«ارزیابی وضعیت و چشم‌انداز بازارهای مالی: اصلاح نظام بانکی: چرایی و چگونگی» نوشته امینه محمودزاده و سیدعلی مدنی‌زاده منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۲۰۲ صفحه با شمارگان ۳۰۰ نسخه و قیمت ۲۸هزار تومان در نشر موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی عرضه شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: سال‌های باقی‌مانده از دهه ۱۳۹۰، برای اقتصاد ایران اهیمت بسزایی دارد. دستیابی به رشد بالای غیرتورمی پایدار و اشتغال‌زا، حداقل شرط مورد نیاز برای فایق آمدن بر چالش‌های اقتصادی است، در نتیجه شاید این امر مهم‌ترین هدف اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی کشور در  نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ باشد. با توجه به نقش توسعه مالی در پشتیبانی از رشد اقتصادی و تشدید وضعیت تنگنای اعتباری در اقتصاد ایران، بررسی بازارهای مالی اجتناب‌ناپذیر است.

 کتاب بر تبیین  مسائل اصلی شبکه بانکی متمرکز شده و تنگنای اعتباری و کاهش سلامت بانکی را به عنوان دو مشکل اصلی معرفی می‌کند و در پی آن است که بر اساس داده‌های سطح خرد و کلان موجود، سازوکارهای ایجاد، تعمیق و گسترش مسأله تنگنای اعتباری و مخاطرات انباشت‌شده بانکی را تبیین کند. به علاوه، در چهارچوب مدل‌های نظری روابط بین متغیرهای تصمیم‌گیری بانک‌ها، بنگاه‌ها و بانک‌ مرکزی را تصویر کرده و امکان بررسی اثر تکانه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در قالب سناریوهای مختلف را فراهم آورده است. بخش دیگری از این مطالعه نقشه راه اقدام‌های لازم برای برون‌رفت از وضعیت کنونی در جهت تخفیف تنگنای اعتباری و افزایش ثبات مالی را ارائه می‌دهد. یافته‌های بخش توصیفی این مطالعه، مبنای ارائه راهکار متناسب با شرایط واقعی اقتصاد است.

با این نگاه که پس از رفع تحریم‌ها، محدودکننده‌ترین مانع رشد شرایط کنونی، تأمین مالی است، مسأله نظام بانکی در دو بعد توسعه مالی و ثبات مالی تبیین و نقشه راه تخفیف این دو مسأله در چارچوب اقتصاد کلان بیان شده است. یافته‌های این مطالعه در قالب سه دفتر، مستند شده‌اند. این مجلد به ارائه مطالب دفتر اول اختصاص یافته و تصویر کلی تبیین وضع کنونی نظام بانکی، چرایی و آینده‌های محتمل آن در گفتار اول و  نقشه راه برون‌رفت در گفتار دوم شرح داده شده‌اند.

فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...