• 10 تیر 1399

    40سال-تاریخنگاری-و-کتابداری-در-گفتوگو-با-رسول-جعفریان

    بعد از انقلاب، رقابت این سه گروه، یعنی روحانیت، مجاهدین و کمونیست‌ها به مساله اصلی تبدیل شد...همه تصور کردند پایتخت تبدیل به فاحشه‌خانه شده... وقتی کسی شعار تغییر را مطرح می‌کرد، ده جور وصله به او زده می‌شد... تاریخ اسلام در قم، داستان بود و خبری از تاریخ واقعی نبود... فرح در سال 56 اولین همایش طب سنتی را در دانشگاه پهلوی افتتاح کرد... مورخان جمهوری اسلامی در کار پژوهش روش دانشگاهی و علمی را دنبال نکرده‌اند... خیلی احساساتی و عاطفی برای تقویت باورهای جاری می‌نویسند... در دانشگاه‌های ما علم نیست ...

  • 17 شهریور 1398

    پیرایش-میراث-مکتوب-عاشورا-رسول-جعفریان

    انجیل را با سیره ابن اسحاق مقایسه کنید، تفاوت دو سطح فهم تاریخی را می‌توانید بیابید... اغلب از داشتن یک درک علمی جدی فرار می‌کنیم... آثاری داریم که تاریخ در آن بسیار کم بها شده و صرفاً مذهبی است... در این نگاه، امام بیش از آنکه قهرمان قیام باشد، قهرمان مظلومیت و معصومیت است... «لهوف» یک اثر مذهبی داستانی است که از عاشورا یک تصویر الهی می‌سازد و خیلی مقید به نقل‌های دقیق تاریخی نیست... در دهه‌های اخیر، بحث عبرت گرفتن بالا گرفت، نوعی انطباق وضع انقلاب اسلامی و جنگ، روی وقایع عاشورا... ...

  • 01 مرداد 1385

    رسول-جعفریان

    در سال 57 و در آستانه پیروزى انقلاب، براى ادامه تحصیلات حوزوى، راهى شهر قم شد... دستگیر شده و مدت سه هفته در زندان شهربانى حبس شد... با بازگشایى دانشگاهها، در سال 59 به تدریس معارف اسلامى و تاریخ اسلام در دانشگاههاى اصفهان و تهران مشغول شد... در سال 1374 در خواست استاد مدعو از طرف دانشگاه هاروارد را رد کرد... کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران را با هدف بهبود بخشیدن به تحقیقات تاریخی تاسیس کرد... ...

Loading
صد سال پیش تاکید می‌کند که «علم باید ثروت بیاورد»، درحالی‌که حتی الان هم فراوان هستند کسانی که این ایده را مورد تمسخر قرار می‌دهند... تاریخ تفکر در دوره تغییر... نویسندگان بزرگ، هراسی از بر هم زدن اوضاع فکری گذشته ندارند ... عقلانیت در جامعه، دچار بحران شده و زمینه برای تغییر آن پدید می‌آید... بخش‌های از مردم ما هنوز زندگی شان، تحت‌تأثیر خواب‌های شگفت انگیز است... بخش مهمی از عقب ماندگی ما به ‌دلیل نداشتن نگاه علمی به زندگی است ...
جناب آقای رئیسی در اولین سخنرانی خود گفتند که آستان قدس را مرکزی علمی کشور خواهند کرد. بنده نمی دانم مقصود ایشان از «علم» و مرکز علمی کردن مشهد چه بود، اما امروز پس از سه سال و اندی، در این حوزه، اتفاق درخوری نیفتاد... کتابخانه آستان قدس، با امکاناتی که دارد، و توجهی که به آن هست، در حال حاضر، یک جای مرده به حساب می آید... تقریبا از نظر دسترسی به منابع آن و در خسّت و ضنّت، کتابخانه مرعشی قم با آستان قدس، رقابت دارند. ...
دست به اقدامی درخور در ادبیات شرح حالنگاری خودنوشت به ویژه نوع خاص آن در میان روحانیت زده و با ذوق و ابتکاری که داشته اند نه تنها از چهارچوب های مقبول و معمول در این زمینه استفاده کرده‌اند، بلکه در این زمینه افق های تازه ای را نیز گشوده اند... جالب است که وی از ابراز عشق خود بعدها هم که آن زن ازدواج کرده و خودش هم صاحب زن و فرزند است، خودداری نکرده و مهم تر آن که این گزارش را به صورت یک کتاب منتشر کرده است. ...
آنچه که در این فصل (و فصول دیگر) جلب توجه می کند این است که مؤلف هیچ نوع ارجاعی در ارائه مباحث نداده و مواد تاریخی با تحلیل‌های وی و بدون هیچ گونه منبع و مدرکی در اختیار گذاشته شده است... یک ناشر وابسته به یک مرکز تبلیغات دینی چگونه به خود اجازه می دهد به نشر چیزی بپردازد که وحی را محل تردید قرار می دهد... نه تنها به اغلاط تاریخی واضح و آشکار آن توجهی داده نشده که هیچ پاسخی هم داده نشده ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...