به گزارش ایبنا، «هوش تجاری» یکی از به‌روزترین و در عین‌حال پرکاربردترین مفاهیم کسب‌وکار در جهان معاصر است. «هوش تجاری» به یک مدیر کمک می‌کند تا بفهمد چه عواملی در موفقیت یا شکست پروژه‌ها موثر است. همین باعث می‌شود که بتواند بفهمد چه عواملی سود بیشتری برای کسب‌وکارش به وجود می‌آورد و چه عواملی سود کمتری به همراه دارند. «BI» طیف گسترده‌ای از ابزار، اپلیکیشن‌ و متدولوژی را شامل می‌شود که به یک سازمان کمک می‌کند بتواند اطلاعات را از سیستم داخلی و منابع خارجی شرکت جمع‌آوری کند و آن‌ها را برای تحلیل آماده کند. از مجموع این اطلاعات در نهایت یک گزارش تهیه می‌شود که به مدیر و تصمیم‌گیرنده نهایی سازمان برای اخذ بهترین تصمیم، تحویل داده می‌شود.
 
کتاب «هوش تجاری و داده‌کاوی» نوشته آنیل ‌کی. ماهشواری با ترجمه محمد احمدی به‌تازگی از سوی انتشارات مهرگان دانش به بازار نشر عرضه شد. کلیت هوش تجاری و داده‌کاوی، مفاهیم و کاربردهای هوش تجاری، انبارسازی داده، داده‌کاوی، درخت‌های تصمیم، رگرسیون، شبکه‌های عصبی مصنوعی،‌ تحلیل خوشه، کاوش قوانین انجمنی، متن‌کاوی، وب‌کاری، کلان‌داده‌ها و مقدمه‌ای بر مدل‌سازی داده، مهم‌ترین سرفصل‌های کتاب حاضر است.
 
ماهشواری؛ نویسنده کتاب، درباره انگیزه خود از تالیف این کتاب، نوشته است: «کتاب‌های خوب فراوانی درباره هوش تجاری و داده‌کاوی در بازار کتاب وجود دارند. پس یک نویسنده چرا باید کتاب دیگری درباره این موضوع بنویسد؟ چند سالی است که مشغول تدریس دروس هوش تجاری و داده‌کاوی هستم. به‌تازگی این درس‌ها را برای کلاسی متشکل از ترکیبی از دانشجویان MBA و علوم کامپیوتر تدریس کرده‌ام. کتاب‌های موجود ظاهرا فنی‌تر، طولانی‌تر و پیچیده‌تر از آن هستند که دانشجویان بتوانند از آن‌ها استفاده کنند. کتاب حاضر درصدد است تا نیاز کتابی سهل‌الوصول درباره مبحث هوش تجاری و داده‌کاوی را برطرف کند. هدفم نوشتن کتابی محاوره‌ای بوده است که احساس سادگی را به خواننده انتقال دهد و آگاهی‌بخش باشد. این کتاب، کتاب ساده‌ای است که کلیه نکات مهم را با مثال‌های استوار پوشش می‌دهد و خواننده را به کسب دانش از این حوزه ترغیب می‌کند.»
 
نخستین چاپ کتاب «هوش تجاری و داده‌کاوی» در 174صفحه با شمارگان 500نسخه به بهای 34هزارتومان از سوی انتشارات مهرگان دانش راهی بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...