رمان «آدم‌های معمولی» نوشته «سلی رونی» که برنده جایزه کتاب سال بریتانیا شده به سریال تلویزیونی تبدیل می‌شود.

«آدم‌های معمولی» هم سریال دارند

به گزارش ایسنا به نقل از هالیوود ریپورتر، کتاب دوم «سلی رونی»، نویسنده ۲۸ ساله ایرلندی که داستان روابط عاطفی دو نفر به نام‌های «ماریان» و «کانل» را از سال‌های پایانی مدرسه در یک شهر کوچک در غرب ایرلند تا سال‌های تحصیل در کالج در شهر دوبلین روایت می‌کند با فیلمنامه‌ای از خود «سلی رونی» به سفارش شبکه «بی‌بی‌سی» و وبسایت «هولو» در قالب یک سریال تلویزیونی ۱۲ قسمتی ساخته می‌شود.

«لنی آبرامسون»، کارگردان نامزد اسکار فیلم «اتاق» و «هتی مک‌دونالد»، کارگردان سریال «دکتر هو»، هر کدام ساخت شش قست از سریال «آدم‌های معمولی» را بر عهده خواهند داشت. «دیزی ادگار جونز» و «پل مسکال» هم به عنوان دو بازیگر اصلی این سریال تلویزیونی انتخاب شده‌اند که «سارا گرین» و «آیسلین مک‌گاکین» نیز در آن ایفای نقش خواهند داشت. «رونی» علاوه بر نویسندگی، یکی از تهیه‌کنندگان اجرایی این سریال نیز هست.

این نویسنده جوان پیش‌تر که با رمان «آدم‌های معمولی» جایزه کتاب سال بریتانیا، جایزه «کاستا» و جایزه کتاب سال «واتراستون» را از آن خود کرده است و نامزد جوایز «بوکر»، «فولیو» و «‌دیلن توماس» نیز بود در این‌باره گفت: به عنوان یکی از تحسین‌کنندگان «لنی آبرامسون»، این یک امتیاز ویژه برای من است که فرصت همکاری با او را در اقتباس تلویزیونی از رمان «آدم‌های معمولی» به دست آورده‌ام. از انتخاب عوامل فیلم بسیار خوشحالم و برای دیدن زندگی جدید این رمان در تلویزیون بسیار هیجان‌زده‌ام.

فیلمبرداری این سریال در ایرلند و ایتالیا خواهد بود و سال آینده میلادی از شبکه بی‌بی‌سی ۱ و بی‌بی‌سی ۳ روی آنتن خواهد رفت. مخاطبان آمریکایی نیز از طریق سرویس اینترنتی «هولو» به این مجموعه تلویزیونی دسترسی خواهند داشت.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...