شماره ۴۰ و ۴۱ ماهنامه «شیرازه کتاب» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، سردبیر مجله در سرمقاله‌ای با عنوان «دولت علیه دولت»، به تحت تاثیر قرار گرفتن هفته کتاب امسال زیر سایه گران‌ شدن بنزین پرداخته است.

پس از آن در بخش «خانواده نشر»، پس از گزارش‌های اولین نشست طعم کتاب و رونمایی کتاب‌های «در جست‌وجوی مهتاب» و «صد روسی»، برنامه‌های برگزارشده در هفته کتاب ۱۳۹۸ به همت مهدیس میرزایی اعتمادی با عنوان «هفته بنزینی کتاب ۹۸» معرفی شده است.

بایدها و نبایدهای هفته کتاب نوشته احمد عطایی، گزارشی از نخستین دوره جایزه شهید همدانی، مصاحبه با علی عرب‌زاده درباره نمایشگاه کتاب فرانکفورت، یادنامه‌ای برای شهید محسن صالحی حاجی‌آبادی و معرفی انتشارات مهرستان و مصاحبه با مدیر این انتشارات از دیگر مطالب خانواده نشر هستند.

تحریریه «شیرازه کتاب» در پرونده ویژه این شماره، به سراغ روشندلان رفته و با تهیه و تدوین مطالبی، مشکلات این قشر از جامعه را در حوزه کتاب بررسی کرده است. گفت‌وگوهایی با فرزانه و همایون شاهمرادی از کتابداران روشندل، فرحناز یوسفی مدیر انتشارات پرستوی سفید، حسن عبدلی مدیر بخش نابینایان کتابخانه آیت‌الله خامنه‌ای و سهیل معینی مدیر روزنامه «ایران سپید» بخش‌های اصلی این پرونده را در کنار مباحث دیگر تشکیل می‌دهند.

نویسندگان «کافه شیرازه» بیست‌وهفتمین هفته کتاب را با عنوان «حال خوش خواندن»، از زوایای گوناگون بررسی کرده‌اند.

«روپایی دنده‌عقب در راه‌پله برج میلاد» به قلم محمدرضا شهبازی، «هفته‌های بی‌حاصل» به قلم مهدی بوشهریان، «روزی که دلفین‌ها پرواز می‌کنند» نوشته احسان سالمی، «حال خوش من» از سیداحمد موسوی و... مطالب این بخش از مجله هستند.

در پایان و در بخش «طعم کتاب» نیز چند نویسنده در یادداشت‌های مختلفی، کتاب‌های «بدون هراس»، «پس از بیست سال» و «پل» را به بوته نقد گذاشته‌اند و در بسته پیشنهادی، کتاب‌هایی در حوزه‌های مختلف معرفی شده است.

شماره ۴۰ و ۴۱ ماهنامه «شیرازه کتاب» به سردبیری محمدمهدی شیخ‌صراف در ۱۲۸ صفحه راهی دکه‌ها و کتاب‌فروشی‌های منتخب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

همه چیز به جز تخت و میز تحریرم باید می‌رفت. اولین بار که دوستی برای ملاقاتم آمد و دید چیزی جز یک میز بزرگ و تختی کوچک در خانه نیست، به شوخی گفت: چرا برای اتاق خوابت متصدی پذیرش گذاشتی؟ ... تصمیم گرفتم این کتاب جدید را پشت دستم، روی دستمال توالت یا دستمال سفره بنویسم... قبل از آن‌که خانه را به مبلغ ۹۰ هزار دلار بفروشم، سه رمان دیگر پشت آن میز نوشتم ...
بی‌تردید یکی از مشهورترین کارآفرینان ایرانی هستند... شاه و ملکه سر ساعت مقرر، یعنی ده و نیم صبح، با هلی‌کوپتر به محل کارخانجات ایران‌ناسیونال آمدند... حتی یک مهندس انگلیسی که مسئول ساخت سواری باشد نداشتیم و کلیه کارها را مهندسان و سرکارگران ایرانی انجام می‌دادند... اتوبوس مخصوص کتابخانه به فرح هدیه شد تا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد. ...
نگاهی دارد به: عرفان در همه آیین‌های بشری مانند برهمایی در حکمت ودانتا، یونان کهن، آیین هرمسی، معرفت‌گرایی یا گنوستیسیسم، آیین یهود و مسیح، اخوان‌الصفا و... دیگر اینکه دانش امروز درباره تصوف و عرفان... تاریخچه کوتاه و فشرده‌ای از ادبیات تصوف و عرفان را در اختیار خواننده می‌گذارد... کافی است کتاب را به هر بهانه یا نیتی به دست بگیرید، آنگاه دل برگرفتن از آن کار چندان آسانی نخواهد بود... ...
رمانی برای کودکان و نوجوانان که در 1865 منتشر شد... داستان یک رؤیاست... ناگهان از طریق یک تونل به محل ناشناخته‌ای پرتاب می‌شود و از اینجا اتفاقات عجیب و غریب بعدی شروع می‌شود... جلدها تنوع حیرت انگیزی دارند. طراحی‌ها اگرچه به ماجراها و شخصیت‌های عجیب و غریب کتاب پایبندند ولی خلاقیت در فرم، خلاقیت در رنگ و خلاقیت در شخصیت پردازی، نتایج شگفت انگیزی رقم زده است. ...
معمولا نویسندگان داستان‌های جاسوسی، شهرت و ثروت خود را بیشتر مرهون زدوبند با بخش‌هایی از دولت‌ها هستند تا تکنیک‌های رمان‌نویسی و نوآوری‌های ادبی... جاسوسی که عمر حرفه‌ای‌اش به‌سرآمده وارد یک بازی می‌شود تا دست عناصر خائن و نفوذی را رو کند و سیستم امنیتی آلمان شرقی را به هم بریزد... تضاد احساسات انسانی را با وظایف حزبی و سیاسی به تصویر می‌کشد... ...