ژان ژاک روسو

01 بهمن 1398

ژان-ژاک-روسو

خانواده برای او در آغاز شغل ساعت‌سازی و سپس کشیشی و سرانجام وکالت دعاوی را در نظر گرفتند که مدتی نیز در این راه به‌ کارآموزی پرداخت، اما ذوقی نشان نداد و دنباله‌ی کار را رها کرد... با دختر جوان زیبای رخت‌شویی به نام ترز لواسور ارتباط گرفت . بعدها از او صاحب پنج فرزند شد که همه را به پرورشگاه سپرد... بشر در اصل پاک و خوب زاده می‌شود و بدی‌ها و معایب او مولود جامعه‌ای است که بد اداره می‌شود...از ستمگری‌ها وو بی‌عدالتی‌های روحانیان کاتولیک سخن رانده بود... به زندان محکوم و کتاب را سوزاندند...

ژان ژاک روسو، Rousseau, Jean-Jacques نویسنده و متفکر فرانسوی (1712-1778) در ژنو زاده شد از تباری فرانسوی و پروتستان که در 1549 به سوئیس مهاجرت کرده بودند. پدرش ساعت‌ساز و مردی متفنن و هوسباز بود و پس از مرگ همسر به هنگام تولد ژان ژاک، شخصاً به تربیت پسر همت گماشت، بی‌آنکه برنامه و روش دقیق و منظمی به‌کار برد. از کودکی او را به خواندن رمان‌های پرماجرا و احساسی وامی‌داشت. همین امر ژان ژاک را به دنیایی تخیلی وارد کرد و موجب شد که حساسیتش شدت یابد و به صور ذهنی خود جان بخشد. ژان ژاک بیش از ده سال نداشت که پدرش به دنبال درگیری با یکی از همسایه‌ها، ترک وطن کرد و پسر را به عمویش سپرد. ژان ژاک دو سال در یک شبانه‌روزی مذهبی ماند و برای اولین بار از زندگی منظم و برنامه‌ای صحیح برخوردار شد. این سال‌ها خاطره‌ی مطبوعی در ذهن وی باقی گذارد، پس با پسرعمویش به ژنو فراخوانده شد. سه سال آنجا ماند و به تحصیل هندسه پرداخت و نمایشنامه‌هایی نوشت. خانواده برای او در آغاز شغل ساعت‌سازی و سپس کشیشی و سرانجام وکالت دعاوی را در نظر گرفتند که مدتی نیز در این راه به‌ کارآموزی پرداخت، اما ذوقی نشان نداد و دنباله‌ی کار را رها کرد. چندی نیز نزد گراورسازی [چاپ دستی] اشتغال یافت که با او با خشونت بسیار رفتار می‌کرد، سرانجام نیز ژان ژاک بر اثر خطایی که مرتکب شد، از ترس تنبیه از ژنو گریخت و در ساووا Savoie اقامت کرد و به کشیش یکی از دهکده‌ها پناه برد که او را پذیرفت و به قبول مذهب کاتولیک دعوتش کرد و به این قصد او را نزد مادام دو واران Madame de Warens که او نیز به تازگی به مذهب کاتولیک درآمده بود، فرستاد.

ملاقات روسو با خانم واران در بیست و یکم مارس 1728 اتفاق افتاد که در زندگی او اهمیت بسیار یافت. خانم واران روسو را به تورین Turin فرستاد تا در مؤسسه‌ی خیریه، خاص نوآموزان مذهبی اقامت کند. روسو بسیار زود از مذهب پروتستان دست کشید و پس از دو ماه مؤسسه را ترک کرد. مدتی سرگردان ماند و ناچار شد که در چندین خانواده به پیشخدمتی پردازد. بار دیگر نزد خانم واران رفت و این‌بار روابط نزدیک‌تری با او پیدا کرد. در نوزده سالگی به فکر افتاد که عمر خود را وقف موسیقی کند، پس با شور فراوان به آموختن پرداخت و هنر خود را در شهرهای مختلف عرضه کرد و به تدریس موسیقی مشغول شد. از 1736 در کنسرت‌هایی که در خانه‌ی خانم واران ترتیب می‌یافت، رهبری هیئت نوازندگان را برعهده می‌گرفت. روسو گرچه در گذشته مطالعه‌ی بسیار داشت، پرورش روحی و فکری او از نظم خاصی برخوردار نبود، پس به جبران گذشته درصدد برآمد که آموزش معنوی و پرورش ذهنی خود را گسترش دهد و به راه منظمی اندازد. این سال‌ها که با فعالیت فکری و عشق به خانم واران همراه بود، از سال‌های درخشان زندگی روسو به شمار می‌آید. روسو در این زمان شیوه‌ای در ثبت علامات موسیقی اختراع کرد و در 1741 آن را به آکادمی علوم پاریس عرضه کرد که مورد قبول قرار نگرفت. روسو نوشته‌ی اعتراض‌آمیزی درباره‌ی اقدام آکادمی در رد نظریه‌اش انتشار داد با عنوان نوشته‌ای تحلیلی درباره‌ی موسیقی نوین Dissertation sur la musique modern، سپس کوشید که از راه موسیقی، شعر، تئاتر و فلسفه به شهرت و ثروت دست یابد، اما هیچ‌یک از کوشش‌های او به ثمر نرسید و در محافل ثروتمندان، تنها به عنوان موسیقیدان معرفی گشت و مدت‌ها با عواید ناچیز از راه تدریس موسیقی تأمین معاش کرد و برای اوپرا آهنگ‌هایی ساخت.

با خانواده‌ی ثروتمند دوپن Dupin دوستی صمیمانه یافت و به خانم دوپن دل بست، از طرف دیگر با اهل ادب و نویسندگانی چون دیدرو Diderot و ماریو Marivaux آشنایی و دوستی یافت، سپس به کمک خانم دوپن در ملازمت سفیر فرانسه به ونیز رفت و هیجده ماه آنجا ماند. در این زمان با دختر جوان زیبای رخت‌شویی به نام ترز لواسور Therese Levasseur ارتباط یافت. بعدها از او صاحب پنج فرزند شد که همه را به پرورشگاه سپرد و سرانجام در 1768 با او ازدواج کرد. با همکاری ولتر و رامو اپرای دیگری ساخت و نوشته‌هایی تحقیقی درباره‌ی موسیقی و شعر انتشار داد و برای دایرةالمعارف encyclopedie مقاله‌هایی تهیه کرد، در 1740 کمدی نرگس Narcisse را نوشت که پیروزی نیافت. اولین آثار شاعرانه‌ی روسو که در سال‌های 1739 و 1740 انتشار یافت، تمایل او را به نظریه‌های اخلاقی و فلسفی و احساس شدید نسبت به طبیعت و ذوق زندگی ساده و آزادی فردی نشان می‌دهد. شهرت روسو از 1750 آغاز شد، سالی که در کنکور آکادمی دیژون Dijon شرکت کرد و به این پرسش که «آیا برقراری علم و هنر موجب تباهی آداب و رسوم می‌شود؟» پاسخ گفت و مقاله‌اش با عنوان بحث‌هایی درباره‌ی علم و هنر Discours sur les sciences et les arts به دریافت جایزه‌ی آکادمی موفق گشت و انتشار یافت. روسو در این نوشته از فضیلت و تقوای فراوان مردم ساده و طبیعی دفاع کرده بود.

در 1752 روسو به عنوان موسیقی‌دانی توانا در جامعه ظاهر شد و اپرای رمال دهکده Le Devin du village را در دربار و در حضور شاه به اجرا درآورد که با پیروزی فراوان همراه گشت. در 1753 در مشاجره‌ی قلمی که میان طرفداران موسیقی فرانسوی و هواخواهان موسیقی ایتالیایی درگرفته بود، شرکت کرد و در نوشته‌ی خود با عنوان نامه درباره‌ی موسیقی فرانسوی Lettere sur la musique francaise از موسیقی ایتالیایی جانبداری کرد. در 1755 منشأ عدم مساوات بین افراد بشر Discours sur l'origine de l'inegalite parmi les homes انتشار یافت. روسو در این نوشته به تشکیلات مقامات برتر اجتماعی در حکومت‌کردن به افراد جامعه حمله کرده و عدم عدالت اجتماعی را مطرود دانسته است. روسو پس از آن به ژنو سفر کرد، بار دیگر به مذهب پروتستان گرایید و شنید که ولتر به کتاب اخیر او اعتراض داده است. از آن پس میان ولتر و روسو درباره‌ی خالق طبیعت مشاجره‌ای آغاز شد که در ورای آن نوعی رقابت سیاسی نیز پنهان بود. در همین سال یکی از دوستان، خانه‌ای را نزدیک جنگل مونمورانسی Montmorency در اختیار روسو گذارد که آن را بسیار مناسب یافت و با فراغت خاطر به کار مداوم پرداخت، کاری که به خستگی شدید و عدم تعادل روحی و در ضمن به خلق آثاری مهم منجر گشت؛ از آن جمله رمان ژولی یا هلوئیز جدید Julie ou la Nouvelle Heloise (1761)- این رمان پراحساس که به صورت مراسله نوشته شده است، پیروزی عظیمی به دست آورد، خاصه در محافل اشرافی. نامه‌ها در این رمان، نمودار عشق پرشور دو دلداده است که هردو پایبند تقوا و عفافند، عشق ژولی و سن‌پرو Saint- Preux که مواجه با موانعی می‌شود. در واقع عشق روسو و مادام هودتو Houdetot است که در عالم واقعی قطع می‌شود، اما در عالم رؤیا و ادبی ادامه می‌یابد. روسو برای آنکه به رؤیاهای خود در این اثر قدرتی بیشتر ببخشد، هیجان‌های دوره‌ی کودکی و خاطرات گذشته را به کار گرفته است. ژولی که با آقای وولمار Wolmar ازدواج کرده، با آنکه وظایف همسری و مادری را به بهترین شکل انجام می‌دهد، نمی‌تواند عشق سن‌پرو را از دل بیرون کند، پس نزد شوهر به این عشق اعتراف می‌کند و شوهر سن‌پرو را که به سفر رفته است، دعوت می‌کند تا در خانه‌ی او به‌سر برد، سن‌پرو که این دعوت را پذیرفته است، پس از چندی خانه را ترک می‌کند و سرانجام به وسیله‌ی نامه‌ای از مرگ ژولی و از وصیتش اطلاع می‌یابد که از او خواسته است تا زندگی خود را به تربیت فرزندان او وقف کند.

روسو در حین نوشتن رمان ژولی نوشته‌های دیگری نیز انتشار داد، از آن جمله است: نامه به دالامبر درباره‌ی نمایش Lettre A d'Alambert sur les spectacles که در آن به‌شدت به تئاتر حمله کرده بود. از آثار مهم دیگر این دوره امیل Emile است در 1762 که سروصدای فراوان برپا کرد. روسو در این اثر اصلی را که همیشه به آن پایبند بوده است، شرح می‌دهد و می‌نویسد که بشر در اصل پاک و خوب زاده می‌شود و بدی‌ها و معایب او مولود جامعه‌ای است که بد اداره می‌شود و به طفل تربیت غلط می‌دهد. روسو به اصول تربیت طبیعی معتقد است نه تربیتی که براساس قراردادهای اجتماعی و مدرسه‌ای به کودک داده می‌شود. عقیده‌ی بی‌سابقه و سبک نوین تعلیم و تربیت و عرضه‌کردن اندیشه‌های مذهبی که بدون پرده‌پوشی و با استدلال‌های فراوان صورت گرفته بود، موجب شد که کتاب امیل مثل رعد صدا کند و روسو را به زندان و کتاب را به سوزاندن محکوم گرداند. سومین اثر مهم دیگر که در همین سال یعنی 1762 انتشار یافت، قرارداد اجتماعی Contrat Social است. روسو در این کتاب درباره‌ی اساس حکومت اظهار نظر می‌کند و معتقد به قراردادی است که در میان اجتماع مانند قرارداد یک پیکر و اعضایش باشد، نه قراردادی میان طبقه‌ای حاکم و ملتی محکوم به اطاعت. او طالب قراردادی منصفانه و عادلانه است که منافع عام را شامل شود و از نیروی عامه‌ی مردم استحکام پذیرد، در غیر این‌صورت مردم که تابع اراده و خواست خویشند از هیچ چیز اطاعت نمی‌کنند، زیرا که قرارداد یک‌طرفه‌ی حکومت‌ها به معنی سلب اراده‌ی افراد جامعه است و از نظر قضایی فاقد ارزش. روسو پس از صدور حکم توقیف خود، بر اثر انتشار کتاب امیل به سوئیس گریخت و چندین سال در شهرهای مختلف به‌سر برد. کشیشان سوئیسی نیز به وی حمله کردند که او در نامه‌هایی به آنان پاسخ داد. از آن جمله: نامه‌هایی به کریستوف دو بومون Lettres a Chiristophe de Beaumont، اسقف پاریس است. روسو در این نامه با شور فراوان و با فصاحت و بلاغتی ستایش‌انگیز از ستمگری‌ها وو بی‌عدالتی‌های روحانیان کاتولیک سخن رانده بود. همچنین در نامه‌های نوشته‌شده از کوهستان Lettres ecrites de la montagne حمله‌های روحانیان پروتستان را رد کرده بود. مجموع این پاسخ‌ها و پاسخ‌های دیگر به اعتراض‌های ولتر، موجب شد که روسو برای تأیید عقاید خود به خلق کتاب بزرگی دست زند به نام اعترافات ژان ژاک روسو Les Confessions de Jean-Jacques Rousseau. اعترافات پس از مرگ روسو به چاپ رسید. شش جلد اول در 1782 و بقیه از جلد هفتم تا دوازدهم در 1788. روسو در این اثر که در واقع زندگینامه‌ی اوست، با صداقت تمام به خطاهای خود اعتراف می‌کند، اعترافاتی که پاکی و صفای عمیق روح او را نزد دوست و دشمن به اثبات می‌رساند و به لحظه‌های آمیخته به خوشبختی او جان می‌دهد. اعترافات روسو در میان زندگینامه‌های خصوصی، شاهکاری به شمار می‌آید. هنر در آن به غایت ظرافت رسیده است، چه در مجموعه چه در شرح و تفسیرها، اما قرائت قسمت‌هایی از این کتاب به وسیله‌ی خود روسو در محافل ادبی، به سبب ذکر نام صریح اشخاص، موجب برانگیخته‌شدن کینه‌ها و مخالفت‌ها گشت، چنان‌که یکی از کسان که نامش در کتاب آمده بود، به‌وسیله‌ی مقامات انتظامی از قرائت آن جلوگیری کرد. روسو مدتی در جزیره‌ی آرام سن‌ پیر Saint- Pierre به‌سر برد که خاطره‌ی دلپذیر آن را هرگز فراموش نکرد. چندی در انگلستان و مدتی نیز در قصری متعلق به پرنس دوکونتی Prince de Conti در پاریس اقامت گزید و در آنجا فرهنگنامه‌ی موسیقی Dictionnaire de musique را نوشت که در 1768 انتشار یافت.

در 1770 به لیون رفت تا در نمایش پیگمالیون Pigmalion که قبلاً نوشته بود، حضور یابد و پس از آن به پاریس بازگشت. در 1772کتاب گفتگوها، روسو قاضی ژان ژاک Les Dialogues, Rousseau juge de Jean- Jacques را انتشار داد که سندی تحلیلی و پرارزش و کم‌نظیر است و شامل مکالمه‌هایی میان یک فرانسوی و روسو. روسو در پاریس زندگی ساده و محقرانه‌ای پیش گرفت و با وجود شهرت و افتخاری که به دست آورده بود، با رونوشت‌کردن نت‌های موسیقی و خیاطی زنش امرار معاش می‌کرد. سرانجام در ماه مه 1778 در املاک مارکی دو ژیراردن Girardin که از شاگردانش بود، سکونت گزید و در همین ملک به مرض سکته‌ی قلبی درگذشت، درست یک ماه پس از مرگ ولتر. جسد روسو در 1790 از این باغ به عمارت پانتئون Pantheon، مقبره‌ی بزرگان در پاریس، انتقال یافت. مکاتبات Correspondance روسو در بیست جلد میان سال‌های 1924 تا 1934 به چاپ رسید.
روسو نویسنده‌ای بود با روحی بسیار نیرومند، شاعری پرهیجان و عاشق طبیعت و نقاش عواطف و احساس‌ها که بر ادبیات اروپایی تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر جای گذاشت. اندیشه‌های سیاسی او سال‌ها پس از مرگش مورد توجه قرار گرفت. روسو زیبایی کوهستان و جاذبه‌ی زندگی خانواده و خلوص و سادگی آداب و رسوم را در آثار خود آشکار ساخت و حق عشق را چنانکه باید ادا کرد. شیوه‌ی نگارش روسو به نثر فرانسه استحکام و اصالت بخشید. گوته درباره‌ی او گفته است: «با ولتر دنیای قدیم به‌سر آمد و با روسو دنیای جدید آغاز شد».

ترجمه به فارسی: اعترافات- امیل یا آموزش و پرورش- تفکرات تنهایی- خیال‌پروری‌های تفرج‌گر انزواجو- قرارداد اجتماعی- منشأ عدم مساوات- هلوئیز جدید یا نامه‌های دو عاشق.
 

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی 

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...
جامه ساده‌ای را که همانند جامه راننده‌اش بود می‌پوشید... روزی چهارده ساعت کار می‌کرد... استوار کردن مجلس و گرداندن آن به ستاد استوار انقلاب، پشتوانه پیروزی‌های آینده مردم ایران می‌شد... دانست که بی‌اصلاحات درونی پیروزی در کار نفت شدنی نیست... هر اصلاحی با منافع خصوصی عده‌ای که سالیان دراز با هرج و مرج و عنان گسیختگی و سوءاستفاده خو گرفته‌اند تماس پیدا می‌کند ...