«محاکمه» نوشته فرانتس کافکا و چهار رمان بزرگ دیگر پس از مرگ نویسنده آنها منتشر شدند.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از تلگراف، هنری جیمز، جین آستن، کافکا، استیگ لارسون و جان کندی تول نویسندگانی هستند که حتی پس از مرگ نیز اثری مهم به دوستداران ادبیات هدیه دادند.

1.«محاکمه» نوشته فرانتس کافکا (1925)
هر سه رمان بزرگ این نویسنده اهل چک پس از مرگ او منتشر شدند. بهترین این سه اثر «محاکمه» بود که یک سال پس از مرگ نویسنده بر اثر سل چاپ شد. البته دستنویس کافکا کامل نبود و مکس برود، دوست و نویسنده زندگینامه کافکا دستی روی آن کشید و منتشرش کرد.
مثل دیگر کتاب‌های کافکا در «محاکمه» نیز شاهد علاقه این نویسنده به شرایط بشر از دید جوزف ک. هستیم، یک منشی بانک بلندپرواز که به اتهام جرمی نامشخص (برای خودش و خواننده) بازداشت و درنهایت کشته می‌شود.
کافکا این اثر را به صورت یک حکایت پندآموز نوشته بود اما متوجه نبود چه پیش‌بینی تاریخی تلخی می‌کند. دولت توتالیتری که در کتاب قدرت را در دست دارد و جوزف ک. را دستگیر می‌کند شباهت بسیاری با رژیم‌های حاکم اروپا در قرن بیستم دارد.

2. «برج عاج» نوشته هنری جیمز (1917)
این اثر یک زوج تجاری میلیونر و البته در حال مرگ به نام‌های ابل گاو و فرانک بترمن را به عنوان شخصیت محوری دارد. اولین رمان از دو اثر ناتمام جیمز، نقد تندوتیزی به حرص و فساد آمریکا است.
این اثر ریتم آرامی دارد و نثری فاخر، هم‌دوره‌ای‌های
هنری جیمز معتقد بودند این نویسنده با این کار به مخالفت و تنفر از تنبلی سرمایه‌داری دامن زده است. انتشارات «اسکریبنر» برای نوشتن این اثر پول زیادی به عنوان پیش‌پرداخت به جیمز داد. پولی که در واقع از طرف یکی از دوستان نویسنده پرداخت شده بود.

3. «Sanditon» نوشته جین آستن (1817)
جین آستن نوشتن آخرین اثرش را زمانی شروع کرد که دیگر در برابر بیماری مرموزش تسلیم شده بود. بیماری که در نهایت موجب مرگ او شد. در نتیجه تنها 11 فصل اول کتاب تکمیل شده‌اند.
اما در کمال شگفتی بیماری اصلا بر شوخ‌طبعی گزنده او تاثیری نداشته و در کتاب شاهد تمسخر وسواس خواهران پارکر نسبت به سلامتی خود هستیم.
این اثر همیشه مورد علاقه «پایان‌بخش‌ها» بوده است، پایان‌بخش‌ها نویسندگانی هستند که آثار ناتمام دیگر نویسندگان را تکمیل می‌کنند. حداقل 12 نسخه از «Sanditon» به قلم چنین نویسنده‌هایی موجود است. «ترغیب» آخرین رمان کامل آستن نیز پس از مرگ او به چاپ رسید.

4. «ائتلاف عقب‌مانده‌ها» نوشته جان کندی تول (1980)
نویسنده‌ای که دنیای ادبیات به او بی‌مهری کرد (یک دلیل آن خودکشی او در سال 1969 بود). «ائتلاف عقب‌مانده‌ها» [یا «اتحادیه ابلهان»] 11 سال پس از مرگ نویسنده منتشر شد و جایزه پولیتزر داستان‌نویسی را نیز دریافت کرد.
ماجرای این اثر که کمدی
پیکارسک محسوب می‌شود در نیواورلئان دهه 1960 میلادی می‌گذرد و داستان ایگناتوس جی. ریلی است که با عنوان «دن کیشوت چاق» شهرت دارد. توصیفات غنی تول از نیواورلئان و توانایی او در القای گویش مردم این منطقه بهترین نمونه چنین کاری در ادبیات است.

پنج نویسنده که پس از مرگ دنیای ادبیات را تکان دادند دختری با خالکوبی اژدها

5. سه‌گانه «هزاره» نوشته استیگ لارسون (2005-2007)
لارسون در زمان حیات در دنیای روزنامه‌نگاری سوئد شهرت بسیاری داشت و دلیل این امر تلاش او در برملاکردن فساد گروه‌های راست‌گرای افراطی بود. او سه‌گانه «هزاره» را که اولین کتاب آن «دختری با خالکوبی اژدها» نام دارد برای تفنن می‌نوشت و تلاش چندانی برای چاپ آنها نکرد.
پس از مرگ او بر اثر سکته قلبی در سال 2004 کتاب‌ها چاپ و به پرفروش‌ترین کتاب‌های دهه تبدیل شدند. در مجموع 27 میلیون نسخه از این سه اثر تا سال 2010 به فروش رفته است و نسخه سینمایی آنها نیز در سوئد تولید و با استقبال فراوان روبرو شد. نسخه سینمایی آمریکایی این آثار نیز در دست تولید هستند.

دو اثر دیگر «دختری که با آتش بازی کرد» و «دختری که لانه زنبورهای قرمز را لگد کرد» نام دارد. هر سه رمان جنایی داستان روزنامه‌نگاری است که با کمک دختری متخصص هک رایانه پرونده‌های جنایی را حل می‌کند. لارسون سال گذشته میلادی از سوی نشریه «یواس‌ای تودی» به عنوان نویسنده سال معرفی شد.

حسین عیدی‌زاده

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...