای گرسنه بلعیده می شود ولی ماهی وقتی می بیند نمی تواند قورباغه نجیب زاده را هضم کند او را بیرون می اندازد و جرمی خوش شانس به خانه بازمی گردد و تفریح دیگری برای خود انتخاب می‌کند...

رودخانه ای بزرگ با دو قلب | ارنست همینگوی
رودخانه با دو قلب رودخانه‌ای در شمال میشیگان است که از مناطق جنگلی در شمال ایالت پنسیلوانیای آمریکا سرچشمه می گیرد و محور اصلی یکی از داستانهای همینگوی، نویسنده مشهور آمریکایی است. این داستان در دو قسمت اصلی تحت عنوان «در زمان ما» در سال 1924 منتشر شد. داستان از زبان «نیک آدامز» گفته می شود که در جنگل های وحشی میشیگان چادر زده است. او ماهی بزرگی صید می‌کند که به خاطر سنگینی و قدرت ماهی نمی تواند او را در چنگال خود نگه دارد.
البته او همیشه به دنبال این ماهی بوده است ولی وقتی آن را صید می کند نمی تواند آن را برای لحظه ای در دست بگیرد و لذت آن را تجربه کند. خواننده بعد از خواندن کل داستان در نهایت می‌فهمد که تعقیب آدامز برای به دست آوردن ماهی داستانی نمادین بوده از فرار نویسنده از جنگ و رویدادهای مربوط به آن است.
 
صید قزل آلا در آمریکا | ریچارد براتیگان
صید قزل‌آلا در آمریکا رمانی نوشته
ریچارد براتیگان است که در سال 1967 منتشر شد. در رمان صید قزل آلا در آمریکا و نیز دیگر آثار براتیگان از جمله در مجموعه اشعار او تمایل درونی نویسنده به خودکشی منعکس شده است. در مورد «صید قزل آلا» نیز موضوع به همین منوال است به طوری که براتیگان برای مبارزه با خاطرات زمان گذشته خود که در آن ماهیگیری نقش اساسی دارد این داستان را می نویسد. او گذشته پسری روستایی را برای مخاطب تعریف می کند که کاری جز ماهیگیری نداشته است ولی سرش پر از ایده ها و نظرات جدید برای ورود به دنیای متمدن است. ریچارد در ژانویه 1935 در تاکومای واشنگتن به دنیا آمده و ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشته است. پدرش پیش از به دنیا آمدن او خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشته ‌است.

این همه آب و این قدر نزدیک به خانه | ریموند کارور
ریموند کِلِوی کارور جونیور، نویسنده داستان‌های کوتاه و شاعر آمریکایی، یکی از نویسندگان مطرح قرن بیستم و هم‌چنین از جمله افرادی است که موجب تجدید حیات داستان کوتاه در دهه 80 میلادی شده‌اند. اولین داستان منتشرشده وی مربوط به سال 1960 و با عنوان «فصل‌های سخت» است. در داستان «این همه آب...» زنی متوجه می‌شود که شوهرش همراه دوستش از آب جسد زنی را هنگام ماهیگیری گرفته است و بدون اطلاع به پلیس هر روز او را همراه خود به کار روزانه مشغول می‌سازد و...

ننگ بشری | فیلیپ راث
فیلیپ راث 19 مارس سال 1933 در نیوجرسی آمریکا متولد شد. او تحصیلاتش را در دانشگاه شیکاگو تمام کرد و سپس در همان دانشگاه به تدریس ادبیات پرداخت. راث از سال 1975 عضو مؤسسه ملی هنر و ادبیات آمریکا بوده‌ است. او همچنین تا سال 1989 به عنوان ویراستار آثار ادبی با انتشارات پنگوئن همکاری می‌کرد. اما از سال 1992 وقت خود را فقط صرف نویسندگی کرده‌است. او نخستین نویسنده زنده آمریکایی است که مجموعه آثارش از سوی کتابخانه آمریکا منتشر شده ‌است. رمان زنگار بشر با صحنه ای از ماهیگیری تمام می شود که از تمام فلسفه های بی‌معنای بشری به دور است. صحنه آخر رمان، ماهیگیری در دریاچه یخ زده نیوانگلند را به تصویر می کشد که در سکوت و آرامش دریاچه هیچکسی برای دروغ گفتن چیزی ندارد. فقط باید یخ ها را بشکنی و ماهی بگیری! رازی وجود ندارد برای نگفتن و فرار از واقعیت‌ها...

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...