کتاب «جنگ، سیاست و ابرقهرمان‌ها» [War, politics and superheroes : ethics and propaganda in comics and film] اخلاقیات و پروپاگاندا در کمیک‌ها و فیلم، اثر مارک دی پائولو [Marc DiPaolo] و با ترجمه علی‌اکبر جناب‌زاده توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

جنگ، سیاست و ابرقهرمان‌ها» [War, politics and superheroes : ethics and propaganda in comics and film] اخلاقیات و پروپاگاندا در کمیک‌ها و فیلم مارک دی پائولو [Marc DiPaolo]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، واکنش‏‌هایی که کمیک‏‌ها و فیلم‏‌های ابرقهرمانی به وقایع روز دنیا نشان داده‌‏اند حاکی از ظرفیت تأمل‌پذیر آن‏‌ها در پرداختن به اموری است که در ظاهر هیچ ارتباطی به آن‏‌ها ندارد. ابرقهرمان‏‌های کتاب‌‏های کمیک از دهه ۱۹۳۰، یعنی زمانی که وارد عصر مدرن خویش شدند، تاکنون جای خالیِ قدرت‌‏های ماورایی و فرادرک انسانی را پُر کرده‌‏اند؛ قدرت‏‌هایی که پیش از ظهور اومانیسم در دوران رنسانس در انحصار «خدا» بود و پس از کنار زدنِ الهیات کلیسای کاتولیکِ قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی کودک نوپای «انسانِ تجربی» آن را به جانشین خدا روی زمین واگذار کرد. اما این جانشینْ انسان بود و فاقد هرگونه قدرتی که بتواند فراسوی جهانِ ماده را حتی درک کند. کاراکتر سوپرمن اولین واکنش ذهنِ وحشت‏زده «انسان رایج» در میانه دو جنگ جهان‏شمول بود. یک معادله ساده: انسان جای خدا را گرفت.

ابرقهرمان‏‌های کتاب‏‌های کمیک آمدند تا دنیا را نجات دهند؛ نخست در داستان‏‌هایی که روی صفحات کتاب‏‌های کمیک نقش می‏بست و حتی تلاش نمی‌‏کرد دیوار چهارم را درهم بشکند. سپس، در دنیای واقعی از طریق کنشگری با مخاطبی که اکنون شهروندِ جغرافیای فانتزی دنیای تحت حمایت یک ابرقهرمان با قدرت‏‌های ماورایی بود. مثلاً، سوپرمن در جنگ جهانی دوم نقش مهمی در فروش اوراق قرضه جنگی و تأمین هزینه‌های جنگ داشت.

شخصیت‌‏های شرورِ داستان‌‏های ابرقهرمانی نیز بخش دیگری از همین معادله بودند. آن‏‌ها به‏ عنوان «دیگرانِ» داستانشان، که در مقابل «ما» تعریف می‏‌شدند، قوای «شر» را در برابر نیروهای «خیر» در آرماگدون آخرالزمانی داستانشان تشکیل می‏‌دادند. شرورها بهترین «دیگری‌سازها» در مقابل «ما»ی معمولاً امریکایی بودند و در هر دوره، بازتابی از عمیق‏ترین ترس‌‏های جامعه امریکا به شمار می‏‌رفتند؛ ترس از نازیسم و پیدایش مجدد آن در دوران جنگ دوم و پس از آن، ترس از «تهدید سرخ» در دوران مک‏کارتیسم و جنگ سرد و ترس از بنیادگرایی در دوران پس از وقایع یازده سپتامبر ۲۰۰۱. شکست آلمان نازی در جنگ دوم و فروپاشی شوروی پس از جنگ سرد به طرفداران ابرقهرمان‌‏ها اطمینان داد «قدرت آمریکا»، که در ابرقهرمان‌‏های ذاتاً امریکایی متبلور شده بود، می‌‏تواند جای خدا را در معادلات روز دنیا پر کند. یازده سپتامبر این موازنه را برهم زد.

پس از حملات یازده سپتامبر، ابرقهرمان‌‏ها عملاً بازنشسته شدند. آن‏‌ها نتوانستند از ترس‌‏هایی واقعی که دنیا نظاره‏گر آن بود جلوگیری کنند. چطور می‏توانستند کماکان در کشوری زندگی کنند که دائماً در هراسِ وقوع حمله‏‌ای دیگر روزها را سپری می‏‌کند؟ چگونه می‏‌توانستند هم از عهده مسائل دقیق و ظریف بین‏‌المللی برآیند و هم بکوشند روانِ پریشانِ ملتی عمیقاً وحشت‏زده را تسکین دهند؟ اکران سه‏‌گانه بت‏من، اثر کریستوفر نولان، این فرصت را به ابرقهرمان‏‌ها داد تا جایگاهشان را در فرهنگ عامه از نو تعریف کنند. ناگهان شرورهایی وحشتناک‏تر و پیچیده‌‏تر در داستان‌‏های ابرقهرمانی پدیدار شدند؛ از جنس همان شرور‏هایی که امریکا در برابر خود می‏‌دید. پس از آن، یک دسته پرجمعیت از تفسیرهای سینماییِ دیگر به دنبال بت‏من نولان راه افتادند.

فیلم‏‌های ابرقهرمانی پس از آنکه نگاهی داستانی به تراژدی‏‌های یازده سپتامبر ارائه کردند، به بخش لاینفک گیشه تبدیل شدند. آن‏‌ها بر خاطرات والدین و اشتیاق کودکان تکیه داشتند. نگاه تازه‏‌ای که در برابر قهرمانی‏‌گری ایجاد شد تاریک و پیچیده بود و قلمروی سیاسی امریکا را به تصویر می‌‏کشید. روح وحدت در میان مردم امریکا از هم پاشید؛ زیرا ملت به شکلی فزاینده، تحت فشار ماشین‏‌های دوقطبیِ جناح‏‌های سیاسی این کشور، در حال چندقطبی شدن بودند. در نقطه اوج این تراژدی، رئیس‏‌جمهوری به قدرت رسید (دونالد ترامپ) که براساس فلسفه‏‌اش یک «مأمور خودخوانده» است و زمینه را برای تولید فیلم‏‌هایی ابرقهرمانی آماده می‏‌کند که برای یافتن دشمن، به جای نگاه به بیرون از مرزها، اکنون باید داخل مرزهای امریکا را جست‏وجو کنند.

تمام آنچه گفته شد نشان می‌‏دهد کمیک‌‏ها و داستان‏‌های ابرقهرمانی چیزی بسیار فراتر از فقط «داستان» هستند و شایستگی واکاوای حتی در سطوح آکادمیک را دارند. کتاب «جنگ، سیاست، و ابرقهرمان‌‏ها» از همین منظر به کتاب‏‌های کمیک ابرقهرمانی و فیلم‏‌هایی که براساس این کمیک‌‏ها ساخته شده‌‏اند، می‏‌نگرد. نویسنده کتاب، مارک دی‏پائولو، روایت‏‌های ابرقهرمانی را، همچون بازتابی از وقایع روز دنیا، به قضاوت می‏‌نشیند و اخلاقیات آن‏‌ها را در قالب بخشی از یک پروپاگاندای سیاسی و گاهی نظامی بررسی می‌‏کند. مخاطب در این کتاب با واقعیت‏‌هایی چشم ‏در‏چشم می‏‌شود که حتی سال‏‌ها طرفداریِ دوآتشه از یک ابرقهرمان نیز نمی‏‌تواند آن‌‏ها را برایش آشکار کند. اگرچه نویسنده طرز فکری لیبرال دارد و هرازگاهی به سمت سیاست‌‏های جناح دموکرات امریکا تلوتلو می‏‌خورد، اما نگاه توصیفی‏‌اش به فرامتنِ روایت‏‌های ابرقهرمانی در این کتاب به مخاطب اجازه می‌‏دهد فارغ از موضع‏‌گیری‏‌های سیاسی، اگرچه با مشقت، اما با نگاهی فراجناحی به تکه‏‌های کوچک‏تر این پازل بنگرد و درنهایت به تصویر کلّیِ پنهان در خرده‏‌فرهنگِ ابرقهرمانی دست یابد.

................ هر روز با کتاب ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...