کتاب «ادب توحیدی انبیاء در قرآن» اثر آیت‌الله جوادی آملی در دوبخش و فصل‌های متعدد منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرآلاین، مباحث این کتاب، محصول درس‌های تفسیر ترتیبی آیت‌الله جوادی آملی در جمع عالمان و قرآن‌پژوهان حوزوی است که در تفسیر آیات پایانی سوره‌ «مائده» به‌مناسبت گفت‌وگوی پیامبر عظیم‌الشأن الهی، حضرت عیسی مسیح (علیه‌السلام) با خدای سبحان ارائه شده و در دو بخش کلیات و بررسی تطبیقی ادب انبیاء (علیهم‌السلام) سامان‌دهی شده است.

تفسیر موضوعی قرآن کریم با عنوان ادب توحیدی انبیاء در قرآن، اثر آیت‌الله جوادی آملی به زیور چاپ مزین شده است. مباحث بخش نخست این کتاب در قالب پنج فصل تنظیم شده است که در فصل اول، پس از مفهوم‌شناسی ادب، معیار شناخت زیبایی و راه کسب آن، بررسی ادب انبیاء در نگاه روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) و در پایان فصل، پس از بررسی تفاوت ادب با اخلاق، ظرافت توحیدی بهترین ادب مطرح شده است.

در فصل دوم، پس از بیان روش اسلام در تأدیب بُعد علمی و عملی انسان، مرتبه عالی تأدیب نفس تصویر شده است. در فصل سوم، ابتدا از اسوه‌های ادب و ضرورت آن سخن رفته است و سپس پیامبران الهی به‌عنوان بهترین الگوهای تأدیب مطرح شده‌اند و آن‌گاه تأدیب انبیاء از سوی خدا و سیره آنان در تأدیب بررسی شده است.

همچنین در فصل چهارم این اثر ارزشمند، به بیان ادب مشترک و عام انبیاء، مراتب ادب انبیاء و گفتار متنی و تشریحی قرآن در ادب انبیاء اشاره شده است. در فصل پنجم نیز محورهای ادب انبیاء در ابلاغ وحی و احتجاج با مخالفان بررسی شده است.

همچنین مباحث بخش دوم این اثر در دو فصل سامان یافته است که در فصل اول به ادب پیامبران غیر اولوالعزم از دیدگاه قرآن کریم پرداخته شده و از ادب حضرت آدم، هود، صالح، اسماعیل، لوط، یعقوب، ایوب، شعب، داود، سلیمان، یونس و زکریا علیهم‌السلام یاد شده است. در فصل دوم نیز ادب پیامبران اولوالعزم الهی، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی (علیهم‌لسلام) و حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم تشریح شده است.

تفسیر موضوعی قرآن کریم با عنوان ادب توحیدی انبیاء در قرآن، اثر آیت‌الله جوادی آملی از سوی انتشارات اسراء به زیور چاپ مزین و روانه بازار شده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...