. . .    A   d   v   e   r   t   i   s   i   n   g    . . .


رشته پزشکی یکی از رشته های پرطرفدار در کشور ما محسوب می شود که بسیاری از جوانان در بدو ورود به دانشگاه آرزوی آن را در سر می پرورانند.اما بسیاری از دانشجویان که در ابتدای ورود به این رشته خود را بر قله آرزوها می بینند، بعد از مدتی دچار افسردگی می شوند. چراکه این رشته دارای مباحث سنگینی هستند که پاس کردن آن کار ساده ای به نظر نمی آید!

منابع رشته‌های پزشکی

دروس رشته پزشکی به گونه ای هستند که تمامی قسمت های بدن را به صورت تخصصی بررسی می کند و اساسا کتاب پزشکی یا رفرنس های موجود در این حیطه دارای عناوین تخصصی و دشوار هستند. از این رو یکی از دغدغه های اساسی دانشجویان پزشکی، خواندن رفرنس های پزشکی و کتاب های تخصصی این حوزه است.

کتب مورد استفاده در این حیطه معمولا به صورت ترجمه بوده و به قلم دانشمندان خارج از ایران می باشد؛ در همین راستا موضوع ترجمه کتاب پزشکی از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

ویژگی های مهم برای تهیه کتاب پزشکی

یکی از موارد مهمی که دانشجویان پزشکی برای تهیه کتب تخصصی روی آن حساس هستند، استفاده صحیح و به جا از اصطلاحات طب پزشکی می باشد. گاها در یک فصل از کتاب، اگر یک واژه در مکانی نادرست استفاده شود، می تواند کل متد و ریتم مشروح را تغییر دهد.

کتاب های معروف پزشکی هم که توسط مترجمین مختلفی به فارسی ترجمه و بازنگری شده اند، معمولا دانشجویان بر این باور هستند که تفاوتی با یکدیگر ندارند، اما اگر دقیق به بطن کتاب دقت کنند، متوجه خواهند شد که ترجمه و تفاسیر و همچنین استفاده از اصطلاحات دارای تفاوت های زیادی است. پس همواره برای خرید کتاب پزشکی از مترجمین به نام و برجسته استفاده کنید.

مورد مهم دیگر در این باره، استفاده از اطلاعات به روز می باشد. علم طب هر روز دستاوردهای نو و جدیدی را به دنیا عرضه می کند. به گونه ای که گاهی یک دستاورد جدید، دستاورد چند روز قبل خود را باطل کرده و متدی جدید را عنوان می کند.

حال اینکه نگارنده ی کتاب از اطلاعات به روز و معتبر دنیای پزشکی آگاه باشد، امر مهمی برای دانشجویان در این حیطه محسوب می شود. همواره کتب علمی از اهمیت والایی در زمینه ی اعتبار برخوردار هستند که بایستی توسط ناشران این عرصه به خوبی ارزیابی شود.

اگر به دنبال منابع معتبری هستید که به صورت حقیقی و مطلق، سطح دانایی شما در زمینه علوم پزشکی را ارتقا دهد، می توانید از گروه مشاورین بانک کتاب روز استفاده کنید.

[ads]
................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...