رمان «رقص ساعت» نوشته آن تیلور با ترجمه کیمیا فضایی‌قره‌بلاغ از سوی انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش مهر، به نقل از روابط عمومی انتشارات علمی، آن تیلور در سال ۱۹۴۱ در مینی‌آپولیس مینه‌سوتا متولد و در کارولینای شمالی بزرگ شد. او تاکنون بیش از بیست جلد رمان نوشته است و در رمان‌هایش زندگی و حالات و روحیات زنان را کنکاش می‌کند و با دیدی جدید به جنبه‌های مختلف زندگی زنان می‌پردازد.

بیستمین رمان او «قرقره آبی» در سال ۲۰۱۵ جزو فهرست کتاب‌های نامزد دریافت جایزه پولیتزر شد. یازدهمین رمان او به نام «درس تنفس» در سال ۱۹۸۸ توانست جایزه پولیتزر را از آن نویسنده کند.

رمان «رقص ساعت» نیز در هفت مجله آمریکایی جزو پرفروش‌ترین رمان‌ها شد. این کتاب متشکل از دو بخش است و در حالی که بخش دوم روایت استمراری دارد؛ بخش اول از سه اپیزود مستقل تشکیل شده است. تایلر از روزی شروع می‌کند که مادر عصبیِ ویلا زمانی که او، قهرمان متواضع تایلر، یازده سال داشت، خانواده‌اش را برای ۲۴ساعت ترک می‌کند و ماجراهایی که پیش می‌آید...

از جمله ویژگی‌های این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: کتاب پرفروش ساندی تایمز، جزو ۱۰ کتاب برتر مجله یواس‎ای تودی، جزو بیست کتاب برتر سال روزنامه تایمز لندن، جزو لیست کتاب‌های برتر بی‌بی‌سی رادیو و...

رمان «رقص ساعت» نوشته آن تیلور با ترجمه کیمیا فضایی‌قره‌بلاغ در ۲۵۹ صفحه و با قیمت ۴۹۵۰۰ تومان از سوی انتشارات علمی منتشر شده است.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...