• 12 آذر 1385

    فریدالدین-ابوحامد-عطار-نیشابوری

    عطار در روستای "کدکن" که یکی از دهات نیشابور بود به دنیا آمد. کودکی‌ خود را در مشهد گذرانید و در جوانی، به شیوه سالکان طریقت، یک دوره سفر به‌ ماوراء النهر، هند، عراق‌، شام‌ و مصر داشت و در این سفرها بزرگان ادب و دین را زیارت کرد... مصنّفات‌ او غالباً شعر است‌؛ و در توحید و معارف‌ و حقایق‌ سخن‌ گفته‌ است‌... گفته شده که او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول کشته شده است ...

Loading
دختر جمال خوبان دارد. زین‌العرب است، خرد در پیش او دیوانه و حُسن و فضلش در جهان افسانه... بیا و چشم و دل را میهمان کن؛ وگرنه تیغ گیر و قصد جان کن... مرز میان شهوت و عشق... به صد دل عاشقست او بر غلامی؛ در افتادست چون مرغی به دامی... فرزند پنجم در پی دست یافتن به خاتم سلیمان است تا به وسیله آن بتواند بر دیو و پری فرمان راند... میان خون و عشق و آتش و اشک ... آرزوهای ما هویت ما را برملا می‌کند ...
از یک مقدمه و 72 باب تشکیل شده است که هریک به زندگی حالات اندیشه‌ها و سخنان یکی از عارفان اختصاص دارد... نقل‌ها و روایت‌های تذکرة الاولیاء التقاطی از مطالب کتاب‌های دیگر است... در سرگذشت هر عارف تمام نقل‌ها و روایت‌هایی را که درباره زندگی او در منابع دسترس خود خوانده و به نظر او درست آمده، آورده اما بیش از آنکه در صحت روایات دقت کند به تأثیر تربیتی و ارشادی آنها توجه دارد. ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
زن با وقاحتی بی‌اندازه و خشمی غرورآمیز با کلفتش حرف می‌زند: «بروید عقب. شما بوی حیوانات طویله را می‌دهید... نوبت به کلفت می‌رسد و او با همان خشونت خشماگین و باورنکردنی، بیزاری خود را از وضع زندگی‌اش ابراز می‌دارد. درست در لحظه‌ای که به اوج خشم و خروش رسیده است و گویی می‌خواهد اربابش را خفه کند، ناگهان صدای زننده و بی‌موقع ساعت شماطه بلند می‌شود. بازی به پایان می‌رسد... محبت سطحی و ارزان‌یافته و تفقدآمیز خانم خانه هیچ مرهمی بر دل چرکین آنها نمی‌نهد ...
در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...