آثار البلاد و اخبار العباد. کتابی به عربی در جغرافیای اقلیمی و بلاد عالم، تالیف عمادالدین ابو عبد‌الله زکریا بن محمد قزوینی(600/605-682) که در 674 از تالیف آن فارغ شده است. کتاب مشتمل است بر سه مقدمه و هفت فصل در باب هر یک از اقلیم هفت گانه.

مقدمه اول در نیاز آدمی به ساختن شهر‌ها  و دیه‌ها؛ مقدمه دوم در ویژگی‌های شهر‌ها و مقدمه سوم در اقلیم‌های زمین، بر حسب  تقسیم‌بندی  هیئت بطلمیوسی (به تعبیر مولف بخش‌بندی افریدون نبطی و اسکندر رومی و اردشیر فارسی) است. ربع مسکون یا شمالی مکشوف به هفت نوار عرضی بین مدارات فرضی متوازی با معدل‌النهار (خط استوا) منقسم گردیده که هر یک  از پاره (نوار‌)ها را اقلیم گفته‌اند.  پیداست که طول و عرض اقلیم‌ها بر بسیط ارض با هم تفاوت دارند. مؤلف اسامی نقاط و امکنه جغرافیایی و بلاد را در هر اقلیم به ترتیب الفبایی آنها آورده و شرح توصیفی جغرافیایی آنها، غالبا اطلاعات تاریخی رجالی و ادبی و علمی را نیز در بردارند.

آثار البلاد قزوینی، مانند کتاب "عجائب الخلوقات" او از جمله آثاری است که مقبول طبع عموم واقع شده؛ چه مؤلف علوم را در این کتاب برای عامه علاقه‌مندان ساده کرده است. تالیفات او متضمن مطالب نجومی زمین‌‌شناسی، کانی‌شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی و قوم‌شناسی هم هست که بدین لحاظ با آثار جاحظ و مسعودی شباهت می‌یابد. نظر به جنبه گیتی‌نگاری که اختیار کرده(خصوصا در عجائب المخلوقات) برخی اورا با هردوت یونانی یا پلینی رومی مقایسه کرده‌اند.

منابع آثار قزوینی نزدیک به پنجاه کتاب برآورد شده که علاوه بر تالیفات جغرافیایی کلاسیک، آثار ابن سینا، بیرونی، مسعودی، جاحظ و جز اینان از جمله آنهاست. اما ماخذ اساسی او همانا "معجم ‌البلدان"، "دایرة‌المعارف" جغرافیایی مشهور یاقوت حموی است که قزوینی مواد بر گرفته از آن را ملخصا به صورت هفت فرهنگ اقلیمی درآورده است. از منابع دیگر وی، "مؤلفات" ابو حامد غرناطی است. که خصوصا "سیاحت خزرستان" او بین علمای مغرب زمین مشهور است. افزون بر آن قزوینی از مؤلفانی نیز بهره گرفته که آثارشان امروزه در دست نیست. تصحیح انتقادی آثار البلاد را نخست بار "ووستنفلد" منتشر ساخت (گوتینگن، 1848) که چند بار تجدید چاپ شده است. اما دو ترجمه فارسی از کتاب، یکی از قرن یازدهم و دیگری از قرن سیزدهم هجری در دست است که هردو در تهران به طبع رسیده‌اند.

پرویز اذکائی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...