تعطیلی عقل سیاسی | اعتماد


کتاب «تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» اثر دوران‌ساز سیدجواد طباطبایی که توسط نشر هرمس منتشر شده، بی‌شک یکی از ارکان پروژه فکری نام‌آشنای «تأملی درباره ایران» به شمار می‌رود. این دفتر بازنویسی، بسط انتقادی و ویراست بنیادین رساله‌ای است که نخستین تحریر آن دهه‌ها پیش با عنوان «درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» انتشار یافته بود، تلاش دارد بحران امتناع تفکر، چرایی زوال خرد سیاسی و شیوه‌های گوناگون اندیشیدن ایرانی را در مواجهه با قدرت، خلافت و سلطنت از عهد باستان تا دوران اسلامی واکاوی کند.

تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» اثر دوران‌ساز سیدجواد طباطبایی

طباطبایی در این ویراست منقح، با رویکردی معرفت‌شناختی، متون کلاسیک ادب، حکمت، فقه و سیاست‌نامه‌نویسی را از نو خوانده و تصویری منسجم از کشاکش میان «اندیشه ایران‌شهری» و «خرد سیاسی اسلامی» پیش چشم خواننده قرار داده است. پیشگفتار مفصل کتاب با روایتی تاریخی و آسیب‌شناسانه از فرآیند شکل‌گیری و تدریس این مبحث در دانشگاه‌های ایران آغاز می‌شود. طباطبایی توضیح می‌دهد که این دفتر، حاصل بازنویسی متنی است که نخستین ویرایش آن بیش از دو دهه پیش منتشر شد و با وجود استقبال شایان توجه اهل نظر و دانشجویان، همواره به دلیل نقصان‌ها، غلط‌های چاپی و بدفهمی‌های رایج، نیازمند ویراستی انتقادی و نوسازی اساسی بود. او با اشاره به سابقه تدریس درس «اندیشه سیاسی در ایران» در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و مقایسه آن با دهه‌های آغازین تاسیس این نهاد، نشان می‌دهد که این شاخه از دانش تا مدت‌ها در برنامه‌های رسمی علوم سیاسی با تاخیری بسیار وارد شد و محتوایی فقیر و سردرگم داشت.

در غیاب یک متن جامع و روش‌مند، آنچه تدریس می‌شد صرفا جزوه‌هایی مقدماتی بود؛ شاخص‌ترین آنها جزوه زنده‌یاد دکتر حمید عنایت به ‌شمار می‌رفت که بعدها با عنوان «سیری در اندیشه سیاسی عرب» انتشار یافت و تمرکز آن یکسره بر سیر تطور افکار در جهان عرب و میان اهل ‌تسنن بود، بی‌آنکه به سرشت ویژه «اندیشیدن ایرانی» و تداوم سنت فکری پیشااسلامی التفات ورزد. یکی از نوآوری‌های مهم روش‌شناختی طباطبایی در این کتاب، آزاد کردن متون کلاسیک ادب فارسی از قرائت‌های صرفا زبان‌شناختی، ادبی و فنِ بدیع است. به تصریح نویسنده، پیش از آغاز مطالعات نوین اندیشه سیاسی، پژوهشگران ادب فارسی متونی نظیر سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک، کلیله و دمنه به انشای نصرالله منشی و قابوس‌نامه را تنها از حیث اسلوب بلاغت، سبک انشا و آرایه‌های لغوی مورد ارزیابی قرار می‌دادند، حال آنکه ژرف‌ساخت این متون تماما در بردارنده مهم‌ترین مفاهیم حوزه قدرت، تدبیر ملک و مناسبات سلطان با رعیت بوده است. نویسنده با تکیه بر تصحیح‌های انتقادی محققان معاصری چون مجتبی مینوی، یحیی مهدوی و عبدالعظیم قریب، یادآور می‌شود که این آثار سال‌ها در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس شده‌اند، اما ساختار مفهومی و دستگاه فکری آنها در باب مشروعیت سلطنت، عدالت و وظایف حکومتگری پنهان مانده بود. طباطبایی این رساله‌ها را به جایگاه اصلی خود یعنی رساله‌های فلسفه و تدبیر مدن بازمی‌گرداند و نشان می‌دهد که ادبیات فارسی در غیاب بسترهای نهادمند، حامل اصلی اندیشه سیاسی در تمدن ایرانی بوده است.

مساله محوری کتاب، مفهوم «اندیشه ایران‌شهری» و چگونگی استمرار و بازتولید آن در ساختار خلافت و سلطنت دوران اسلامی است. طباطبایی در پیش‌گفتار استدلال می‌کند که تاریخ ایران، برخلاف تصور تاریخ‌نگاری‌های خطی و سطحی، از یک تداوم منطقی و گسست‌ناپذیر برخوردار است. در نگاه او، با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، نظام گفتاری و اندیشگی ایران‌شهر از بین نرفت، بلکه در قالبی رمزی، در آثاری چون اندرزنامه‌ها، شاهنامه‌ها و سیاست‌نامه‌ها نفوذ کرد و خود را بر حاکمان جدید تحمیل ساخت. این شیوه اندیشیدن ایرانی که کانون آن بر مفهوم دادگری، فرّه ایزدی و حفظ تعادل طبقاتی استوار بود، در دوره اسلامی نوعی سازش و همزیستی ناگزیر با احکام شرع و نظام خلافت برقرار کرد. طباطبایی معتقد است بدون فهم تداوم این سنت کهن، فهم سازوکار پادشاهی‌های ایرانی‌تبار و سلجوقی ناممکن خواهد بود؛ سنتی که نه به معنای باستان‌گرایی نوستالژیک، بلکه به منزله واقعیتی انضمامی در دستگاه حکمرانی ایرانیان حضور داشته است. بخش مهمی از مقدمه این کتاب به نقد صریح و شجاعانه فضای دانشگاهی و پژوهشی معاصر اختصاص یافته است. نویسنده همچنین به نقد کسانی می‌پردازد که با ذهنیت‌های ایدئولوژیک برآمده از دوران چپ‌زدگی یا التقاط‌گرایی شبه‌روشنفکری سراغ متون کهن رفته‌اند. او با کنایه به چهره‌هایی چون جلال آل‌احمد و علی شریعتی بیان می‌دارد که نمی‌توان از دل سخنان ایدئولوژیک و احساسی، سنتی فلسفی برای تفکر سیاسی پی‌ریزی کرد. در دیدگاه طباطبایی، مصادره متفکرانی چون فارابی، ابن‌سینا یا نظام‌الملک در قالب ایسم‌های مدرن، چیزی جز ابتذال و پر کردن خلأ اندیشه با لفاظی‌های تهی نیست.

طباطبایی در ترسیم جغرافیای فکری جهان ایرانی-اسلامی، سه جریان عمده را از یکدیگر تفکیک می‌کند: فلسفه مدنی (خرد یونانی-ایرانی)، سیاست‌نامه‌نویسی (خرد انضمامی ایران‌شهری) و اندیشه فقهی و مصلحت‌اندیشانه. اوج لحن تراژیک نویسنده در بررسی دوران صفویه و سپس سقوط دردناک این سلسله به چشم می‌خورد. طباطبایی با اشاره به دورانی که خرافات بر دستگاه خلافت و دیوانسالاری سایه افکند، ماجرای شکست شاه سلطان حسین در برابر یورش محمود افغان را نمادی از پوچی و امتناع اندیشیدن در این بستر تاریخی می‌داند. در حالی که فتوحات فکری و علمی جهان مدرن در غرب رو به اعتلا بود، دربار صفوی به لفاظی، وردخوانی و استخاره پناه برده بود. این مقایسه نشان می‌دهد که چگونه زوال تدریجی عقلانیت سیاسی و حذف تدریجی فلاسفه و اندیشمندان نقاد، یک ملت کهن را به آستانه سقوط و تسلیم در برابر اقلیتی مهاجم سوق داد؛ وضعیتی که طباطبایی آن را نتیجه مستقیم «تعطیلی عقل سیاسی» و «سیطره توهمات» ارزیابی می‌کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...