فاطمه طباطبایی، عروس بنیانگذار جمهوری اسلامی با حضور در غرفه موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) از تدوین جلد دوم "اقلیم خاطرات" خبر داد.

به گزارش مهر، در حالی که امسال شاخص‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب در غرفه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) "اقلیم خاطرات" نوشته فاطمه طباطبایی عروس بنیانگذار انقلاب اسلامی است، نویسنده این اثر عصر روز جمعه 23 اردیبهشت ماه و یک روز مانده به پایان بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب در این غرفه حضور یافت تا هم با مراجعه‌کنندگان غرفه دیدار داشته باشد، هم پاسخگوی سئوالاتی درباره کتاب اخیرش باشد.

وی در این بازدید و حضور نمایشگاهی از چاپ جلد دوم "اقلیم خاطرات" خبر داد که در آن وقایع از سال 1357 تا رحلت همسر وی، سیداحمد خمینی روایت می‌شود.

طباطبایی در سخنانی اشاره کرد: روند تدوین "اقلیم خاطرات" بدین گونه بود که مجموعه‌ای از خاطراتم همراه با گفتگوهایی که به همت موسسه تنظیم و نشر آثار امام صورت گرفته، گردآوری شد و سپس کار تدوین "اقلیم خاطرات" آغاز شد که در جلد اول از روزهای نخست سال 1347 تا سال 1357 را روایت می‌کند و در جلد دوم که به زودی کار تدوین آن آغاز می‌شود، ادامه این روایت‌ها پی گرفته می‌شود.

وی در پایان دلیل اقبال مردم به این کتاب را علاقه‌شان به شخص حضرت امام خمینی(ره) دانسته و تصریح کرد: هر آنچه زوایای زندگی رهبر انقلاب را برای مردم بیان کند، مورد استقبال آنها نیز قرار می‌گیرد. 

"اقلیم خاطرات" در 8 فصل تدوین شده و خاطرات مستند 10 سال (1347- 1357) فاطمه طباطبایی، عروس امام‌خمینی (س) و همسر مرحوم سید احمد خمینی را دربر دارد.

چاپ نخست کتاب در قطع وزیری و 612 صفحه، با شمارگان 5000 نسخه و بهای 150 هزار ریال توسط پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی،‌ وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی (ره) منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...