هفتمین چاپ کتاب «تمهید القواعد» اثر ابن ترکه اصفهانی و مقدمه، تصحیح و تعلیقات سیدجلال الدین آشتیانی توسط انتشارات بوستان کتاب قم منتشر شد.

به گزارش مهر، انتشارات موسسه بوستان کتاب هفتمین چاپ کتاب «تمهید القواعد» اثر صائن الدین ابن ترکه اصفهانی، حواشی آقامحمدرضا قمشه‌ای و میرزا محمود قمی، با مقدمه تصحیح و تعلیقات زنده یاد سیدجلال الدین آشتیانی را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۴۸۴ صفحه و بهای ۶۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ پیشین (ششم) این کتاب در سال ۱۳۹۴ با شمارگان ۶۰۰ نسخه و بهای ۲۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود. چاپ نخست این کتاب نیز در سال ۱۳۸۱ منتشر شده بود.

این کتاب یکی از مهم‌ترین متون عرفان نظری است. نویسنده آن یعنی صائن الدین علی بن محمد تُرکه اصفهانی، از حکماً و عرفای بزرگ قرون هشتم و نهم هجری بود. عنوان کامل کتاب در اصل «التمهید فی شرح رساله قواعد التوحید» است.

این کتاب در اصل خود شرحی است به طریق «قال - أقول» بر رساله «قواعد التوحید» تألیف ابوحامد محمد اصفهانی که از حکمای بزرگ مشاء در عصر خود بود و سرانجام به روش عرفان و تصوف روی آورد و آثار مهمی از جمله رساله «قواعد التوحید» را نوشت.

ابن ترکه به تبع متن در هر مساله در صورتی که شبهات و ایراداتی وجود داشته باشد در حد امکان به اتقان و استحکام آن شبهات پرداخته و بر آنها اقامه دلیل کرده و سپس ضعف آنها را آشکار می‌کند. او چنان بحث را پیش می‌برد که راه هر گونه توجیه و انکار بر اشکال کنندگان بسته می‌شود.

«تمهید القواعد» نخستین بار در ۱۳۱۵، به اهتمام شیخ احمد شیرازی، در تهران به صورت چاپ سنگی منتشر شد. این کتاب همراه با حواشی آقا محمدرضا قمشه‌ای و میرزامحمود قمی و با پیشگفتاری از سیدحسین نصر در سال ۱۳۵۵ به چاپ رسید. نخستین انتشار این کتاب با تصحیح، مقدمه و تعلیقات مرحوم زنده‌یاد سیدجلال الدین آشتیانی نیز در سال ۱۳۶۰ منتشر شد. ویرایش دوم این کتاب نیز در سال ۱۳۸۱ توسط انتشارات بوستان کتاب در دسترس مخاطبان قرار گرفت که تاکنون به چاپ هفتم رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...