هوشنگ مرادی کرمانی با بیان اینکه "من محصول کتابخانه‌های خانگی هستم" گفت: «در روستایمان پیرمردی بود که چندین کتاب داشت و من برای اینکه بتوانم کتاب‌های او را قرض بگیرم، گوسفندان او را به چرا می‌بردم.»

مرادی کرمانی که پنج شنبه شب در مراسم پایانی جشنواره کتابخانه‌های خانگی سخن می‌گفت، افزود: «اولین کتابخانه‌ای که از آن استفاده کردم، کتابخانه عمویم بود، او تنها کسی بود که در روستای ما کتابخانه داشت و من هر وقت به کتاب‌های او دست می‌زدم، مادربزرگم مرا تنبیه می‌کرد.»

به گزارش ایبنا نویسنده قصه‌های مجید ادامه داد: «اولین مدیر کتابخانه‌ی خانه‌ی ما مادربزرگم بود و با وجود اینکه سواد نداشت از روی جلد کتاب‌ها، آنها را تشخیص می‌داد و بعدها پیرمردی به روستای ما آمد که کتاب‌هایی داشت و من  آنها را قرض می‌گرفتم.»

این نویسنده با اشاره به اینکه بعدها شاگرد کتاب فروشی شد، افزود: «حضورم در کتابفروشی و شاگردی در آنجا، سبب شد بیشتر کتاب بخوانم و بعدها به کتابخانه‌های عمومی بروم.» مرادی کرمانی بر نقش کتابخانه‌های خانگی در کتابخوان شدن جوانان تاکید و ابراز امیدواری کرد: «جشنواره کتابخانه‌های خانگی به صورت سالیانه برگزار شود.»

نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...