کتاب «خلیل ملکی؛ سیمای انسانی سوسیالیسم ایرانی» نوشته همایون کاتوزیان با ترجمه عبدالله کوثری توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، خلیل ملکی در سال ۱۲۸۰ یعنی چندسال پیش از انقلاب مشروطه در تبریز متولد شد و در سال ۱۳۴۸ یعنی ۷ سال پس از انقلاب سفید محمدرضا پهلوی (۱۳۴۱) در تهران درگذشت. ملکی به‌عنوان روشنفکر و متفکر سیاسی، فعال و سازمانده، کمونیستی سوسیالیست‌شده، با اعتقاد به آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و پیگیری این اهداف از راه‌های مسالمت‌آمیز توانست در بخش عظیمی از این دوران طولانی و پرتب‌وتاب نقشی اثرگذار در سیاست و جامعه ایران ایفا کند.

ملکی یکی از رهبران حزب توده در ایران و همچنین یکی از آن ۵۳ نفر معروف است که بعدها از این حزب منشعب شد. او از جمله‌ چهره‌های سیاسی ایران است که در ملی‌شدن صنعت نفت تاثیر داشتند. او در سال ۱۳۲۶ از حزب توده انشعاب کرد و به‌همین‌دلیل سال‌ها مورد لعن و نفرین علاقه‌مندان این حزب قرار گرفت. او در سال‌های جوانی آرزوی استقرار جمهوری مدرن را در ایران، در سر می‌پروراند.

این چهره سیاسی در سال ۱۳۴۴ همراه با سه تن از همفکرانش بازداشت و در دادگاه نظامی محکوم به ۳ سال زندان شد. البته پس از ۱۸ ماه از زندان آزاد شد که آزادی‌اش بیشتر پیامد فشار سوسیالیست‌های اروپایی به شخص محمدرضا پهلوی بود. ملکی پس از آزادی به مطالعه و ترجمه رو آورد اما هیچ‌کدام از آثارش، با نام خودش مجوز انتشار پیدا نکردند. او در سال ۴۸ هنگامی که ۶۸ سال داشت، درگذشت. همایون کاتوزیان در کتاب «خلیل ملکی؛ سیمای انسانی سوسیالیسم ایرانی» به معرفی و دستاوردهای سیاسی اجتماعی زندگی خلیل ملکی پرداخته و دوران پرآشوبی را که او در آن مشغول فعالیت سیاسی بوده، ترسیم کرده است.

محمدعلی همایون کاتوزیان پژوهشگر حوزه‌های علوم سیاسی، اقتصاد و نقد ادبی؛ متولد سال ۱۳۲۱ در تهران است که تالیفات زیادی به زبان‌های فارسی و انگلیسی دارد. «هشت مقاله در تاریخ و ادب معاصر»، «نامه‌های خلیل ملکی»، «سعدی، شاعر عشق و زندگی»، «دولت و جامعه در ایران، سقوط قاجار و استقرار پهلوی»، «نه مقاله در جامعه‌شناسی تاریخی ایران»، «برخورد عقاید و آرای ملکی»، «چهارده مقاله در ادبیات، اجتماع، فلسفه و اقتصاد»، «ایدئولوژی و روش در اقتصاد»، «نقدی بر بوف کور هدایت»، «مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران»، «صادق هدایت و مرگ نویسنده»، «استبداد، دموکراسی و نهضت ملی»، «اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی»، «ایرانیان» و «خشت خام» عناوین تالیفات و اشعار کاتوزیان هستند که در قالب تالیف یا ترجمه مترجمان مختلف از آثار او توسط همین ناشر چاپ شده‌اند.

کتاب «خلیل ملکی؛ سیمای انسانی سوسیالیسم ایرانی» به‌جز مقدمه، کتاب‌شناسی، یادداشت‌ها، نمایه و بخشی با نام «توفیق و شکست ملکی»، ۸ فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت‌ است از:

خلیل ملکی و پنجاه‌وسه‌نفر، حزب توده، مبارزه بر سر قدرت و ملی‌کردن نفت، حزب زحمتکشان، نیروی سوم، کودتای ۱۳۳۲ و بعد، مبارزه بر سر قدرت ۱۳۳۹- ۱۳۴۲، ملکی: مرحله آخر.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

اما شکست بانک جهانی در مقام میانجی علت دیگر داشت. همچنان که در فصل چهارم اشاره کردیم، مسئله کنترل نفت ایران نبود، بلکه این خواست غیرمنطقی و غیرعملی ایران بود که بانک جهانی در مقام میانجی به عنوان عامل دولت ایران عمل کند. بدیهی است که این برای انگلیس قابل قبول نبود، چرا که از نظر حقوقی پیشنهاد ایران بدین معنی بود که وزارت دارایی ایران در مقام میانجی عملیات را به دست گیرد! اصرار ایران بر این خواست بیشتر نتیجه حمله بی‌امان حزب توده به مصدق بود، که می‌گفت حضور بانک جهانی ثابت می‌کند مصدق عامل امریکاست. این گونه سخنان برخی از اطرافیان مصدق را چنان ترسانده بود که فکر می‌کردند اگر پیشنهاد بانک را بپذیرند، مردم ایشان را به فروش مملکت متهم خواهند کرد. علی شایگان و کاظم حسیبی، از حزب ایران، بیش از هرکس دیگر برای تغییر رای مصدق تلاش کردند، هرچند در نهایت هیچ کس جز حسیبی مسئول این کار نبود. طرح رابرت گارنر، معاون بانک و رئیس هیئت اعزامی، از حسیبی پرسید چه طرح بدیلی برای پیشنهاد بانک دارد، حسیبی به او گفت مردی روحانی در خواب به او گفته که سرانجام پیروز خواهند شد.

ملکی سرسختانه از پذیرش پیشنهاد بانک جهانی حمایت می‌کرد، زیرا این پیشنهاد مزایای بسیار داشت و زیانی به بار نمی‌آورد. چنان که دیدیم، پیامد رد پیشنهاد، تحریم نفت ایران و ریاضت تحمیلی اقتصاد بدون نفت بود. یک سال و نیم بعد که مصدق مجلس هفدهم را با رفراندوم منحل کرد، یکی از دلایلش این بود که می‌ترسید مجلس باخبر شود که او برای مقابله با تحریم محرمانه دست به انتشار اسکناس زده است. و انحلال مجلس زمینه را برای کودتای ۱۳۳۲ آماده کرد.

بعد از پیروزی بی‌سابقه مصدق در تیرماه _ قیام سی تیر و رای دیوان بین‌المللی به نفع ایران _ دولت ایران روز ۱۶ مرداد بار دیگر مسئله نفت را پیش کشید و اعلام کرد حاضر به مذاکره است و درعین‌حال خواستار آن شد که شرکت نفت ایران و انگلیس بدهی عقب‌افتاده ایران را که میلیون‌ها لیره استرلینگ بود بپردازد و دولت انگلیس نیز وجوه متعلق به ایران را که نزد بانک انگلیس است به ایران بازگرداند. انگلیس در پاسخ به این درخواست پیشنهاد تازه‌ای با تایید ایالات متحده _ که به این علت پیشنهاد ترومن-چرچیل نامیده شد _ به ایران عرضه کرد. اصل عمده این پیشنهاد این بود که ایران با ارجاع مسئله غرامت به دیوان داوری بین‌المللی موافقت کند، حال آن‌که این دیوان عدم صلاحیت خود را در مداخله در این اختلافات بدون رضایت ایران، اعلام کرده بود. انگلیس مدعی بود که این غرامت باید شامل خسارت شرکت نفت بابت از دست دادن منافع خود (عدم‌النفع) تا سال ۱۹۹۰/۱۳۶۹ نیز باشد. سایر مواد آن پیشنهاد، یعنی فروش نفت تولید شده و ذخیره شده به عاملیت شرکت نفت ایران و انگلیس، آزاد کردن وجوه متعلق به ایران در بانک انگلیس و کمک ده میلیون دلاری ایالات متحد به ایران کم و بیش مسائل حاشیه‌ای بود.

این‌کتاب با ۳۱۰ صفحه، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۵۹ هزار و ۸۰۰ تومان منتشر شده است.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...