دومین چاپ کتاب «گئورگ زیمل» [Georg Simmel: Critical Assessments] نوشته دیوید فریزبی [David Frisby] و ترجمه جواد گنجی توسط انتشارات گام نو منتشر شد. چاپ نخست این کتاب ۱۴ سال پیش منتشر شده بود.

گئورگ زیمل» [Georg Simmel: Critical Assessments]دیوید فریزبی [David Frisby]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات گام نو دومین چاپ کتاب «گئورگ زیمل» نوشته دیوید فریزبی و ترجمه جواد گنجی را با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۲۵۶ صفحه و بهای ۷۳ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۸۶ با شمارگان ۱۴۰۰ نسخه و بهای ۳,۲۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

گئورگ زیمل (۱۹۱۸-۱۸۵۸)، جامعه‌شناس و متفکر آلمانی و بنیانگذار جامعه‌شناسی فرمیک است. آثار او بالغ بر بیست جلد کتاب و بیش از ۳۰۰ مقاله را شامل می‌شود. زیمل یک دهه قبل از ماکس وبر به دنبال پایه‌گذاری جامعه‌شناسی به منزله رشته‌ای مستقل، بود.

امروزه بسیاری او را از جمله پدران بنیانگذار جامعه‌شناسی و نخستین جامعه‌شناسی مدرنیته می‌دانند. فریزبی در این کتاب ابتدا مفهوم جامعه‌شناسی، فرم‌های رفتاری و فرهنگی، و مدرنیته کلان‌شهری را بیان کرده و سپس بخشی از زندگی‌امه گئورگ زیمل و معاصران وی را روایت می‌کند و به تحلیل و بررسی آثار این جامعه‌شناس و متفکر اثرگذار می‌پردازد.

نویسنده در بخش‌های بعدی کتاب نخستین تلاش‌های زیمل برای ایجاد مفهومی جدید از جامعه‌شناسی و مرزبندی و تفکیک آن از روان‌شناسی و تاریخ را بیان می‌کند. وی در ادامه آثار زیمل در زمینه روان‌شناسی قومی، سوسیالیسم، ابعاد تفکیک اجتماعی، فلسفه پول، از خودبیگانگی فرهنگی، چگونگی امکان‌پذیری جامعه و موارد دیگری را ارزیابی می‌کند. در پایان نیز به زیمل و معاصران، و از جمله مارکس وبر و دورکیم می‌پردازد و نقش زیمل را در جامعه‌شناسی مدرن مورد واکاوی قرار می‌دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...