• 14 آذر 1401

    قائم-مقامی-به-آستانهی-مرگ-جامعه-رسیدهایم

    در چنین شرایطی برخی افراد دچار حس «غربت در جامعه و وطن» می‌شوند... الزام و اجبار به «حجاب» شرعی نیست... اجرای اجباری شریعت توسط حکومت‌، برآمده از فقه بنی عباس است، نه فقه شیعه... هرگونه تلاش برای ایجاد وحدت شکلی میان انسانها آنگونه که در یکسان‌سازی‌های ایدئولوژیک می‌بینیم، در نهایت به چندپارگی جامعه و مرگ آن منجر می‌شود و از نگاه توحیدی عملا شرک است... از طریق برخی فقیهان و متکلمان، دین در خدمت قدرت مستقر و حفظ و تثبیت آن درآمد... بسیاری از علائمی‌که نشانه حیات جامعه است رو به خاموشی است ...

  • 30 شهریور 1401

    جامعهنگاری-عهد-قاجار-در-گفتوگو-با-پریسا-کدیور

    تاریخ‌نگاری ایرانی صبغه نخبه‌گرا و البته مردسالارانه دارد... توده مردم در تاریخ‌نگاری ایران غایبند... بلندی کلاه مردان در دوره ناصری و پیش از آن ملاک و معیار موقعیت اجتماعی بود... طبقه فرودست آمدند پیاده‌نظام طبقه اشراف و دربار شدند و در مقابل مشروطه قرار گرفتند... یکی از مهم‌ترین تاثیرات مشروطه پذیرش حق آموزش برای دختران بود... همسر عقدی مظفرالدین‌شاه و مادر ولیعهد، یکی از نخستین کسانی‌ست که تقاضای طلاق می‌دهد و از شاه جدا شد... زنان راه افتادند در چایخانه‌ها تا مردان قند روسیه را تحریم کنند ...

  • 17 شهریور 1401

    تحلیل-ساختارگرایانه-هیلن-از-درام-کربلا-عظیم-محمودآبادی

    از یکی از آنها به نام نعمان می‌پرسد چرا او و خانواده‌اش که همه سنی‌مذهب‌اند، دکه‌ای برای خیرات شربت در مراسمی اساسا شیعی برپا کرده‌اند؟... چندبار پلاک‌های کوچکی دیدم که در فروشگاه‌ها و درمانگاه‌ها نصب شده بود با این مضمون که «علی‌وار زندگی کن و حسین‌وار بمیر»... میانجی میانِ دوگانه متقابل زندگی و مرگ... اسطوره وسیله‌ای است برای «آفریدنِ» جهانی که در آن زندگی می‌کنیم... عاشورا را به مثابه یک اسطوره تحلیل می‌کند و نه صرفا به مثابه یک متن ...

  • 12 تیر 1401

    محسن-رنانی-نخبگان-ما-گفتوگو-بلد-نبودند

    50 روایت توسعه از 50 تلاشگر حوزه اندیشه برای فهم علل شکست ما... در طول گفت‌وگوها دریافتیم که گفت‌وگو خود توسعه است... گفت‌وگو، توسعه و کودکی تفکیک‌ناپذیرند... برخی حاضر به شنیدن نقد خویش نشدند چون دیگری را صاحب صلاحیت برای اندیشه‌ورزی و نقد خویش نمی‌دانستند... نخبگان مرزی دو سوی عرصه سیاست و جامعه باید پا به میدان گذارند و باهم و با حکومت و با جامعه گفت‌وگو کنند... وقتی دولت مستأصل شده، بهترین زمان برای گفت‌وگوست... زمان قهر و گوشه‌گیری و ناامیدی نیست باید برای منافع ملی یکپارچه شویم ...

  • 30 خرداد 1401

    پیرامون-بنیادگرایی-بازار-مهدی-صادقی

    مصدق در اینجا نمادی بیش نبود و آنچه توجه مرا جلب کرد هجوم بی محابای اینان (دکتر غنی نژاد و همکاران) به هر آنچه احساس کنند سر راهشان است... سرمایه داری نولیبرال به گواه گری بکر حتی روابط عاطفی را مشمول سود و زیاد می‌سازد و تأکید می‌کند که باید ذهنیتی آفریده شود که حتی در عاطفی‌ترین روابط به جز سود و زیان به چیز دیگری نیندیشد... حکومتی قتال و سرکوبگر پیش قدم اجرای این سیاست‌ها شد... این یک افسانه است که این سیاست‌ها در غرب درست اجرا شد ولی در جهان سوم درست اجرا نشد ...

  • 25 اردیبهشت 1401

    مسالهی-کتاب-خواندن-در-گفتوگو-با-تقی-آزاد-ارمکی

    اگر قرار باشد ما همه آدم‌ها را کتابخوان کنیم ابتذال شکل می‌گیرد... چرا استادان دانشگاه ما؛ چرا مجریان تلویزیون، کارگردانان و بازیگران ما کتاب نمی‌خوانند؟... مساله اساسی ما، مساله هویت است و همچنان نمی‌دانیم که آیا ما ایرانی، مسلمان، شیعه، باستانی، شرقی هستیم... نه خشونت و نه استهزا بلکه همراهی و اعتنا به دیگری مبتنی بر عنصری به نام صلح و سازگاری... ما باید به زیست آرام توجه کنیم، زیستی که با هم بودن را امکانپذیر می‌کند و این زیست نه با آرمانگرایی و نه با ضرورتگرایی اتفاق نمی‌افتد ...

Loading
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
ده دلیل برای امید به آینده... ما همیشه داریم علیه زمانِ حال در آرزوی بازگشت به گذشته طلایی می‌اندیشیم... این نزدیک‌بینی تاریخی برای گونه بشر منافع تکاملی دارد و در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته است تا خطرات نزدیک بسیار مهم‌تر و جدی‌تر جلوه کنند و باعث هوشیاری انسان برای فرار یا غلبه بر آنها شوند... این مکانیسم تکاملی محمل مناسبی برای سوءاستفاده افراد و گروه‌ها و حکومت‌هایی می‌شود که برای پیشبرد اهداف خود نیاز به ایجاد ترس یا خلق دشمنان و خطرات خارجی دارند ...
زیست‌سیاست فرآیند یکسان‌سازی انسان‌ها به واسطه‌ ترسیم الگوی استاندارد رفتار زیستی است... دولت‌ها برای کسب منابع محدود ثروت قصد دارند از انسان‌ها، ابزارها و ماشین‌های پول‌سازی بسازد... زیست‌سیاست ایرانی راهکاری برای مقابله با مدرنیسم نبود. بلکه تاسیس ایران مدرن با محوریت نهاد سنتی شاه را مد نظر داشت... چنین معجونی نمی‌تواند چندان دوام داشته باشد. مهم‌ترین شاخصه‌ دولت مدرن، تاسیس آن به واسطه‌ اراده ملت و حاکمیت ملی است ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
پیشران حرکت تاریخ از یک هم‌آیندی به هم‌آیندی دیگر معمولا بحران‌ها هستند... تفاوت واضحی وجود دارد بین معنای واقعی دوره‌های تاریخی و معنایی که متعاقبا توسط یک مفسر یا مورخ به آن اطلاق می‌شود... اینکه هر کنشی را مقاومت بنامیم یا وجود آن را دال بر تضعیف قدرت بدانیم این خودش نوعی ایدئولوژی‌زدگی و ساده‌انگاری است... پاستور می‌گفت ما علوم کاربردی نداریم. علم کاربردی یک لفاظی است. هرچه هست کاربرد علم در جامعه است ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...