مجلد دیگری از مجموعه گزیده طنز در زمره آخرین بازمانده‌های قلم مرحوم ابوالفضل زرویی‌نصرآباد باعنوان «گزیده آثار منثور طنز عبدالرحمن جامی» توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شد.

ابوالفضل زرویی‌نصرآباد گزیده آثار منثور طنز عبدالرحمن جامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جامی از شاعران و ادیبان نامدار ایرانی قرن نهم و صاحب آثاری چون نفحات الانس، بهارستان و هفت اورنگ است. جامی از معدود شاعران ایرانی است که در زمان حیات، در میان عوام و خواص و حاکمان و دولتمردان عصر، صاحب شأن و حرمت و اعتبار بوده و با مرور مطایبات و شوخی‌های بی‌پروایی که از او در حضور حاکمان و قاضیان و فقیهان نقل شده است، می‌توان میزان حرمت و جایگاه او را در نزد آنها سنجید و اندازه گرفت.

گرایش جامی به طنز و شوخ طبعی، نه فقط به خاطر تمایل شخصی او، بلکه برخاسته از یک اعتقاد و انجام دستورالعملی اخلاقی و دینی است. به عبارت دیگر او همواره ترجیح داده سخن راست و حقیقت دین را با بیان شیرین و طنزآمیز بیان کند و بر تأثیرگذاری آن بیافزاید.

این کتاب در بخش نخست به مرور گزیده‌ای از سلسلةالذهب در سه بخش پرداخته است و پس از آن نگاهی گزیده به طنز در سلامان و ابسال، سبحةالابرار، تحفتةالاحرار و خردنامه اسکندری انداخته است. مجموعه‌ای که کوشیده با دقیق شدن بر ظرایف و نکات طنز آمیز شاعران و نویسندگان کهن ایران زمین، ضمن انجام پژوهشی تازه در آثار آنها، نگاهی بر یکی از گونه‌های روایت زبانی آنان داشته باشد. از سوی دیگر این مجموعه در تلاش است تا قدمت و سیره و شیوه طنزپردازی در ادبیات ایران را از دریچه نگاه خود بازخوانی و ثبت کند.

مجموعه مورد اشاره در سال ۱۳۹۵ به کوشش زنده‌یاد زرویی و با پژوهش و همراهی نسیم عرب امیری در دست تألیف و تهیه قرار گرفت و سعی کرد از چند زاویه مقوله طنز نویسی را مورد توجه قرار دهد. نخست سیر روایت طنز در تاریخ ادبیات ایران و در کنار آن بازخوانی سنن و فرهنگ عامه و اندیشه ایرانیان در هر عصر. در کنار این موضوع ایجاد متونی خلاصه و کلاسه شده که محتوای آن به طور معمول برای مخاطبان کم‌حوصله این روزگار مناسب به شمار می‌رود را نیز باید به این موضوعات اضافه کرد.

گزیده آثار منثور طنز عبدالرحمن جامی به انتخاب ابوالفضل زرویی‌نصرآباد در 76 صفحه و به قیمت32هزار تومان توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...