کتاب طنز «مردان و زنان مردم آزار» نوشته ابراهیم رها توسط انتشارات روزنه منتشر و راهی بازار نشر شد.

مردان و زنان مردم آزار ابراهیم رها

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، علی میرمیرانی، نویسنده طنز در روزنامه‌ها و مطبوعات کشور است که متولد سال ۱۳۵۰ بوده و با اسم مستعار ابراهیم رها به نوشتن آثار طنز می پردازد. او درباره کتاب جدیدش و بهانه نگارش آن می‌گوید مردان و زنان، در رابطه با هم، در تمام دوره‌های تاریخ و در همان مکان‌ها در حال درگیری و کشمکش بوده‌اند اما دانشمندان می‌گویند مردان و زنان همان‌قدر که به هم کشمکش دارند، به هم کشش هم دارند.

رها در کتاب «مردان و زنان مردمآزار» به مساله کشش و کشمکش‌های بین زنان و مردان پرداخته است. او به قول خودش در حدّ همه‌جوری با این‌مساله شوخی کرده و همراه آن، در حدّ خدامرگم‌بده، با روان‌شناسان و علم روان‌شناسی. او می‌گوید در این‌کتاب با هرچیزی که بین زن و مرد می‌گذرد، شوخی کرده است.

نویسنده این‌کتاب طنز در اثر پیش‌رو، کتاب‌های روان‌شناسی حوزه زناشویی را دستمایه شوخی‌های خود قرار داده است؛ به این‌شکل که در هر بخش کتاب ابتدا جمله یا جملاتی از یک کتاب روان‌شناسی را نقل کرده (به قول خودش عمدتا «مردان مریخی، زنان ونوسی») و سپس با توجه به آن‌جمله شوخی‌های خود را آورده است. توضیح جدی رها درباره مسائلی که در کتابش با آن‌ها شوخی کرده، این است که قضایا همان‌قدر که جدی هستند به همان‌اندازه و شاید هم بیشتر، شوخی‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

«بزرگترین میل و خواسته مردها راضی‌کردن زنان است.» این مورد را هم از چند آقای محترم سوال کردیم. به شکل مودبانه‌ای گفتند: برو بابا حال نداری!

«مردها متوجه نیستند زن‌ها وقتی حرفی می‌زنند الزاما نمی‌خواهند کسی با آن‌ها موافقت کند، می‌خواهند حرفشان شنیده شود.» یکی از دوستان براساس همین تئوری فقط به حرف‌های زنش گوش می‌کرد و در هیچ موردی اعلام موافقت نمی‌کرد، یک هفته مجبور شد در هتل بماند! همه جور حرفی را جدی نگیرید.

این‌کتاب با ۲۱۰ صفحه و قیمت۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...