31 فروردین ماه ، برابر 21 آوریل 2011 میلادی، صد و یکمین سال‌مرگ «مارک تواین» نویسنده‌ی سرشناس آمریکایی است.

به گزارش ایسنا، «ساموئل لانگورن کلمنس»، معروف به «مارک تواین» ـ نویسنده و فکاهی‌نویس نام‌دار آمریکایی ـ در روز 30 نوامبر 1835 در فلوریدای آمریکا متولد شد. وی ششمین فرزند از هفت فرزند خانواده بود که از 11 سالگی به‌علت فوت پدرش، مجبور شد به‌عنوان نقاش در نیویورک و فیلادلفیا کار کند.

نویسنده‌ی «تام سایر» دوران کودکی‌اش را در روستای هانیبال در اطراف رود می‌سی‌سی‌پی گذراند. این منطقه‌ی آرام، بعدها زمینه‌ی مهم‌ترین آثار او قرار گرفت. «مارک تواین» را بیش‌تر به ‌واسطه‌ی رمان‌های "ماجراهای هاکلبری فین"که هنوز جزو آثار بزرگ آمریکا محسوب می‌شود و همچنین «ماجراهای تام سایر» می‌شناسند.

پیش از آن ‌که «تواین» وارد عرصه‌ی نویسندگی شود، به روزنامه‌نگاری رو آورد و سبک خاص فکاهی را برای مقاله‌نویسی انتخاب کرد. اولین اثر مهم او در سال 1865 با نام «وزغ جهنده‌ی معروف منطقه‌ی کالاوارس» در نیویورک منتشر شد. ناگفته نماند که او در سال 1859 نام مستعار «مارک تواین» را که اصطلاحی در دریانوردی بود، برای خود انتخاب کرد.

انتشار این داستان، شهرت فراوانی برای او به ‌همراه آورد و پس از آن، سفرهای دریایی‌اش را آغاز کرد و برای بیش از یک دهه خارج از آمریکا زندگی کرد. کتاب «بی‌گناهان در کشتی» در واقع سفرنامه‌ی اوست که در سال 1867 منتشر شد.

«تواین» در سال 1872، دومین قسمت از سفرنامه‌ی خود را به ‌نام «سخت‌گذرانی» منتشر کرد. در این کتاب از جوامع غربی و آمریکا به همان طریق انتقاد شده است که در کتاب «بی‌گناهان در کشتی» از کشورهای اروپایی و خاورمیانه.

در سال 1876 «مارک تواین»، «ماجراهای تام سایر» را که دوران جوانی‌اش را در هانیبال به تصویر ‌کشیده است، منتشر کرد. این کتاب «تواین» را در قالب شخصیت «تام سایر» نشان می‌دهد که با دو همکلاسی‌اش «جان بریکز» و «ویل بوون» دوران را می‌گذراند.

اولین اثر داستانی «تواین»، «شاهزاده و گدا» بود که در سال 1882 منتشر شد و در مقایسه با «تام سایر» چندان موفق نبود. اما او در سال 1884 با انتشار "ماجراهای هاکلبری فین" باردیگر نگاه‌ها را متوجه خود ساخت. این کتاب از شاهکارهای ادبیات آمریکا محسوب می‌شود که لحن جدی‌تری نسبت به «تام سایر» دارد.

بعد از انتشار این اثر، «تواین» به فعالیت‌های اقتصادی رو آورد تا هزینه‌های سنگین حاصل از پروژه‌های نویسندگی‌اش را تأمین کند. آخرین اثر این نویسنده‌ی آمریکایی، «بیگانه‌ی اسرار‌آمیز» بود که پس از مرگش در سال 1916 منتشر شد.

«تواین» در عرصه‌ی سیاسی نیز فعال بود و از طرفداران جدی مبارزه با امپریالیسم به شمار می‌رفت. او در سال 1907 دکتری ادبیات از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد. در سال‌های آخر عمر به‌علت مرگ دختر و همچنین همسرش به افسردگی شدید دچار شد و سرانجام روز 21 آوریل 1910 بر اثر حمله‌ی قبلی درگذشت.

«مارک تواین» در نویسندگی از «چارلز دیکنز» تأثیر گرفت و نویسندگان بسیاری مانند «کورت ونه‌گات»، «همینگوی» و «فاکنر» از او تأثیر گرفتند.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...