• 05 تیر 1401

    درباره-پاپشاه-تبعید-پایس-نهم-و-ظهور-اروپای-نوین-محسن-آزموده

    می‎خواست یک حاکم خیرخواه و مردم‎شاد باشد، اما اکنون جباری منفور شده بود که مردم ناسزایش می‎گفتند... ناسازگاری میان دو نقش پدر مقدس به عنوان رهبر معنوی و پادشاه... در اولین اقدام مصلحانه‎اش برای تسخیر قلوب مردم رم، فرمان به عفو زندانیان و استرداد تبعیدیان داد... در برزخ میان طالبان تغییر و حافظان کلیسا دست و پا می‌زد... یکی از مهم‌ترین اقدامات اصلاحی: تشکیل هیاتی جدید از افراد غیر روحانی با عنوان «مجمع مشورتی»... اما مخالفان با هر گونه حکومت مشروطه فعال بودند... مهار دیو استبداد آسمانی ...

  • 30 خرداد 1401

    پیرامون-بنیادگرایی-بازار-مهدی-صادقی

    مصدق در اینجا نمادی بیش نبود و آنچه توجه مرا جلب کرد هجوم بی محابای اینان (دکتر غنی نژاد و همکاران) به هر آنچه احساس کنند سر راهشان است... سرمایه داری نولیبرال به گواه گری بکر حتی روابط عاطفی را مشمول سود و زیاد می‌سازد و تأکید می‌کند که باید ذهنیتی آفریده شود که حتی در عاطفی‌ترین روابط به جز سود و زیان به چیز دیگری نیندیشد... حکومتی قتال و سرکوبگر پیش قدم اجرای این سیاست‌ها شد... این یک افسانه است که این سیاست‌ها در غرب درست اجرا شد ولی در جهان سوم درست اجرا نشد ...

  • 15 خرداد 1401

    نئولیبرالیسم-در-گفتوگو-با-مسعود-امیدی

    اگر در لیبرالیسم بیشتر بر آزادی و حقوق شهروندان در برابر حاکمیت‌های مطلقه تاکید می‌شد، نئولیبرالیسم بیشتر متمرکز بر آزادکردن سرمایه‌ها از قید محدودیت‌های قانونی در حوزه روابط کار، محیط‌زیست، مالیات و... است... گشودن دروازه‌های بازار داخل روی کالاهای وارداتی، صنعت‌زدایی و بیکاری ساختاری، افزایش فقر و فاصله طبقاتی... واگذاری دارایی‌های ملی به دست دوستان و اقوام و آشنایان تحت‌عنوان خصوصی‌سازی... شکل‌گیری یک گرایش الیگارشیک در ساختار قدرت و نئوفاشیسم... حذف خدمات اجتماعی دولت برای 99درصد مردم ...

  • 07 خرداد 1401

    پیرامون-جنگ-صلیبی-اول-فراخوان-از-شرق-صادق-وفایی

    ریشه‌های جنگ صلیبی اول نه در غرب امپراتوری روم که در شرق آن یعنی در بیزانس بود... شهرت ملکشاه، به مدارا با مسیحیت بود... پاداش شرکت در لشکرکشی، بخشش گناهان خواهد بود... تنها در مسجدالاقصی، ۷۰ هزار نفر کشته شدند. یهودیان را به تلافی به صلیب‌کشیدن عیسای مسیح، که یادش آن‌جا بیشتر زنده می‌شد، قتل عام کردند. گویا صلیبیان بیش از آن‌که به جشن پیروزی بیندیشند قصد تسویه حساب داشتند... عده‌ای از کفار را بخشیدند و زود سر بریدند؛ جمعی را آبکش‌شده از برج‌ها آویختند ...

  • 20 اردیبهشت 1401

    بنمایههای-توسعهیافتگی-و-توسعهنیافتگی-محمد-ستاریفر

    از منظر اجتماعی 4 نوع نظم را می‌توان بازشناخت: «نظم لرزان» یا بی‌ثباتی، «نظم پایه»، «نظم بالغ» و نهایتا «نظم فراگیر» که اینجا همان نقطه‌ای است که قدرت با توسعه‌یافتگی پیوند می‌خورد... در قانون اساسی کنونی، قدرت جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارد... بخشی از کار امیرکبیر، رضاخان و بعد رضاشاه، پی‌ریزی سطوحی اولیه از حاکم‌کردن قانون بر جغرافیای هرج‌ومرج و بی‌ثباتی است... اقتصاددان خوب نیازمند فهم درست تاریخ، جامعه و فرهنگ است... هر اندازه محافل مدنی در ایران شکل بگیرد، این محافل می‌توانند پایه‌ای برای توسعه ...

  • 10 اردیبهشت 1401

    درباره-دولت-مدرن-و-بحران-قانون-مهدی-فدایی-مهربانی

    مشروطه به مثابه لحظه‌ای از تاریخ ایران جدید را در مقابل اندیشه ایران شهری می‌نشاند... حکمرانی قدیم از زمان قائم مقام و امیرکبیر دچار بی‌قراری بود و این بی‌قراری در مشروطه شکل علنی یافت... سنت حکمرانی بی‌هیچ تغییر بنیادینی از عصر ساسانی به دوران اسلامی انتقال یافته... مشروطه تنها از این باب که دستان شاه دیگر آلوده به خون استبداد نیست، بر سلطنت مطلقه اولویت دارد... دعوای میان طباطبایی و فیرحی بدون شک از بزرگ‌ترین دعاوی حوزه اندیشه سیاسی در ایران معاصر است ...

Loading
پیشران حرکت تاریخ از یک هم‌آیندی به هم‌آیندی دیگر معمولا بحران‌ها هستند... تفاوت واضحی وجود دارد بین معنای واقعی دوره‌های تاریخی و معنایی که متعاقبا توسط یک مفسر یا مورخ به آن اطلاق می‌شود... اینکه هر کنشی را مقاومت بنامیم یا وجود آن را دال بر تضعیف قدرت بدانیم این خودش نوعی ایدئولوژی‌زدگی و ساده‌انگاری است... پاستور می‌گفت ما علوم کاربردی نداریم. علم کاربردی یک لفاظی است. هرچه هست کاربرد علم در جامعه است ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
آمریکایی‌ها از این شرایط بسیار بیمناک بودند و فکر می‌کردند ممکن است در ایران هم یک حکومت کمونیستی دایر شود... کیانوری به مصدق پیغام داده بود که اگر شما موافقت کنید می‌توانیم کودتا را خنثی کنیم... مصدق خودش را قربانی کرد ... حزب توده ایران و همه احزاب کمونیستی به‌خصوص در جهان‌سوم این اشکال را از اول داشتند که برای استالین جایگاه دیگری قائل بودند و او را مثل بُت می‌پرستیدند... حضور مستشاران آمریکایی یکی از بهانه‌های حزب توده در کارشکنی به ضد مصدق بود ...
انسانی به شدت درونگرا، مردم‌گریز و به قولی سر به گریبان است و پیشه مشعل داری و کار شبانه هم این خلق و خو را شدت بخشیده... کار در سکوت شبانه او را بیش از هر چیزی با خودش روبه‌رو کرده... ماجرای بردیای دروغین... شکل گیری ذهنیت سیاه و سفید بین ما ایرانی‌ها... سبک زندگی مردم در زمان داریوش یکم هخامنشی... بدعت گروهی از مغان باعث شد تا امروز ما مفهوم شر و شیطان را بیرون از خودمان و باعث همه بدبختی‌ها و کژروی‌هایمان بدانیم... قائل به تقسیم تاریخ خودمان به دو دوره باستان و اسلامی نیستم ...
بعضی از مردم هنوز به تصویر هیتلر زاهد باور دارند و از آن به عنوان سلاحی علیه مذهب استفاده می‌کنند... پاپ بندیکت عضو پیشین جوانان هیتلر بود... پیشوا واقعا مذهبی ولی کاملا ضدمسیحی است. او در مسیحیت نشانه‌ای از نابودی می‌بیند... کدام توصیف از هیتلر درست است؟... او عیسای شلاق به دست را ستایش می‌کرد و او را جنگجویی آریایی می‌دانست که با یهودیان به اصطلاح اهریمنی مبارزه کرد ولی کاملا مخالف عیسایی بود که به پیروانش می‌گفت دشمنانشان را دوست بدارند ...
قدم برداشتن در زمینه تاریخ‌نگاری با ذهنیت از پیش شکل گرفته، نویسنده را به سمت تبلیغات سوق می‌دهد.... با نبود یا کمبود اسناد تاریخی مواجه هستیم... به مجموعه اسناد حضرت امام(ره) که در سازمان اطلاعات و امنیت کشور وجود داشت، دسترسی پیدا کردیم... کار پژوهشگر تاریخ، قضاوت کردن نیست... سعی کرده‌ام توجه به روابط علت و معلولی را رعایت و حوادث را تا جایی که اسناد و مدارک اجازه می‌داد، روشن کنم... سعی کرده‌ام به جزئیات اهمیت بدهم. این جزئیات است که می‌تواند شناخت ما را بیشتر بکند ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...