• 04 فروردین 1385

    آندره-موروا

    اصلاً یهودی است و نام اصلی او امیل هرزوگ (Emile Herzog) است... در جنگ جهانی اول از طرف ارتش فرانسه به سمت رابط و مترجم بین دسته‌های نیروی فرانسه و انگلیس تعیین شد... ثار تاریخی موروا با بهره‌مندی از بهترین و مستندترین منابع به نقطه‌های تاریک تاریخ روشنی می‌افکند. ...

Loading
در میان سخت‌ترین موقعیتهای ناشی از جنگ، هرگز طنز را فراموش نمی‌کنند... این مردان ستایش‌انگیز از پاره‌ای جهات کودک مانده‌اند، با همان چهره گلگون و شوق به بازی... گفتگوی انگلیسی‌ها مثل بازی مشت‌زنی است. در این بازی اشاره به مسائل شخصی، مثل ضربه‌های پایین‌تر از کمربند ممنوع است؛ و هرکس که ضمن بحث احساسات به خرج دهد از چشم همه می‌افتد. ...
در دوره بازگشت سلطنت (1814-1930) تمامی خانواده بالزاک در محله ماره پاریس مستقر می‌شوند، و این دوره کارآموزی نویسنده نابغه در میان خواهر و مادری بسیار مهربان است... زندگی و ثروتش را با همان بی‌خیالی قهرمان چرم ساغری برباد می‌دهد، همیشه یک کتاب به ناشران بدهکار است، پیوسته در پی چند هزار فرانک و درگیر با زنان ولخرج است... نخست آثارش که باید به پایان برساند، سپس خانم هانسکا که آرزوی وصالش را دارد. ...
کوشش کنیم لایق مطالعه آثار بزرگان شویم، زیرا کتاب خواندن مثل میکده‌های اسپانیایی و مثل عشق‌بازی است. یعنی در آنجا به جز آنکه با خود می‌برید چیز دیگری یافت نمی‌شود... غذای روح را باید خوب انتخاب کرد. روح هرکسی غذایی مخصوص به خود دارد ... هروقت می‌خواهید کتاب بخوانید محیطی پر از احترام و تجمع خاطر همانند آنکه در مجالس کنسرت برقرار است ایجاد نمایید ...
از یازده سالگی به بعد، پس از اینکه در مادرید به نزد پدرش ژنرال کنت هوگو رفت و اسپانیا را دید، رشته‌ای از حوادث پیاپی و مجموعه حیرت‌انگیزی از فرازها و فرودها زندگی او را انباشته است... همه از عشق او نسبت به آدل فوشه، که زنش شد، و سپس نسبت به ژولیت دروئه، که از 1832 تا دم مرگ او را دوست می‌داشت، خبر دارند. اما بسیاری زنهای دیگر نیز در زندگی او بوده‌اند... پدری بسیار خوب و پدربزرگی خوب‌تر بود و داغ بسیاری از نزدیکانش را دید و درد کشید ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...
این سی و دو دفتر را در زندانی نوشت که در رژیم موسولینی از سال 1929 تا مرگ خود، به مدت یازده سال، در آن به سر برد... به رغم عدم دسترسی به کتاب‌ها و مراجع لازم، درباره‌ی متنوع‌ترین و مشکل‌ترین مسائل سیاست، فلسفه، تاریخ فکری و اجتماعی، هنر و ادبیات به بحث می‌پردازد... یادداشت‌هایی درباره‌ی ماکیاولی، سیاست و دولت جدید، درباره‌ی بسط بورژوازی ایتالیایی؛ ادبیات و حیات ملی، تأملاتی درباره‌ی دانته و درباره‌ی رمان پاورقی ...
حقیقت این است که شهرت «دو قرن سکوت» بیش از آنکه مرهون ارزش و اعتبار علمی‌اش باشد، حاصل محتوای ایدئولوژیک آن است... موضوعات علمی را به سبک ادبی برای هر دو گروه متخصص و متوسط می‌نوشت... سبک او که آمیزه‌ای بود از اطلاعات وسیع و مقبول علمی در بیانی سرشار از جذابیت ادبی و روایتگری... غزالی قهرمان کتاب فرار از مدرسه است و حافظ قهرمان از کوچه‌ی رندان است و نظامی قهرمان پیر گنجه در جستجوی ناکجا آباد ...
زمان وقوع حوادث داستان دهه‌ی 1930 میلادی و مقارن با دوره‌ی رکود بزرگ اقتصادی آمریکاست... تنها دارایی ارزشمند خانواده‌شان، بشقابی است که روی آن یک رودخانه، سه آدم، یک پل و درخت بیدی آبی‌رنگ نقش بسته است... مدام مجبور به کوچ از جایی به جای دیگر برای کسب درآمدی ناچیز بوده‌اند... آسیب‌های روانی و عاطفی که در این دوره بر کودکان وارد شد، در دهه‌های بعد آثار خود را در زندگی بزرگسالی‌شان نشان داد ...