انسان و جستجوی خویشتن | الف


«امروز متفاوت خواهد بود» [Today will be different] اثر ماریا سمپل [Maria Semple] پیش از هر چیز رمانی است اومانیستی که به خلق شخصیت‌های مختلفی می‌پردازد اما همه‌ی آن‌ها را در پوشش واژه‌ی «انسان» هم می‌توان جای داد. محور همه‌ی اتفاقات، «انسان» است با همه‌ی دغدغه‌ها و دردها و شادی‌هایش. با همه‌ی آنچه که در دنیای بیرونش می‌گذرد و تفکراتی که پیوسته در درونش جاریست. النور فلاد، شخصیت اصلی «امروز متفاوت خواهد بود»، زنی هنرمند است که با همسرش جو و پسرش تیمبی زندگی می‌کند. یک روز تصمیم می‌گیرد که روز آرامی را همراه با پسرش بگذراند و از زندگی لذت ببرد اما اتفاقاً آن روز برایش پر از اتفاقات تکان‌دهنده و عجیب رقم می‌خورد؛ با دوستی قدیمی ملاقات می‌کند و کم‌کم خاطرات محو‌شده‌ای از گذشته‌اش به سطح خودآگاه می‌آیند و هزاران سوال بی‌پاسخ، جواب داده می‌شوند. طی این مسیر به ظاهر معمولی و در گیر‌و‌دار گرفتاری‌های زندگی روزمره‌ی شهری، این تیمبی، پسر النور است که از بار دغدغه‌های عمیق انسانی می‌کاهد و با ذهن کودکانه و جستجوگرش، هر بار مسئله‌ی تازه‌ای می‌آفریند.

امروز متفاوت خواهد بود [Today will be different] ماریا سمپل [Maria Semple]

طنز نهفته در شیوه‌ی روایت نویسنده با طنز ذهنی و زبانی النور فلاد در هم می‌آمیزد و گاه تحلیل‌هایی کودکانه اما بسیار عمیق و انسانی به دست می‌دهد. عادات و علایق همسر و پسرش نیز مجموعه‌ی متنوعی از موقعیت‌های آشنا و خنده‌دار می‌آفرینند. تیمبی مثل هر کودک دیگری با سوال‌های متعدد و پراکنده‌اش، به ظاهر موقعیت‌های کلافه‌کننده‌ای خلق می‌کند اما در واقع شخصیت او بازتابی است از شخصیت پرجنب و جوش و کنجکاو مادرش. جو، همسر النور نیز با منطق همیشه هوشیار و آرامش ذاتی‌اش در بسیاری از مواقع خالق موقعیت‌های طنزی است که در تقابل با رفتارهای النور شکل می‌گیرند.

بخش قابل‌توجهی از رمان به گفتگوی درونی اختصاص دارد. گفتگوی النور با خودش، اطرافیانش و آنچه که در مورد آن فکر می‌کند و حتی پیشگویی اتفاقات پیرامونش و عکس‌العمل‌های احتمالی خودش و دیگران در آن شرایط مفروض و هرگز رخ نداده‌ای که تنها در ساحت ذهن زنده‌اند. پرش‌های ذهنی او گاه خط روایت را به شدت آشفته می‌کنند تا جایی که سررشته‌ی داستان از دست خواننده در می‌رود و ماجرا در ماجرا بدون ترتیب زمانی و فقط منطبق با آنچه که در ذهن النور جاری است، از پس هم می‌آیند. حتی گاهی اتفاقات واقعی با اتفاقات احتمالی و تخیلی ذهنش در هم می‌آمیزند و به موازات هم پیش می‌روند. گویی برای این شخصیت هنرمند و آفریننده، آنچه که رخ می‌دهد با آنچه که احتمال دارد رخ بدهد، ارزشی برابر دارند. این گفتگوی درون در بسیاری از موارد در مقام والد درون است که یا در حال انتقاد از خود است یا حمایت و همدلی با خود. گاه نیز در مقام کودک درون است و به خود وعده‌ی روزهای خوب و اتفاقات هیجان‌انگیز را می‌دهد. در بسیاری از مواقع اما این بالغ درون است که فعال می‌شود و به تجزیه و تحلیل‌ها‌ی منطقی می‌پردازد: «زمانی که آیوی دوره‌های خودیاری‌اش را می‌گذراند، یک بار گفت که زیر همه‌ی خشم‌های من ترس قرار دارد. من هم تا مدت‌ها بعد نمی‌دانستم که زیر همه‌ی ترس‌هایم چه چیزی قرار دارد، البته اگر فرض را بر این بگذاریم که چیزی زیر ترس وجود داشته. بعداً فهمیدم که اگر زیر خشم من ترس وجود داشته، پس زیر ترس هم عشق بوده. همه چیز به این نکته تنزل پیدا می‌کرد: آدم می‌ترسد پدیده‌ی مورد علاقه‌اش را از دست بدهد... یعنی چیزی را که دوست دارد.»

سیلان ذهن النور دامنه‌ی بسیار گسترده‌ای دارد که به نوعی بازتاب شخصیت او و فعالیت‌های متعددی است که به آن‌ها می‌پردازد. بخش زیادی از این جریان سیال ذهنی در محیط کارش و در پیوند با همکارانش می‌گذرد. به علاوه او که تصویرگر و نویسنده‌ی داستان‌های مصور است، دائم در حال خلق شخصیت‌های جدیدی برای کتاب‌هایش و برنامه‌های کارتونی مختلف است. این حالت خلق دائمی، او را نسبت به محیط اطرافش و تجزیه و تحلیل احساسات و برخوردهای دیگران بسیار حساس کرده است. بخش خودآگاه ذهن او که دائم در حال کار و برنامه‌ریزی و خلق است آن قدر قدرت یافته و ورزیده شده است که به شدت ناخودآگاه مرموز را پس می‌راند و مجال هیچ اظهار وجودی به آن نمی‌دهد. خاطرات تلخ و شیرین کودکی‌اش که در همان ناخودآگاه رنجور جای دارند، با تلنگرهایی اتفاقی ظاهر می‌شوند و او تصویرهای عجیبی را به خاطر می‌آورد که بخشی از هویت و گذشته‌ی ‌او را تشکیل می‌دهند.

نویسنده در این کتاب بیش از هر چیز دیگری به «انسان» توجه داشته است و همه‌ی آن چه که انسان می‌تواند خلق کند: از اندیشه تا تصویر، از خیال تا داستان. و همه‌ی آنچه که این موجود دائم متفکر را خلق می‌کند: گذشته، سابقه‌ی خانوادگی، کودکی، اندیشه‌ها و گفتگوهای دورن، بازخوانش رفتار‌های دیگران و تحلیل آن‌ها و هزاران فاکتور تأثیرگذار دیگر. «امروز متفاوت خواهد بود» روایت «انسان» است که خود را می‌کاود: «ماه مه پنجاه ساله می‌شدم. دستاوردهایم؟ به نظر بیشتر آدم‌ها، دستاوردها همان آرزوها و امیدهای واهی و دست‌نیافتنی هستند. من با عزم جزم تصمیم گرفته بودم که کل خواسته‌های زندگی‌ام را محقق کنم؛ و دقیقاً همین کار را کردم، همراه با اعطای سپاسگزاری. همه چیز را محقق کرده بودم، جز دوست‌داشتن درست و حسابی آدم‌هایی که خیلی زیاد دوست‌شان داشتم.»

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تلویزیون بی‌دلیل روشن می‌شود و تصویری را نشان می‌دهد. در كنار نگاه دوربین‌نگار روایت، تلویزیون قرار دارد. تلویزیون و ساعت دیجیتال و روایت دوربین‌گونه به عنوان عناصری مدرن، اتاق را احاطه می‌كنند... فرد متجاوز به دختر روسپی می‌تواند شكل دیگری از مرد درون تلویزیونی باشد كه ناگهان روشن می‌شود... دختری است در جایگاه و موقعیتی كه با زیبایی‌اش تبدیل به پدیده‌ای می‌شود كه عكسش روی مجلات مد می‌نشیند و در نقطه مقابلش دختر فاحشه چینی است. ...
با کشتی‌گیر اسراییلی کشتی می‌گیرم چون تن من به تن او بخورد بخشی از گفت‌وگوست... با این شیوه ما نباید وارد سازمان ملل هم بشویم؛ نباید در المپیادهای علمی هم شرکت کنیم... چیزی که ناکارآمد هست باید حذف بشود یا اصلاح... اگر خدای نکرده! وزیر ارشاد بشوم اولین کاری که می‌کنم رفتن به قم و گرفتن اجازه از علما برای پیوستن به کنوانسیون برن (حمایت از حق مولف در آثار ادبی و هنری) است ...
از این کتاب تا امروز بیش از 10 ترجمه در کتابخانه ملی ثبت شده: «اجرام آسمانی»، «بانوان مهتاب»، «دختران مهتاب»، «دختران ماه»، «ماه خاتون‌ها»، «زنان ماه» و «بانوان ماه»... روند جامعه‌ای را با تمرکز بر زنان آن در یک دوره یکصد ساله بازنمایی کند. از این‌ رو شاخص‌ترین مساله «گفتمان نسل»هاست؛ گفتمانی که گذار شخصیت‌ها را از سنت به مدرنیته می‌نماید... در برزخ گذشته زندگی می‌کنند و گویی راه گریزی از آن ندارند ...
اولین کتاب دانشگاهی است که به جامعه‌شناسی اسلام و تا حدودی تشیع می‌پردازد... برخی معتقدند جامعه‌شناسی دین مربوط به مسیحیت است نه اسلام... در بنیادگرایی ما با دین بدون فرهنگ مواجهیم... مطالعه تحولات تاریخی و سازمانی روحانیت... جامعه‌شناسان فرانسوی ترجیح می‌دهند درباره قبایل استرالیا یا اسکیموها تحقیق کنند تا اینکه مسلمانان را موضوع تحقیق قراردهند ...
«سووشون» رمانِ تجاوز است، تجاوز به روح یک ملت... مردمی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند با تجاوزگران هم‌داستان می‌شوند... همه زن‌ها حتی چهره‌های منفی مثل «عزت‌الدوله» هر یک به‌نوعی وجوه گوناگونِ ستمدیدگی، بی‌پناهی، ناکامی و تحملِ زن ایرانی را به نمایش می‌گذارند... می‌خواستم بچه‌هایم را با محبت و در محیط آرام بزرگ کنم اما الان با کینه بزرگ می‌شوند...هر هفته نان و خرما به دیوانه‌خانه و زندان می‌فرستد... تاریخ در این رمان لَق نمی‌زند یعنی آدم‌ها از بستر واقعی برخاسته‌اند ...