دومین چاپ «زبان و شاعری» شامل چهار مقاله از آلن پو، بکت، بنیامین و مالارمه به ترجمه پیمان چهرازی توسط نشر آگه منتشر شد.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگه دومین چاپ کتاب «زبان و شاعری» شامل چهار مقاله به ترجمه پیمان چهرازی را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۱۲۸ صفحه و بهای ۲۰ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب پاییز سال گذشته (۱۳۹۸) با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۱۹ هزار تومان منتشر شده بود.

«زبان و شاعری» شامل چهار مقاله مهم با این عناوین است: «شالوده شعر» نوشته ادگار آلن پو، «بحران شعر» نوشته استفان مالارمه، «دانته. برونو. ویکو. جویس» نوشته ساموئل بکت و «فلانور» نوشته والتر بنیامین. کتاب با کنار هم گذاردن این چهار مقاله این امکان را فراهم می‌کند که برخی از جزئیات و ابهامات موجود در تعریف شعر، در قالب نوعی تلاقی یا هم‌پوشانی، در پرتو یکدیگر وضوح یابند.

«دانته. برونو. ویکو. جویس» در واقع نخستین مطلب منتشر شده به قلم بکت است. بکت در این متن که در سال ۱۹۲۹ منتشر شده بود، در تحلیل ساختار مدرن و نامتعارف رمان «شب زنده‌داری فینگن‌ها» اثر جیمز جویس، به خاستگاه‌های زبان و شعر رجوع می‌کند. این رمان معروف جویس به زبان غامضش شهرت دارد. ادگار آلن پو نیز قائل به گونه‌ای نبوغ در شاعر راستین است. به‌زعم او شاعر سهمی از زیبایی اصیل آسمانی را در دل تجربه الهام و تخیل، در شعر به قالب کلام در می‌آورد. استفان مالارمه، در میانه بحرانی که شعر فرانسوی بعد از هوگو را درگیر خود کرده، ایده پیوند درونی و تنگاتنگ شعر و موسیقی را، در شکلی بی‌واسطه و فردی، مطرح می‌کند.

مقاله والتر بنیامین نیز در اصل بخشی از کتاب «شارل بودلر: شاعری غنایی در عصر سرمایه داری پیشرفته» بنیامین به نام «فلانور» است. محققان بسیاری به ایده فلانور یا پرسه گرد بنیامین در مقالات یا سخنرانی‌های خود ارجاع داده بودند، اما هیچگاه این مطلب به فارسی ترجمه نشده بود. به عبارتی مخاطب فارسی بارها با این واژه برخورد می‌کرد، اما اصل متن را نمی‌دانست که چیست؟

با ترجمه چهرازی پیشتر کتاب «چگونه شعر بخوانیم» نوشته تری ایگلتون نیز توسط نشر آگه منتشر شده بود که با استقبال مخاطبان مواجه شد. «چگونه شعر بخوانیم» اکنون به چاپ چهارم رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...