کتاب نظماهنگ قرآن؛ ائتلاف لفظ و معنا در کلام وحی، تألیف ابوالفضل خوش‌منش، قرآن‌پژوه و دانشیار دانشگاه تهران، منتشر شد.

نظماهنگ قرآن؛ ائتلاف لفظ و معنا در کلام وحی ابوالفضل خوش‌منش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب نظماهنگ قرآن را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) منتشر کرد. این کتاب شامل چهار فصل است که در فصل اول به نظماهنگ زبان قرآن و هدف از بررسی آن، در فصل دوم به مقوّمات و آثار آهنگ نظم و نثر، در فصل سوم به تأثیر آوای حروف و بیان نمونه‌های قرآنی، و در فصل چهارم به بیانی از نظماهنگ قرآن در آینه آیات و سُور، پرداخته است. در مقدمه این کتاب آمده است: «زبان قرآن، دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که در فراگیری آن باید به‌طور کامل مد نظر قرار گیرد. از جمله خصوصیات هر زبان «آهنگ» آن زبان است که از کمیت و کیفیت ترکیب حروف آن زبان پدید می‌آید و پژوهش حاضر، بر روی نظماهنگ زبان قرآن به عنوان آیتِ مستقیم خداوند و برخوردار از نظماهنگ ویژه و یگانه خود صورت می‌گیرد.»

قرآن مجید، کلام خدای هستی و اندیشه و زبان و زیبایی است که آیات آن سرشار از اندیشه و زیبایی و جلوه‌های درخشان زبان و بیان است. تبیین و تحلیل بُعد آوایی قرآن و نظم آهنگین آن، ویژگی‌های قدسی و آسمانی‌اش را بیشتر برای ما آشکار می‌سازد و فهم و دریافت قلبی حکمت‌ها و لطایف آن کمک می‌کند.

کتاب نظماهنگ قرآن را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) در 240 صفحه و شمارگان 700 نسخه در بهای 39500 تومان، روانه بازار کتاب کرده است. 

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...