کتاب «خیابان ارگ مشهد» را رضا سلیمان‌نوری در نخستین روزهای کرونایی کشور یعنی اسفند سال گذشته منتشر کرد، تا نماد مدرنیته در این شهر را معرفی کند، خیابانی که احداث آن به معنای تغییر وضعیت شهر مشهد از شهری کاملا مذهبی به یک شهر امروزی و مدرن بوده است.

خیابان ارگ مشهد رضا سلیمان‌نوری

رضا سلیمان نوری – نویسنده، خراسان‌پژوه و دانش‌آموخته ایران‌شناسی - درباره اهمیت خیابان ارگ به ایسنا می‌گوید: خیابان ارگ مشهد یا خیابان امام خمینی کنونی که در سال ۱۳۰۷ به مناسبت برگزاری جشن هزاره فردوسی احداث شد، دومین خیابان در ساختار جدید شهر مشهد و به نوعی نماد مدرنیته در این شهر محسوب می‌شود. تاسیس این خیابان باعث ایجاد دو مرکزیت یکی حرم مطهر به عنوان مرکزیت دینی و دوم خیابان ارگ به عنوان مرکزیت اداری در شهر مشهد شد.

او با بیان این‌که در واقع ایجاد خیابان ارگ به معنای تغییر وضعیت شهر مشهد از یک شهر کاملا مذهبی به یک شهر امروزی و مدرن بوده و به همین جهت بررسی ابعاد و ویژگی‌های آن دارای اهمیت است، ادامه می‌دهد: خیابان ارگ بر اساس نسبت طول خیابان و میزان آثار تاریخی موجود در آن، تاریخی‌ترین خیابان ایران به حساب می‌آید.

وی علت انتخاب عنوان «تاریخی‌ترین خیابان ایران» برای «ارگ مشهد» را وجود بیش از ۱۶ بنای ثبت شده ملی، بیش از ۱۵ بنا واجد ثبت و بیش از ۱۶ بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی که تخریب شده‌اند و حتی چندین اثر تاریخی که از ثبت خارج شده‌اند، می‌داند.

او در ادامه به توضیح فصل‌های این کتاب می‌پردازد و ادامه می‌دهد: در فصل اول کتاب، خیابان ارگ به لحاظ تاریخی بررسی شده، اینکه اساسا ارگ مشهد چه بوده، تا قبل از تاسیس این خیابان و پس از آن چه ساختاری داشته و اولین وضعیت خیابان ارگ چگونه بوده است. در فصل دوم بناهای تاریخی ارگ از جمله آثار ثبت شده، آثار ثبت نشده، آثار تخریبی، آثار مدفون شده و آثار از ثبت ملی خارج شده مورد بررسی قرار گرفته است.

سلیمانی با بیان این‌که در فصل سوم کتاب، معماری بناهای موجود در ارگ، در ادوار مختلف دوره‌های قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی بررسی شده، اضافه می‌کند: از سوی دیگر دلیل وجود آثار متفاوت در دهه‌های گوناگون هر دوره نیز در آن بررسی شده‌اند.

نویسنده کتاب «خیابان ارگ مشهد» با اشاره به استفاده از تاریخ شفاهی در نگارش کتاب، می‌گوید: فصل چهارم کتاب، ارگ به روایت شاهدان عینی است که برای نگارش آن از تاریخ شفاهی استفاده کرده و با حدود ۸۰ نفر از افراد مطلع از گذشته این خیابان گفت‌وگو انجام شده است.

او با بیان این‌که در فصل پنجم کتاب «گشت در خیابان ارگ امروز»، این خیابان در سال ۱۳۹۸ به تصویر کشیده شده و ویژگی‌ها و ظرفیت‌های آن مانند مغازه‌ها، مراکز خدماتی و فضاهای سبز معرفی شده‌اند، ادامه می‌دهد: در آخرین فصل کتاب نیز فرصت‌های آینده این خیابان مطرح شده که بیان می‌کند آینده ارگ می‌تواند چگونه باشد.

سلیمان نوری  با تاکید بر این‌که برای نگارش «خیابان ارگ مشهد» از ۳۰ منبع کتاب استفاده و با بیش از ۸۰ نفر مصاحبه صورت گرفته است، ادامه می دهد: برای نگارش این کتاب تمام پرونده‌های ثبت ملی و سفرنامه‌هایی که به این فضا پرداخته بودند و تمام کتاب‌هایی که به نوعی، روایت‌های مختلفی از گذشته خیابان ارگ مشهد داشتند و تاریخ شهر مشهد بررسی شده‌اند، مانند؛ «مطلع الشمس»، «سفرنامه سمیع الدوله»، «سفرنامه خانیکوب»، «تاریخ شهر مشهد» و «مشهد در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی یا مکتب شاپور» موردمطالعه قرار گرفته است.

وی با تاکید بر این‌که این کتاب بیشتر به عنوان کاری پژوهشی منتشر شده تا کارشناسان مختلف با مطالعه آن برای آینده این شهر تصمیم بگیرند، می‌گوید: ما اگر تاریخ شهرمان را ندانیم، نمی‌توانیم آینده را بسازیم. اگر ندانیم چه چیزهایی در این شهر بوده و مورد استفاده قرار می‌گرفته و چه ظرفیت‌هایی داشته، نمی‌توانیم در آینده ظرفیت‌های بهتری ایجاد کرده و از آن‌ها استفاده کنیم.

کتاب «خیابان ارگ مشهد» را رضا سلیمان نوری - رئیس هیات مدیره انجمن توسعه گردشگری چهارباغ خراسان -  بعد از کتابِ «از عرش اعلا تا عمق زمین» که نگاهی به جاذبه‌های گردشگری شهر مشهد داشته، منتشر کرده است، این کتاب توسط انتشارات گفتمان شهر وابسته به پژوهشکده نوین شهر ثامن، در ۲۱۵ صفحه و با قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

این کتاب، خیابان ارگ مشهد را از منظرهای تاریخی، میراثی، معماری، تاریخ شفاهی، کنونی و آینده مورد نقد و بررسی قرار داده و هادی خانیکی - استاد ارتباطات دانشگاه علامه و رییس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات - در مقدمه آن به جایگاه خیابان در ارتباطات بین نسلی پرداخته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...