در میان این 20 کتاب، طرح گرافیکی جلد زیبای «گریستن»؛ جلدی از نسخه‌ی انگلیسی رمان ژاپنی «پلیس حافظه» اثر یوکو اوگاوا؛ طرح جلد رمان برنده‌ی جایزه پولیتزر، «پسران نیکل» با یک ایده‌ای عالی و اجرایی عالی‌تر؛ طرح جلد ساده و شگفت «تولد» اثر سزار آیرا، جلد «دیوار نیاکان» با یک طراحی فوق‌العاده؛ مجموعه جلدهای خوش آب‌ورنگ و فانتزی «تلماسه» اثر فرانک هربرت و طرح جلد پوستری «کارخانه» اثر هیروکو اویامادا‏‫ دیدنی‌تر هستند


Mothers by Chris Power بهترین طرح جلدهای 2019
Mothers by Chris Power

The Crying by Heather Christle بهترین طرح جلدهای 2019
The Crying by Heather Christle

The Memory Police by Yoko Ogawa
The Memory Police by Yoko Ogawa
پلیس حافظه» اثر یوکو اوگاوا: ترجمه کیهان بهمنی]

Big Bang by David Bowman
Big Bang by David Bowman

 بهترین جلدهای 2019 Motherhood by Sheila Heti
Motherhood by Sheila Heti
مادری» اثر شیلا هتی: ترجمه منیره ژیان]

 بهترین طرح جلدهای 2019 The Nickel Boys by Colson Whitehead
The Nickel Boys by Colson Whitehead
پسران نیکل» اثر کالسون وایتهد: ترجمه سارا کریمی و دیگران]

Crossing by Pajtim Statovci
Crossing by Pajtim Statovci

 بهترین جلدهای 2019 Birthday by César Aira
Birthday by César Aira

Ghost Wall by Sarah Moss
Ghost Wall by Sarah Moss
دیوار نیاکان» اثر سارا ماس: ترجمه شهاب شکوری]

Dune by Frank Herbert
Dune by Frank Herbert
تلماسه» اثر فرانک هربرت: ترجمه سیدمهیار فروتن‌فر]

I Hope You Get This Message by Farah Naz Rishi
I Hope You Get This Message by Farah Naz Rishi

Muscle Book by Alan Trotter بهترین جلدهای 2019
Muscle by Alan Trotter

My So-Called Bollywood Life by Nisha Sharma
My So-Called Bollywood Life by Nisha Sharma

 جلدهای برتر 2019 Tap Out by Edgar Kunz
Tap Out by Edgar Kunz

Tears of the Trufflepig by Fernando A. Flores
Tears of the Trufflepig by Fernando A. Flores

The Besieged City by Clarice Lispector بهترین جلدهای 2019
The Besieged City by Clarice Lispector

The Factory by Hiroko Oyamada
The Factory by Hiroko Oyamada
کارخانه‮‏‫» اثر هیروکو اویامادا‏‫: ترجمه‌ مریم نیک‌پور]

بهترین جلد 2019 Very Nice by Marcy Dermansky
Very Nice by Marcy Dermansky

Wilder Girls by Rory Power
Wilder Girls by Rory Power

Frankly in Love by David Yoon بهترین جلدهای 2019
Frankly in Love by David Yoon

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...