• 11 اسفند 1403

    پیرامون-امیرکبیر-قهرمان-مبارزه-با-استعمار-فهیمه-نظری

    امیرکبیر را به هنگام روی کار آمدن، وارث کشوری فقیر و خزانه‌ای خالی از پول و مبتلا به کسری بودجه معرفی می‌کند... چنان مفت‌خورها و کلاش‌ها را به هیجان آورد و ناراحت کرد که با کمال گستاخی و بی‌شرمی برای برگرداندن وضع سابق به هر دری می‌زدند و به هر وسیله‌ای متوسل می‌شدند... از گسترش علم به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پیشرفت کشورها یاد می‌کند... پیش‌بینی اینکه خیلی‌ها به خاطر روحانی بودنش ممکن است نگارش چنین کتابی را خارج از وظیفه او بدانند، چنین انتقاداتی را ناشی از تفکر استعماری می‌داند ...

Loading
روزنوشتهای سال 1377 با عنوان «در جست‌وجوی مصلحت»... تلفنى با آیت‌الله خامنه‌اى صحبت‌ كردم و به‌ یادشان آمد كه قبلا گفته‌اند در صورت محكومیت عفو مى‌كنند... مقرر شده از 23 رمضان، حصر آیت‌الله منتظرى محدودیت كمترى داشته باشد... موافق نیست که خبر قاتل‌بودن افراد اطلاعاتى اعلان شود؛ گرچه تنبیه‌شدن را قبول دارد... معتقد است، آقاى خاتمى براى تسلط بر اطلاعات، چنین استفاده‌اى از این جریان مى‌كند... مصاحبه حسینیان با كیهان امروز، مسئله را داغ‌تر كرده و دارد تبدیل به فتنه مى‌شود ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...