• 14 آبان 1398

    چرا-ما-ایرانیها-اینجوری-هستیم-فیلم

    «ایرانی‌ها فردگرا و خودرای هستند»، «ایرانی‌ها تنبل هستند»، «ایرانی ها بی‌نظم هستند»، «ایرانی ها دروغگو هستند»، «ایرانی ها مخالف نخبه‌گرایی هستند» و... در این برنامه تبارشناسی و شیوه نگارش کتاب‌هایی مثل «خلقیات ما ایرانیان» اثر محمدعلی جمالزاده، «جامعه شناسی نخبه کشی» نوشته علی رضاقلی، «جامعه شناسی خودمانی» به قلم حسن نراقی، «پیرامون خودمداری ایرانیان» و «کار و فراغت ایرانیان» از حسن قاضی مراد، تحلیل و بررسی شده است. ...

Loading
ابتدا شیفته "غربی‌سازی" جامعه است و به اصلاحات از بالا دل بسته، اما با شکست این روش، "نوسازی" سیاسی را برمی‌گزیند و نقد سنت در پایین‌ترین سطوح جامعه را تئوریزه می‌کند... از یک طرف اطفال بی‌شعور می‌ریزند و از سمت دیگر مهندس و حکمای کامل بیرون می‌آورند... هرچند یکبار جنبشی کورکورانه میان مردم پیدا می‌شود... نه ایده‌آل‌هایمان را یک‌جا متمرکز می‌کنیم و نه زیر لوای مشروطیت و قانون برمی‌خیزیم... هر جنبشی به آشفتگی و خونریزی می‌انجامد و همین که طوفان گذشت، آب‌ها از آسیا می‌افتد ...
فردی که خودش را شهروند نمی‌شناسد، نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت می‌شود و این یک ویژگی نامدنیت سیاسی اجتماعی است... گفت‌وگو و مشاجره را نه با اخلاق، بلکه با مدنیت و نامدنیت می‌سنجند... هرچه حوزه شهروندی در فرد محدودتر شود، او بیشتر به سوی برآوردن منافع و مصالح شخصی‌اش رانده می‌شود... وقتی خودمداری در جامعه غلبه پیدا می‌کند، فردی که در جایگاه یا مرتبه بالا قرار می‌گیرد مسئولیت تصمیماتی که می‌گیرد نمی‌پذیرد و پاسخگو نیست ...
چرا کاستی‌های شاه عباس اول را نادیده گرفته...«پروژه» او به‌شدت رنگ سیاسی گرفته است... یک راست‌ محافظه‌کار اقتدارگراست... پادشاهان باستانی ایرانی متعلق به رده‌ای از خدایان بودند که «بغ» خوانده می‌شدند... رابطه این نوع فرمانروا با مردم تحت سلطه‌اش رابطه چوپان و رمه بود... توجه او به تاریخ واقعی برای توجیه سوگیری‌های ایدئولوژیکی‌اش است... در روایت طباطبایی شاه عین دین است و فرمان‌هایش فرمان خداست ...
در حال بارگزاری ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...