«ترکه‌های درخت آلبالو» نوشته اکبر خلیلی برای چهارمین بار منتشر شد. این رمان در شمایل جدید این بار از سوی انتشارات اسم به بازار کتاب پا گذاشت.

ترکه‌های درخت آلبالو اکبر خلیلی

اکبر خلیلی از نویسندگان کشورمان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره «ترکه‌های درخت آلبالو» اظهار داشت: این رمان به تازگی برای چهارمین بار از سوی انتشارات اسم روانه بازار کتاب شده است. این اثر پیش از این با دو چاپ توسط امیرکبیر و چاپ سوم از سوی عصر داستان (وابسته به بنیاد ادبیات داستانی) منتشر شده بود.

وی افزود: ماجراهای این اثر به همان سال‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، درگیری‌های عناصر ضد انقلاب در کردستان و سرانجام ماه‌های اولیه شروع جنگ تحمیلی مربوط است. خواننده در این اثر با سرهنگ حمیدرضا مدنی، فرمانده حکومت نظامی یکی از مناطق تهران آشنا می‌شود که چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی دستگیر شده و منتظر است حکم تیربارانش صادر شود. او کودکی‌اش را در خانواده‌ای مذهبی سپری کرده است. وقتی پسری کوچک بود، پدرش قصد داشته او را به دلیل برداشتن دو اسکناس ده تومانی از صحن حرم شاه عبدالعظیم با ترکه‌های آلبالو تنبیه کند. اگرچه در جنگ ظفار نیز شرکت داشته اما هرگز دستش به خون بی‌گناهی آلوده نشده است.

بر اساس این گزارش، «ترکه‌های درخت آلبالو» ادای دینی به روزهای غرورآمیز انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و به ویژه حماسه‌سازان آن دوران از جمله شهید ایرج نصرت زاد است که همه زندگی خود را فدای دین، آرمان‌های انسانی و سرزمین مادری خود کردند.

کتاب «ترکه‌های درخت آلبالو» با ۳۸۴ صفحه از سوی انتشارات اسم منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

کارو ولش تو ادعا که بیستیم؛ جز خودمون به فکر هیچکی نیستیم... کنج اداره عمرمون تباه شد؛ بس که نشستیم دلمون سیاه شد... نمی دن آدمو فرشته‌ها لو؛ کسی نمی گیره از آدم آتو... قدیم که نرخ‌ها به طالبش بود؛ ارزش صندلی به صاحبش بود... فقیه اگه بالای منبر می‌نشست؛ جَوون سه چار پله پایین‌تر می‌شِست... مردا بدون میز هم عزیزن؛ رفوزه‌ها همیشه پشت میزن ...
چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...