کتاب «سعید» نوشته نرجس شکوریان‌فرد که روایتی از زندگی کوتاه شهید سعید چندانی، نوجوان اهل‌ سنت است، منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۴۸ صفحه با قطع پالتویی و قیمت ۴۰۰۰ تومان در انتشارات عهدمانا راهی بازار نشر شده است.

 در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: کتاب «سعید» تازه‌ترین نوشته نرجس شکوریان‌فرد روایت شیرینی از زندگانی کوتاه سعید چندانی، نوجوان اهل‌ سنت است. سعیدِ دوازده‌ساله، کارگر یک کارواش است که در اثر یک اتفاق، راهی بیمارستان می‌شود و دکترها حین عمل، متوجه تومور بسیار بزرگی در بدن سعید می‌شوند؛ تومور خطرناکی که دکترهای بیمارستان، سعید را جواب می‌کنند.

اما مادر سعید، که شنیده بود در عالم هستند کسانی که گره کور مردم را باز می‌کنند، دل به دریا می‌زند و بر اثر خواب سعید، راهی قم و مسجد جمکران می‌شوند و...

راه دنیا برای همه یک آغازی دارد و یک پایانی! شروع راه سعید از جمکران بود و همراه امام زمانش و پایان جاودانش با امیرمؤمنان و در آغوش امام رضایش! اگر مشهد به پابوس امام رضا(علیه السلام) مشرف شدید، در گوشه‌ صحن جمهوری، ورودیِ بهشت ثامن، بلوک ۹۳  به دیدارش بروید؛ به دیدار شهید سعید چندانی.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...