چاپ دوم کتاب «ایرانیان در بابل هخامنشی» [Iranians in Achaemenid Babylonia] اثر محمد داندامایف [Muhammad Dandamaev] و ترجمه محمود جعفری دهقی توسط انتشارات ققنوس در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

ایرانیان در بابل هخامنشی» [Iranians in Achaemenid Babylonia] اثر محمد داندامایف [Muhammad Dandamaev]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات ققنوس دومین چاپ کتاب «ایرانیان در بابل هخامنشی» را با شمارگان ۴۴۰ نسخه، ۲۴۴ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۱ با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۱۴ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

موضوع این کتاب، پژوهش در باب ایرانیان ساکن در بابل، در طول دوره فرمان‌روایی سلسله هخامنشی است. داندامایف از متخصّصان حوزه تاریخ ماد و هخامنشی است که موضوع اغلب پژوهش‌هایش، امپراتوری ایران باستان و تاریخ اجتماعی و فرهنگی بابل در هزاره اوّل پیش از میلاد بوده است. او در این کتاب با استفاده از گل‌نوشته‌های بابلی، فهرستی از ایرانیان ساکن بابل و سایر شهرهای میان‌رودان بدست آورده است.

«ایرانیان در بابل هخامنشی» دربردارنده همه شواهد بابلی، منابع کتاب‌شناسی، کلاسیک و آرا درباره کسانی است که دارای نام ایرانی بوده و در بابل سکونت داشته‌اند و از این حیث دارای اهمیت است.

بخش نخست کتاب با عنوان «سنت و نوآوری» در هشت زیرعنوان به «نظام اداری»، «سازمان قضایی»، «مالیات‌های دولتی»، «مناسبات مربوط به زمین»، «خدمات نظامی»، «خط‌مشی معابد» و «تمایلات فرهنگی» به جنبه‌های مختلف زندگی ایرانیان ساکن بابل می‌پردازد و در «فرجام» به‌جمع‌بندی این بخش می‌پردازد.

بخش دوم کتاب با عنوان «نام‌های ایرانی» معنای این نام‌ها را توضیح می‌دهد. بخش «ساکنان فلات ایران و آسیای میانه در بابل» نیز شامل «ایلامی‌ها»، «مادها»، «پارس‌ها»، «سکاها»، «آرایه‌ای‌ها»، «خوارزمیان»، «دیگر ایرانیان شرقی و هندیان»، «چندگانگی دینی و تماس‌های فرهنگی» و «اوضاع حقوقی و اجتماعی ایرانیان و دیگر اقلیت‌های قومی در بابل» می‌شود.

در پیوست کتاب علاوه بر «کوته‌نوشت‌ها»، «کتابنامه» و «نمایه»، «نام‌های ایرانی باستان»، «جای‌نام‌های ایرانی باستان»، «واژه‌های ایرانی باستان»، «معادل بابلی واژه‌های ایران باستان»، «سایر واژه‌های آکدی»، «واژه‌های سایر زبان‌ها»، «نام اشخاص»، «جای‌نام‌ها» و «موضوعات عمومی» آمده است.

محمد عبدالقدیرویچ داندامایف درگذشته در سال ۲۰۱۷، در روستای اونچوکتل داغستان به دنیا آمد. در سال ۱۹۵۲ از دانشکده تاریخ سازمان تربیت معلم لنینگراد فارغ‌التحصیل شد و طی سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ تحصیلات تکمیلی‌اش را در مؤسسه تاریخ علوم آکادمیک شوروی در مسکو گذراند.

داندامایف از سال ۱۹۵۹ تا اواخر عمر در مؤسسه شرق‌شناسی علوم آکادمیک روسیه به تدریس و پژوهش اشتغال داشت. او در ۱۹۹۷ او عضو آکادمی روسیه شد. تحقیقات اصلی او شامل امپراطوری باستانی ایران، تاریخ، سنت‌های اجتماعی و فرهنگ بابل طی هزاره اول قبل میلاد مسیح است. وی به زبان‌های پارسی باستان، اکدی، انگلیسی و برخی زبان‌های اروپایی جدای از زبان مادری‌اش مسلط بود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...