نوارهای گمشده «آگاتا کریستی» نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و کارآگاهی، شامل اطلاعاتی منتشر نشده از زندگی خصوصی او بهار 2010 در سراسر جهان منتشر می‌شود.

به گزارش فارس، به نقل از بوک سلر، این نوارها شامل بخشی‌هایی از زندگی «آگاتا کریستی» و شرح حال وی است که بهار سال آینده با همکاری نشر «هارپرکولینز» منتشر می‌شود.

این نوارها که هرکدام ظرفیتی 14 ساعته دارند، سال گذشته توسط نوه این نویسنده در انباری خانه مادربزرگ کشف شده است.

این نوارها بر اساس تاریخی که روی آنها درج شده مربوط به دهه 60 میلادی هستند. زمانی که «کریستی» بخشی از زندگی شخصی و خاطرات خود را در آنها ثبت کرده است.

از این نویسنده در سال 1997 نیز شرح حالی منتشر شده است اما با بررسی انجام شده نوارهای کشف شده ناگفته‌هایی از زندگی این نویسنده را در اختیار مخاطبان وی قرار می‌دهد.

«
آگاتا کریستی» در این نوارها که در سال‌های میانی دهه 60 گردآوری و ضبط شده‌اند بخشی از زندگی شخصی و دیدگاه هایش را ثبت کرده است. او درباره سفرهایش و همینطور ازدواج دومش دراین نوارها صحبت کرده است.

به گفته «دیوید براون» مدیر نشر هارپرکولینز، نوه «
آگاتا کریستی» پس از ارائه این نوارها به این ناشر اعلام کرده که از کشف آنها بسیار شگفت زده است. او اضافه کرده که شنیدن صدای مادربزرگش سی سال پس از مرگ وی او را به وجد آورده است.

«دیوید بروان» درباره انتشار این نوارها گفت: کارشناسان ما در حال بازسازی و ترمیم بخش‌هایی از این نوارها هستند که به مرور زمان کیفیت خود را از دست داده‌اند.

او در این باره اضافه کرد به محض ترمیم این نوارها با کامل شدن داده‌هایی که خود «
آگاتا کریستی» در اختیار مردم قرار داده است ناگفته‌های بسیاری درباره او در جهان منتشر می‌شود.

این ناشر به مخاطبان «کریستی» وعده داد که سی دی سخنان این نویسنده مشهور جنایی نویس را تا بهار 2010 آماده و روانه بازار ادبی جهان کند.

«کریستی» یکی از نویسندگان انگلیسی است که تا امروز آثار متعددی از او در ژانر جنایی منتشر شده است.

از میان اثار او می‌توان به «مرگ نقطه پایان»، «قتل در بین النهرین»، «اولین پرونده پوآرو»، «راز قطار آبی» و «پس از تشییع جنازه» اشاره کرد.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...