مشکلات موجود در صدور مجوز پیش از چاپ را کاهش می‌دهم.

رئیس جدید اداره ممیزی کتاب وزارت ارشاد گفت، سعی خواهد کرد در دوره مدیریتش، مشکلات موجود در صدور مجوز پیش از چاپ کتاب را کم کند، اما نویسندگان هم باید ارزش‌های جامعه را رعایت کنند. 
   

امیرحسین فردی در گفت ‌وگو با فارس، با اشاره به این که «به ایجاد تعادل میان اداره کتاب وزارت ارشاد و نویسندگان در اعطای مجوز پیش از چاپ می‌اندیشم»، افزود: قوانین ناظر بر کتاب را شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسانده است، بنابراین باید همان‌ها عملی شود، اما سعی خواهم کرد که مشکلات را حل کنم.

وی درباره دلیل پذیرش مسئولیت اداره ممیزی کتاب، اظهار داشت: من معمولا سخت‌ترین کارها را انتخاب می‌کنم. البته برای این که سر و سامانی به این وضعیت بدهم، این کار را قبول کردم. نگران وجهه خود و این جور چیزها هم نبودم، به نظر من نقاط ضعفی در این بخش وجود دارد که امیدوارم همه با هم بتوانیم حلش کنیم.

فردی در ادامه و در پاسخ به این سؤال که چه مشکلاتی را در انجام این کار دیده‌اید که قصد اصلاح آنها را دارید، گفت: باید هر دو طرف رعایت بکنند. نویسندگان باید ببینند در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنند و ارزش‌های جامعه را بشناسند، البته کارشناسان ارشاد هم می‌بایست کمی رعایت کنند و سخت‌گیری بی مورد نکنند تا تعادل و توازن رعایت شود.
 

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...