«کتاب تنهایی» شامل سخنان خداوند با بنده خویش و برخی احادیث با مضامین انسان است که به قلم «محمد‌رضا زائری» به زبانی ساده بازنویسی و از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده ‌است.

مولف در مقدمه دومین دفتر «کتاب تنهایی» با تکیه به ندای«ای فرزند آدم» می‌نویسد: «ای فرزند آدم » سرآغاز بسیاری از احادیث قدسی است که لطیف‌ترین و زیباترین مضامین معنوی را خطاب به انسان بیان کرده‌اند. سخنانی که پرودگار بزرگ با مخلوق سرگشته خویش گفته است و همه کتاب‌های آسمانی از قرآن کریم تا تورات و انجیل از آنها آکنده‌اند. بجر اسفار عهد قدیم (عتیق) و نیز عهد جدید حتی در کتاب‌های سایر پیامبران آیاتی چنین فراوان است.

وی در ادامه با اشاره به اینکه در دومین دفتر از «کتاب تنهایی» نیز سعی شده است تا چون دفتر نخست مجموعه‌ای از آیات و احادیث گلچین شود و پس از بازنویسی به زبان بسیار ساده و روان در اختیار مخاطب عام قرار گیرد، منابع مورد استفاده خود را اینگونه معرفی می‌کند: «در این مجموعه دو منبع مورد استفاده مستقیم قرار گرفته‌اند؛ یک: الجواهر السنیه فی‌ الاحادیث القدسیه از «شیخ حر عاملی» و دوم: اربعون سوره منتخبه من التوراه المرویه عن امیرالمومنین (ع)». شایان ذکر است برخی متن‌های کتاب را «فریبا بروفر» تصویرگری کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...