یک کشیش به بیش از ۸۰ کودک و نوجوان تجاوز کرده است؛ اما «مصلحت» ایجاب می‌کند که شکایت قربانیان در هیچ «دادگاه ویژه»ای مطرح نشود... خانواده‌ی کودکان که غالبا فقیرند، با پس گرفتن شکایت، مورد لطف و «مرحمت» نمایندگان خدا! بر روی زمین قرار می‌گیرند و می‌توانند ته کاسه‌ی «صدقات» را بلیسند. به این ترتیب، هم پدر مقدس! راضی می‌شود، هم خدای کلیسا

یک کشیش به بیش از ۸۰ کودک و نوجوان تجاوز کرده است؛ اما «مصلحت» ایجاب می‌کند که شکایت قربانیان در هیچ «دادگاه ویژه»ای مطرح نشود. خانواده‌ی کودکان که غالبا فقیرند، با پس گرفتن شکایت، مورد لطف و «مرحمت» نمایندگان خدا! بر روی زمین قرار می‌گیرند و می‌توانند ته کاسه‌ی «صدقات» را بلیسند. به این ترتیب، هم پدر مقدس! راضی می‌شود، هم خدای کلیسا.
در این سیرک هولناک، همه، از خبرنگار تا وکیل و قاضی و پلیس و فرماندار، با پدرِ «روحانی» هم دست می‌شوند، تا پرده‌ای از مخملِ مصلحت بر این چاهِ فاضلابِ متعفن ولی مقدس! بکشند.
...
گوشه‌هایی ببینید از «ماجرای واقعی» یک افشاگری بزرگ در فیلم سینمایی افشاگر [Spotlight]:


افشاگر (دیده‌بان) | تام مک‌کارتی 2015 م.
بازیگران: مارک روفالو، مایکل کیتون، ریچل مک‌آدامز.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...