چنگیز آیتماتوف

12 آبان 1386

چنگیز-آیتماتوف

در مؤسسه کشاورزی قرقیزستان به تحصیل پرداخت و به نوشتن داستان‌های کوتاه روی آورد. در 1956 ـ 1958 در «مؤسسه ادبی گورکی» حضور یافت. در 1959 به حزب کمونیست پیوست و در سال‌های 1959 ـ 1989 به‌عنوان خبرنگار برای روزنامه معتبر پراودا کار کرد، آیتماتوف نماینده خلق در شورای عالی (مجلس شوروی) بود؛ او یکی از اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست نیز بود.

چنگیز آیتماتوف (Chingiz Aitmatov)  نویسنده و سیاستمدار قرقیز، متولد دسامبر 1928 در دهکده شکر در منطقة کیروف، بعد جمهوری شووری قرقیزستان، او پسر یکی از کمونیست‌های معروف قرقیزستان بود که طی تصفیه‌های استالینی 1937 سرکوب شد.

در 1942، در چهارده سالگی، در دهکده خود آغاز به کار کرد. سپس در مؤسسه کشاورزی قرقیزستان به تحصیل پرداخت و به نوشتن داستان‌های کوتاه روی آورد. در 1956 ـ 1958 در «مؤسسه ادبی گورکی» حضور یافت. در 1959 به حزب کمونیست پیوست و در سال‌های 1959 ـ 1989 به‌عنوان خبرنگار برای روزنامه معتبر پراودا کار کرد، آیتماتوف نماینده خلق در شورای عالی (مجلس شوروی) بود؛ او یکی از اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست نیز بود. او از نوامبر 1990 سفیر روسیه در لوکزامبورگ بوده است.

اما فعالیت‌های ادبی آیتماتوف بود که موجب شهرت او به‌ عنوان یکی از برجسته‌ترین نویسندگان غیر روسی‌زبان روسی گردید. نخستین نوشته‌های او آینده‌ای بود از تصویر پردازی ظریف روانشناختی و فرهنگ جادویی، چشم‌اندازها و شیوه زندگی روستایی جامعه سنتی قرقیزستان به‌صورت فیلم درآمدند و تبدیل به آثار کلاسیک سینمای قرقیزستان شدند.

 آیتماتوف نخستین نویسنده قرقیز بود که درک فرهنگ مردمی و سنتی قرقیزستان را تا سطح تحلیل‌های روانشناختی ارتقا داد. او در نوشته‌های اخیر خود، با تفاوت‌هایی ظریف بار دیگر به مضامین اولیه خود بازگشت. آیتماتوف در آثار خود تصویر‌های سنتی فرهنگ مردمی قرقیز را با نقش‌مایه‌‌های ادبیات کلاسیک جهان در بافتی از واقعه‌های پرخطر اجتماعی به‌هم می‌آمیزد.

چنگیز آیتماتوف (Chingiz Aitmatov)

آیتماتوف در قرقیزستان همچنان به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین نویسندگان و سیاستمداران قرقیزستان باقی مانده است. هم او بود که در اکتبر 1990 آقایف را به‌عنوان نامزد ریاست‌جمهوری پیشنهاد کرد. در دهه 1990 نیز طی مباحثات مربوط به قانون و زبان‌ها و دیگر مسائل، وی از ناسیونالیسم میانه‌روانه آقایف در مقابل تندروی‌های ناسیونالیست‌ها حمایت کرد.

آیتماتوف هم در اتحاد شوروی و هم در میان کشورهای مستقل مشترک‌المنافع کنونی، یکی از معروف‌ترین نویسندگان غیر روس است. او دارای شهرتی بین‌المللی است و داستان‌های کوتاه و رمان‌های او: جملیه (1959) ؛ روزی طولانی تر از زندگی (1980) و... به 130 زبان و با شمارگانی کلی 40 میلیون نسخه منتشر شده‌اند.

مریم السادات فاطمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............   معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...