نخستین مجموعه شعر مصطفی مستور با عنوان «و دستهایت بوی نور می‌دهند» در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌شود.

مصطفی مستور از دریافت مجوز برای نخستین مجموعه شعرش با عنوان «و دست‌هایت بوی نور می‌دهند» خبر داد و به ایسنا گفت: شعرهای مجموعه‌ی شعر «و دست‌هایت بوی نور می‌دهند» شعرهایی است که در واقع، برخی از آن‌ها در داستان‌هایم استفاده شده است و برخی هم جدیدند و جایی از آن‌ها استفاده نشده است.

وی با اشاره به اینکه شعرهای این مجموعه در هفت سال گذشته سروده شده‌اند، افزود: این مجموعه شامل حدود 25 شعر نو می‌شود که به طور کلی، دریافت‌ها، احساسات و برداشت‌های من از زندگی هستند که مضمون آن‌ها در داستان‌هایم نیز آمده ‌است اما برخی مواقع، برداشت‌هایی وجود دارند که آن‌ها را نمی‌توان به داستان تبدیل کرد و اگر قرار باشد در قالب داستان بیایند، بسیار دشوارند و به شکل طبیعی تمایل دارند به شعر تبدیل شوند اما به معنای حقیقی کلمه، من شاعر نیستم و این‌ها تأثرات روحی من هستند.

مجموعه شعر «و دست‌هایت بوی نور می‌دهند» با برخی اصلاحات مجوز نشر گرفته‌ است و توسط نشر مرکز تا نمایشگاه کتاب تهران منتشر خواهد شد. چاپ سی و پنجم کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» و چاپ سوم «پرسه در حوالی زندگی» از آثار این نویسنده نیز در بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب عرضه می شود.

نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...