• 20 اردیبهشت 1401

    بنمایههای-توسعهیافتگی-و-توسعهنیافتگی-محمد-ستاریفر

    از منظر اجتماعی 4 نوع نظم را می‌توان بازشناخت: «نظم لرزان» یا بی‌ثباتی، «نظم پایه»، «نظم بالغ» و نهایتا «نظم فراگیر» که اینجا همان نقطه‌ای است که قدرت با توسعه‌یافتگی پیوند می‌خورد... در قانون اساسی کنونی، قدرت جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارد... بخشی از کار امیرکبیر، رضاخان و بعد رضاشاه، پی‌ریزی سطوحی اولیه از حاکم‌کردن قانون بر جغرافیای هرج‌ومرج و بی‌ثباتی است... اقتصاددان خوب نیازمند فهم درست تاریخ، جامعه و فرهنگ است... هر اندازه محافل مدنی در ایران شکل بگیرد، این محافل می‌توانند پایه‌ای برای توسعه ...

  • 07 دی 1400

    سرمایه-نقد-اقتصاد-سیاسی-کارل-مارکس

    شامل سه کتاب است: بسط تولید سرمایه، فرایند گردش سرمایه و فرایند کلی تولید سرمایه‌داری... پول است که انسان‌ها و کار آنان را می‌خرد... هرچه بر شمار ماشین‌ها افزوده شود از شمار کارگران و از نسبت سرمایه‌ی در گردش (یعنی دستمزد) به سرمایه‌ی ثابت (ماشین‌ها، تأسیسات و غیره) کاسته می‌شود... هر از چندی، این دور گسسته می‌شود: مغازه‌ها پر و فروشگاه‌ها بسته، رکود و سرانجام ورشکستگی... سود باید میان همه‌ی گرگ‌های گله تقسیم شود... سرمایه‌دار به تاجر، واسطه، بانکدار و مالک تبدیل می‌شود... برده‌ی پول ...

  • 22 خرداد 1400

    مبانی-اقتصادی-دولت-رفاه-در-گفتوگو-با-علی-سرزعیم

    مباحثی که در جلسات تصمیم‌گیری حکومتی مطرح می‌شود، تقریبا در همان سطح و کیفیت مباحثی است که مردم در جلسات خصوصی عنوان می‌کنند!... اگر کسی بگوید من راه‌حلی دارم که هیچ کس ناراحت نمی‌شود، مطمئن باشید که شارلاتان است. عصای موسی در اقتصاد وجود ندارد... بهتر است دولت در بعضی بخش‌ها مداخله کند تا مجبور نشویم همه اقتصاد را مثل کمونیسم دولتی کنیم... ایده یارانه نقدی در حال همه گیری جهانی ست. به همه یک حداقلی بدهیم و در عوض سوبسیدها و یارانه‌ها را حذف کنیم... رشد بلندمدت از سرمایه انسانی و نوآوری می‌آید ...

  • 05 مهر 1396

    اقتصاد-خیر-و-شر-در-گفتوگو-با-حسین-راغفر

    نگاه تک بعدی به اقتصاد ممنوع... می‌توان جست‌وجوی اندیشه اقتصادی در افسانه‌های کهن و بالعکس افسانه‌ها در اقتصاد امروز را ردیابی کرد... بندگان بی‌احساس، کمال مطلوب بسیاری از خودکامگان هستند... بیشتر انگیزه‌های ما انسان‌ها نیز از تجربه داستان زندگی‌مان به دست می‌آید... داستان اقتصاد درباره زندگی خوب است. بنابراین، فهم انسان از زندگی خوب، خود مساله مهمی است... مهم‌ترین نقشی که اسمیت در اقتصاد داشته یک نقش اخلاقی بوده است... اندیشه مسیحی رشته علیت میان خیر و شر را می‌گسلد و پاداش خیر و شر را به آخر ...

  • 30 اردیبهشت 1394

    و-اما-چین-چگونه-سرمایهداری-شد-مهرداد-اینانلو

    طی سفری چهل‌ساله از یک اقتصاد کشاورزی سوسیالیستی بسته، به نیروی پیشتاز و تسخیرناپذیر اقتصادی در عرصه بین‌الملل تبدیل می‌شود... نوسازی سوسیالیستی به‌عنوان انقلاب دوم... دستمزد او یک‌ششم دستمزد مأمور جمع‌آوری زباله در لندن است... کمبود غذا و قحطی مدت‌ها پدیده‌ای مزمن و فراگیر در دوره مائو بود... تمرکز تلاش‌های اصلاحی بر بخش غیردولتی... توسعه روستایی و مکانیزه و مدرن کردن کشاورزی ...

Loading
بر دو تحول مهم تأکید دارد... خیزش و افول پروژه نومحافظه‌کارانه‌ی قرن جدید آمریکایی؛ دوم، ظهور چین به عنوان پیشگام رنسانس اقتصادی شرق آسیا... پیش بینی کرد که بین غرب و شرق یا به عبارت دیگر بین غرب و سرزمین‌های تحت تصرفش توازن قدرت به وجود می‌آید، به قسمی که نابرابری را اندکی عقب براند... موفقیت اصلاحات چین به دلیل اتخاذ سیاست شوک درمانی نیست، بلکه این کشور ثبات اجتماعی را در اولویت قرار داد و دو هدف ایجاد شغل و بازساخت اقتصادی را توأمان دنبال کرد ...
دوری نظامیان از اقتصاد و سیاست شرط اول توسعه... تمکین مقامات به قانون... شرط سوم، شکل گیری نهادها و سازمان‌های بلندمدت است... در سال ۵۵ شاه تصمیم‌ گرفت ایران را ده ساله به ژاپن برساند؛ سند چشم‌انداز ۲۰ ساله هم می‌خواست ما را ۲۰ ساله به ژاپن اسلامی تبدیل کند... اگر برای سی سال به غرب تضمین بدهیم که غنی‌سازی نخواهیم کرد مثل این است که به غرب تضمین بدهیم: کارخانه سایپا برای سی سال پراید تولید نخواهد کرد... ادامه مناقشه اتمی بازی در میدان غربی‌هاست ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...
برخی دولت‌ها غارتگر هستند؛ یعنی رهبرانشان غیر از غارت منابع کشور دستاوردی برای ملتشان ندارند، هیچ اراده‌ای هم برای توسعه ندارند... دولت‌های توسعه‌گرا به دو نوع دموکراتیک و اقتدارگرا تقسیم می‌شوند... توسعه را به‌عنوان هدف کانونی خود در نظر می‌گیرد و کلیه اهداف دیگر را به نفع توسعه به حاشیه می‌راند؛ یعنی اهدافی مثل عدالت یا مثلاً دموکراسی و آزادی‌های مدنی... دیوان‌سالاری‌های کارآمد، شایسته‌سالار، فنی، به دور از حاشیه‌های سیاسی... بستر بین‌المللی مناسب ...
جزئیات حیرت‌انگیزی از قدرت و نفوذ دست‌های پشت پرده‌ی مافیای واردات دارو... فراز و فرودهایی آشنا و اتفاقاتی پرشتاب از زندگی شغلی «یک زن ایرانی»... یک تجربه‌‌ی زیسته‌‌ از فرآیند بیست‌ساله‌ی ساخت و فروش یک داروی بیوتکنولوژیک... از داروخانه‌ای در جنوب تهران تا داروسازی در بروجرد لرستان. از نسخه‌پیچی تا اعزام به هاوانا برای انتقال فناوری تولید واکسن هپاتیت... نمایی‌ست نزدیک از وضعیت صنعت در ایران امروز ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...
با دلبستگی به دختری به‌ نام «اشرف فلاح» که فرزند بانی و مؤسس محله است، سرنوشتِ عشق و زندگی‌اش را به سرنوشت پرتلاطم «فلاح» و روزگار برزخی حال و آینده‌اش گره می‌زند... طالع هر دویشان در کنار هم نحس است... زمینی برای بازی خرده‌سیاست‌مدارها و خرده‌جاه‌طلب‌ها... سیاست جزئی از زندگی محله است... با آدم‌ها و مکانی روبه‌رو هستیم که زمان از آنها گذشته و حوادث تکه‌تکه‌شان کرده است. پوستشان را کنده و روحشان را خراش داده ...
مادرش برای جبران کمبود عشق در زندگی زناشویی‌اش تا چهارسالگی به او شیر می‌داده... پدر هدف زندگی‌اش را در این می‌بیند که ثروت و قدرت ناشی از آن را که بر مردم اعمال می‌کند، افزایش دهد... عمه با دختر و نوه‌اش زندگی بدوی و به‌کل رها از آداب و رسوم مدنی دارد... رابطه‌ای عاشقانه با نوه‌ی عمه آغاز می‌کند... مراسم نمادین تشرف... رؤیای کودکی‌اش مبنی بر قدرت پرواز به حقیقت می‌پیوندد ...
این خمودگی، انگار آغاز یک نوع اضمحلال اخلاقی شده... بزرگ‌ترین انحراف در ادبیات جنگ با کتاب «دا» آغاز شد... صاحبخانه جنگم و نه مستاجر جنگ... ضدجنگ در جایی اتفاق می‌افتد که مردم از جنگ پشیمان باشند. در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، گروه 47 که تشکیل می‌شود، هانریش بل و عده‌ای دیگر عضو آن گروه بودند، ادبیات ضدجنگ را تبلیغ می‌کردند، پشیمان بودند، کشور آنها تبدیل به ویرانه شده بود... بعد از انقلاب، ادبیات و سینما از هم دور شدند ...