• 01 فروردین 1403

    14-کتاب-برتر-درباره-حکمرانی-سیدجواد-نقوی

    کارآفرینان و دولتمردان قدرتمند اروپایی از ترکیب گسترش امپراتوری و کار بردگی با ماشین‌آلات جدید و کارگران مزدی، مهم‌ترین صنعت تولیدی دنیا را بازسازی می‌کنند... سکولاریسم در ساحت خانواده... مصرف می‌کنیم تا مصرف شویم و مصرف می‌شویم تا بتوانیم مصرف کنیم... دانشجویان معترض سر مجسمه استالین را از بدنش جدا می‌کنند... در دوران پهلوی، درآمد نفت به‌طور مستقیم به دولت تعلق داشت و در ایران، شرکت‌های دولتی به‌شدت توسعه یافتند... پول هرگز به تنهایی برای پیشبرد پیشرفت اقتصادی کافی نبوده و نخواهد بود ...

  • 23 بهمن 1402

    10-کتاب-درباره-علل-وقوع-انقلاب-57-فرزاد-نعمتی

    دولت در ایران، فراتر از طبقات بوده و میل و سلیقه حاکمان است که «قانون» نام می‌گرفته است... به‌واسطه خودکامگی فزاینده شاه و تحقیر آمال سیاسی نخبگان دولتی و طبقه سرمایه‌دار و متوسط جدید، فرصتی برای مشارکت معنی‌دار آنان وجود نداشت... انقلاب نه به‌دلیل توسعه بیش از حد و نه به‌علت توسعه‌نیافتگی، بلکه به‌سبب توسعه ناموزون رخ داد... اعتماد شاه به برخورداری از حمایت الهی یکی از سرچشمه‌های قدرت روانی شاه بوده است... شاه، ایرانیان را دچار غربتی وجودی کرده بود و آنان در خانه خود در تبعید به سر می‌بردند ...

  • 22 آبان 1402

    نزاع-هزارساله-ما-در-گفتوگو-با-سید-علیرضا-بهشتی

    طی دویست سال گذشته مهم‌ترین سؤال انسان‌ها این بود که چطور شد بعضی کشورها پیشرفت کردند و بعضی عقب‌ ماندند... نشانه‌هائی از زوال در لیبرال دموکراسی غربی پدید آمد که موجب شد کل سؤال چه شد که غرب پیشرفت کرد مورد بازبینی جدی قرار بگیرد... هیئت حاکمه انگلستان ترسیده بود که نکند پیش‌بینی‌های مارکس درست باشد، لذا شروع به اصلاح خود کردند... در چارچوب نظری عجم‌اوغلو توسعه سیاسی مد نظر در جنبشی چون اصلاحات برای شکل دادن به قوای متعادل‌کننده‌ای است که مانع از اندک‌سالاری اقتصادی شود ...

  • 18 مهر 1402

    انقلاب-بدون-انقلابیون-در-گفتوگو-با-آصف-بیات

    در سوریه خیزش انقلابی در اصل و در ابتدا مدنی و خشونت‌پرهیز بود ولی بعدا با مداخله برخی از قدرت‌های منطقه، خیزش انقلابی سوریه به خشونت کشیده شد... میدان تحریر تبدیل شد به مدلی از خودگردانی که آن‌ها گویی خواستارش بودند، یعنی حاکمیت دموکراتیک، همکاری، و ازخودگذشتگی... آمریکا حاضر بود با اخوان‌المسلمین کنار بیاید...به عبارت دیگر، بن سلمان به جوانان و زنان سعودی می‌گوید «من شما را درک می‌کنم، ولی شما انقلاب نکنید چون سرکوب خواهید شد. ولی من برای شما انقلاب می‌کنم» تغییرات انجام‌شده بی‌سابقه هستند ...

  • 10 مرداد 1402

    خیز-خام-کشاکش-مستمندان-و-دیوانسالاران-در-گفتوگو-با-محمد-مالجو

    ما با شرایطی مواجه هستیم که مستمر بر شمار بینوایان‌مان افزوده می‌شود... همین بی‌قدرتان بودند که قدرتمندترین‌ها را واداشته بودند تا حداقل‌های ولو خفت‌باری از سطح زندگی را برای آن‌ها فراهم کنند... آرایش قدرت به نحوی بوده که آنچه برای حاکمان مطرح بوده نه خودِ فقر و مستمندی و رنجی که مستمندان متحمل می‌شوند، بلکه دیده شدن این رنج و ملکوک کردن تصویرعملکرد حاکم بوده... بستر حقوقی حذف نقش پارلمان در انجمن‌های شهری را، بیش از هر کسی علی‌اکبر خان داور طراحی کرد ...

  • 27 تیر 1402

    درباره-سیاره-زمین-و-نسلهای-آینده-مصطفی-ملکیان

    چرا باید دغدغه نسل‌های آینده را داشته باشیم؟... چرا آیندگان آرزوهای به گور برده ما را محقق کنند...کانت می‌گوید اگر خوشنامی و به یادگار گذاشتن نامی نیک را دلیل این عمل بیان کنی، اخلاقی نیست... تا می‌گویی «من»، یعنی وارد ساحتِ اخلاق نشده‌ای؛ شرط اخلاقی‌بودن، خروج از قلمرو اگوئیسم(خودپرستی) و ورود به قلمرو آلتروئیسم(دیگرپرستی) است... مولانا نمی‌گوید خود را فراموش کن ولی تذکر می‌دهد مبادا بدنت را خودت فرض کنی... از آن روز که انسان به‌جای دقت در نحوه بودنش، در میزان داشته‌هایش دقت کرد، این مسائل پیش ...

Loading
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
سیاست را با هر وعده غذایی بالا می‌اندازیم، صبحانه را با انتخابات، ناهار را با بحث پارلمانی و شام را با اخبار شامگاهی و دروغ‌هایی که در شبانه‌روز به ما گفته می‌شود میل می‌کنیم... ما کمتر چیزی را دور می‌ریزیم، زباله معنای دیگری دارد اما نه بخاطر اهمیت دادن به طبیعت بلکه بخاطر ترس و نگرانی از آینده... به دنبال تصویری خارج از قاب نظام هستند و آن من ایده آل را قصد دارند خودشان بسازند... هر چه زودتر گذشته را فراموش کنیم، باید بیشتر نگران آینده باشیم ...
اگر خود را مجاز به خلاصه‌کردنِ کتابی پانصد صفحه‌ای در یک جمله بدانیم می‌توان گفت: نویسنده تلاش کرده نشان دهد دوازده روزنامه‌ی برجسته‌ی جهان چرا برجسته‌اند و با تمام امتیازات و افتخارات‌شان چگونه همه با هم در بازتاب و پیش‌بینی وقایع منتهی به سقوط آخرین شاه ایران شکست خوردند... معتبرترین روزنامه‌های دنیا هم نظام مستقر و هم مخالفان را به رسمیت می‌شناسند و بدین ترتیب نظر حاکم را به حکومت‌شونده می‌رسانند هم‌چنان که نظر مخالفان را به دولت و صاحب قدرت... خواندن چنین نشریه‌ای، قاعدتا برای هر دو طرف سودم ...
شازده حمام فقط خاطره نیست، هنر تصویرسازی شازده حمام دریچه‌ای باز کرده است روی زندگی توده‌های مردم... شکاف واضحی بین نقش‌های اجتماعی بین زنان و مردان وجود دارد... این کتاب را در مرکز زندان‌های کشور به صورت انبوه می‌برند تا در کتابخانه‌ها، زندانیان با شوق بخوانند... سرتاسر شازده حمام نمایش صورت‌هایی از خشونت است که بشر سعی در کنترل آن دارد... دکتر پاپلی کار خیر را در موضوع خود انسان دید و موضوعش توسعه انسان بود. توسعه انسان مقدم بر توسعه ایران است ...
ایده محوری کتاب از مقاله «قحطی، فراوانی، اخلاق» می‌آید... الگوی فرهنگی کمک کردن در جوامع مختلف مسئله جامعه‌شناختی بسیار جالبی است... اگر مستقیم به خانواده‌های فقیر پول بدهیم، از میزان کار بزرگ‌سالان کم نمی‌شود، اما کار کودکان کم می‌شود، حضور در مدرسه افزایش می‌یابد، استقلال اقتصادی بیشتر می‌شود، قدرت تصمیم‌گیری زنان بیشتر می‌شود، رژیم غذایی بهبود می‌یابد و مردم ترغیب می‌شوند از خدمات درمانی استفاده کنند ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...